تبلیغات
وبلاگ کارشناس بازاریابی بانک مسکن - مطالب آذر 1393

به نام خدا
کمتر کسی را در حوزه بازاریابی می شناسید که عناصر آمیزه بازاریابی را نداند وبا محصول، قیمت، توزیع وترویج که همان 4Ps  (PRODUCT,PRICE,PLACE,PROMOTION  )است ، بیگانه باشد.
کمتر کسی را در حوزه ترویج و ارتباطات بازاریابی می شناسید که عناصر آمیزه ترویج را نداند وبا عواملی نظیر تبلیغات، فروش شخصی، عوامل ترویج فروش ( چاشنی ها وانگیزه سازها ) ، روابط عمومی ( آوازه سازها) ، فروش مستقیم وفروش اینترنتی بیگانه باشد.
کمتر کسی را در حوزه اقتصاد وتولید می شناسید که عوامل تولید را نداند وبا نیروی انسانی،سرمایه،مواد اولیه وماشین که همان 4Ms معروف
( MAN, MONEY, MATERIAL,MACHINE ) هست بیگانه باشد.
کمتر کسی را در رشته مدیریت می شناسید که عوامل هفتگانه مدیریت بنگاه های موفق را نداند وبا ارزش های مشترک،استراتژی،ساختار،سیستم ، کارکنان، مهارتها وسبک مدیریت که همان 7Ss  
( SHARED VALUES,STRATEGY,STRUCTURE,SYSTEM, STAFF,SKILLS ,STYLE) است بیگانه باشد

.
کمتر آشپز ایرانی را می شناسید که عناصر لازم برای پخت غذاهای گوناگون از جمله غذای قورمه سبزی را نداند وبا سبزی،گوشت، لوبیا و لیموبیگانه باشد.
کمتر انسانی را می شناسید که الفبای زبان خود وبسیاری از واژه ها را نداند.
کمتر کسی را می شناسید که عوامل موفقیت مدیریت عمر را نداند وبا هفت «ع» « عقل،عاطفه،عقیده،علم،عزم، عرضه وعمل » بیگانه باشد.
اما به راستی چرابا این همه آگاهی از عوامل وعناصر پدیده های گوناگون، انسانها وسازمانها بیقرار وگرفتارند ونمی توانند به آنچه می خواهند برسند و موفق شوند.
چرا از دارائی ،دانائی وتوانائی ها به درستی استفاده نمی شود؟ مشکل اساسی کجاست و چگونه می توان بر آن غلبه کرد؟
اگرچه ممکن است پاسخ های گوناگونی به این پرسش ارائه شوند اما ساده ترین وعملی ترین پاسخ در یک جمله خلاصه می شود:« ناتوانی در آمیزه سازی و یکپارچگی » .
موفقیت بازاریابان در دانستن عناصر آمیزه بازاریابی نیست بلکه در هنر، مهارت وقابلیت «آمیزه » عناصر بازاریابی است؛ آمیزه ای که مشتری پسند ،بازار پذیر ورقابتی باشد.
ترویج وارتباطات بازاریابی موثر در آگاهی از عوامل ترویج وارتباطات یکپارچه نیست بلکه در آمیزه ویکپارچگی آنهاست که باعث آثار متنوع ومتعدد بر مخاطبان گوناگون می شود.
محصولات مطلوب در شناخت عوامل تولید بطور مجزا نیست بلکه در چگونگی ترکیب وآمیزه عوامل تولید وچگونگی استفاده متناسب وهم افزای آنهاست که تولیداتی برتر وموثرتر را بوجود می آورند.
موفقیت مدیران در توصیف وتعریف وحتی شناخت کامل عناصر هفتگانه مدیریت موفق نیست که با کتاب و همایش وآموزش کسب شوند؛بلکه در توانائی آنها برای پیوند، ارتباط منطقی وانسجام آنها برای دستیابی به اهداف مشخص ومعین در اداره امور گوناگون است. مدیر موفق کسی است که ضمن درک نقش وارزش هر یک از این عوامل و عناصر کلیدی وارزنده، آمیزه ای مطلوب از آنها برای اداره کردن پدیده های گوناگون پدید آورده ومورد استفاده قرار دهد وسازمان را متحول سازد.
غذای دلچسب و خوشمزه ای که زبانزد دیگران می شود در دانستن اقلام مورد نیاز برای پخت نیست، بلکه حاصل تجربه، علم،هنر ومهارت، ظرافت، ابتکار وخلاقیت آشپزی است که می تواند با آمیزه متناسب ومناسب ،دست پختی متمایز وممتاز فراهم کند وهمگان رابه تحسین وادارد وخود را مشهور ومحبوب سازد.
عبارات،جملات،گفته ها ونوشته ها ، کتابها ودیوانها وآثار ارزنده نوشتاری وگفتاری حاصل شناخت حروف الفباوواژه ها نیستند؛ بلکه نتیجه آمیزش وترکیب هنرمندانه، آگاهانه، خردمندانه وهوشمندانه حروف است که کلام را دلنشین ،جذاب واثرگذار می سازد.
رضایت از زندگی وموفقیت در مدیریت عمر در توصیف،توضیح وتکرار عناصر «آمیزه عمر» نیست بلکه در آمیزه ارزنده وبرازنده آنهاست. انسان موفق کسی است که با ترکیب وتلفیق و پیوند به جا، به موقع وبه اندازه از عوامل ذاتی واکتسابی خود بتواند راه درست زندگی را بیابد وراه ومسیر انتخاب شده را با درستی دنبال کند تا به آمال ،آرزوها ،اهداف وآرمانهایش دست یابد وموفق وخوشبخت گردد.
بپذیریم که بسیاری از نارسائیهای مدیریتی ما در هر حوزه، زمینه و پدیده از نداشتن وندانستن عوامل وعناصر نیست؛ بلکه در نبود یا بی توجهی به نظم وانضباط ،توازن وتعادل، ترکیب وتلفیق، پیوند وهمبستگی، هم افزائی وهم سازی، انسجام ووحدت و « یکپارچگی وآمیزه » هاست.
یکی از نارسائیها وضعفهای بزرگ مدیریت تبلیغات در ایران، عدم نگرشی جامع وسیستمی به پدیده تبلیغات وبویژه ناآگاهی یا ناتوانی در خلق ارتباطات یکپارچه واستفاده بهینه وهم افزا ومتوازن آمیزه ترویج است. برای رفع این نارسائی لازم است تا شرکتهای تبلیغاتی از تخصص های گوناگون ودیدگاههای کارشناسی مختلف در ایجاد برنامه های جامع تبلیغاتی استفاده کنند وبا تکنیکها وابزارهای ارتباطات بازاریابی یکپارچه آشنا باشند.
آژانس های تبلیغاتی در ایران بطور مجزا دارای قابلیت ها،تخصص ها ومهارتهای زیادی هستند اما بطور منسجم وهم افزا نتوانسته اند آنها را در چارچوب نظام یکپارچه ارتباطات وترویج وتبلیغ به کار گیرند. این نارسائی ناشی از نبود فضای رقابت واقعی در گذشته، عدم حساسیت سفارش دهندگان تبلیغ، کمبود نیروهای حرفه ای ومتخصص در حوزه تبلیغات بوده است.
هر اندازه بازار رقابتی تر می شود،ضرورت تفکر ونگرش سیستمی وعلمی وگرایش به مدیریت یکپارچه وتبلیغات وآمیزه مناسب عوامل ترویج وتبلیغ بیشتر خواهد شد.
امیدواریم صنعت تبلیغات کشور بتواند با درک شرایط بازار و حساس شدن جامعه به کیفیت تبلیغات علاوه بر دانش وآگاهی از عناصر لازم برای ارتباط موثر به ترکیب وآمیزه مطلوب عوامل نیز توجه جدی نماید تا به آثار بهتر وبیشتری دست یابد.



تاریخ : دوشنبه 3 آذر 1393 | 02:07 ب.ظ | نویسنده : امیر بدخشان | نظرات

از روزی که خود را شناخته ایم «قبول شدن و قبولی» برایمان ارزشمند بوده است زیرا مترادف با« موفقیت، پذیرش، شادی، آرامش، نتیجه گیری، شاد باش، تحسین، آرزو، درود، سپاس، برتری و...» بوده است.
هنوز صدای دلنشین پدر و مادر در گوشمان زنگ می زند که در بعضی از امور از ما می پرسیدند «قبول؟» و یا خودشان جدی یا شوخی می گفتند «قبول».
در بازی های دوره ی کودکی عبارات و جملات زیر تکرار میشد « قبول دارم، قبول نیست، قبول است، قبول کن».
هنگام ورود به مدرسه از اولین روزها به ما می گفتند بچه ها سعی کنید طوری درس بخوانید که همه « قبول» شوید. برای قبولی،تجدیدی و ردی واکنش های متفاوتی داشتیم. اگرچه قبولی در هر درس و کلاس برایمان یک آرزو بود.
کم کم بزرگتر شدیم و در انواع زمینه ها «قبولی » برایمان ارزشمندتر شد؛ زیرا در انواع ارتباط ها، فعالیت ها و ارزیابی ها در جستجوی «قبولی » بودیم.
در دانشگاه، محل کار، جامعه ،امور اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، علمی، حرفه ای، ورزشی، کسب و کار، دادو ستد و بازار آنچه ما را به اوج شادی می رساند « قبول شدن» بود.
در یکی از حساسترین تصمیم گیری ها یعنی پیوند زناشوئی عاقد چندین بار از ما سئوال می کرد « قبول است؟» و اطرافیان با شنیدن « با اجازه بزرگترها، بلی » که پیام آغاز زندگی مشترک بود به ما تبریک می گفتند.
صدها بار در مسیر زندگی  در جستجوی انواع « قبولی» ها تلاش کردیم و نتیجه افکار، گفتار و رفتارمان گاهی قبولی بود و گاهی رد شدن. با قبولی ها شاد شدیم و با رد شدن ها غمگین.
در دعا ، نیایش، عبادت، زیارت و امور گوناگون دینی و مذهبی خواهان « قبولی» بودیم.
هرجا که نشانه ای از مبارزه، مسابقه، چالش، تعهد،قول و قرار وعهدو پیمان بود، « قبول» شدن و قبول کردن نشانه ی دستیابی به هدف، نتیجه گیری و شادی بود.
قبولی های زندگی:
قبولی می تواند در انواع زمینه ها و حوزه ها و در برابر انواع مخاطبان و گروه ها باشد که مهمترین آنها عبارتند از:
1-    قبولی در برابر خدا
مهمترین قبولی در مدیریت عمر، قبولی در محضر خدا و قبول شدن در آزمونهای الهی است ؛بکوشیم آنچه را که در طول حیات خود انجام می دهیم  به گونه ای باشد که مورد قبول و پذیرش خداوند و رضایت او باشد تا رستگار شویم.
خدایا چنان کن سرانجام کار        تو خشنود باشی و ما رستگار
«خشنودی ورضایت خدا» آرزوی همیشگی خداجویان است. لازمه ی قبول شدن نزد خدا «راستی، درستی، نیکی،پاکی» و مدیریت عمر مبتنی بر ارزشهای « خداپسندانه، سالم و سازنده » است.
بکوشیم آنگونه باشیم که مورد قبول « حق» شویم. بخش مهمی از مدیریت عمر چگونه اداره کردن عمر برای قبول شدن در درگاه الهی است. بکوشیم « راستکار و درستکار» باشیم تا در ارزیابی های الهی قبول شده و رستگار شویم.
اگر « رضایت، حمایت، نظارت و هدایت» خداوند را در امور گوناگون زندگی باور کنیم و به آنها پای بند باشیم ، قبول شدن در برابر خدائی که مظهر  بخشش ، بخشایشگری ،گذشت و پذیرش است دشوار نیست.
مومن کسی است که خالصانه خدا را باور دارد و قبولی او را مهمترین قبولی می داند.
مومن واقعی کسی است که اندیشه، بیان، اعمال و آثارش رنگ و بوی حق دارند. با ناحق می ستیزد و از ناحق می گریزد، از حق دفاع می کند و به « حق» احترام می گذارد و رعایت حق را یک باید همیشگی می داند .
 2- خودپذیری (خودمان را قبول کنیم)
بعد از خدا، هرکس باید به گونه ای زندگی کند که خودش آنچه را که انجام می دهد قبول کند و راضی باشد.
ما در بعضی از امور زندگی خودمان را هم قبول نداریم؛ اگر آنچه را که هرروز انجام می دهیم درست ارزیابی کنیم، متوجه می شویم که بین آنچه قبول داریم و آنچه انجام می دهیم فاصله و شکاف زیادی وجود دارد.
ارتباط درست با خود، خودکاوی و خود ممیزی جهت آگاهی از خود واقعی و تلاش جدی برای بهبود مدیریت عمر خود که باعث شود تا رضایت از « خودمان» بیشتر شود و به خود مطلوب و دلخواه نزدیک شویم، یکی از ضرورت های زندگی کسانی است که « خود قبولی» و « خود پذیری» و تقویت آنرا لازمه ی اعتماد به نفس و عزت نفس بیشتر می دانند.
کسی که بتواند به « خود پذیری» برسد باورها، ارزشها، رفتارها و شیوه مدیریت عمر خود را دوست دارد و با آنها مسیر زندگی را طی می کند.
بدترین نوع زندگی مربوط به کسانی است که در پس همه تلاشها و فعالیت هایشان رضایت و قبولی برای خودشان وجود نداشته باشد. اینها کسانی هستند که حتی در اوج دستیابی به قدرت، ثروت و موفقیت ، از لذت سعادت، خوشبختی و رستگاری محروم هستند.
2 -قبولی د رخانواده
از دیگر ارکان « قبولی» در مدیریت عمر « قبولی ، پذیرش و رضایت» خانواده است.
تا چه اندازه افکار، گفتار و رفتارمان مورد قبول اعضای خانواده مان است؟ آیا هرگز فکر کرده ایم که اگر اولین و مهمترین نهاد اجتماعی ما یعنی خانه و خانواده عملکرد ما را قبول نداشته باشند و از ما راضی نباشند، زندگی را باخته ایم؟ آیا می دانیم که اولین ارزیابی در مورد درست  ونادرست بودن مدیریت عمر ما توسط آنها صورت می گیرد؟ آیا قبول داریم که باید مورد قبول آنها باشیم؟ آیا برای قبول شدن در خانواده، ضعفها و کاستی هایمان را بررسی کرده و برطرف می کنیم؟ آیا قبول شدن در خانواده را جدی می گیریم؟ و آیا آنچه را که آنها قبول دارند ، مورد بحث و گفتگو قرار می دهیم تا آنها هم در ارزیابی هایشان اشتباه نکنند؟
نگرش، معیارها و نوع ارزیابی و سنجش افراد در قبولی و پذیرش نقش دارند آنها را نادیده نگیریم. یکی از ضعفهای بسیاری از انسانها بی توجهی به ارتباط درست و گفتگوی صمیمانه با خود، خانواده و دیگران است. گاهی همین گفتگوها نوع و میزان قبولی ها را دگرگون می کند.
ما نمی توانیم بخاطر اینکه همه ما را قبول کنند اصول اخلاقی، ارزشی ، انسانی و باورهایمان را نادیده بگیریم. ضمن  اینکه تلاش  می کنیم تا مورد قبول خانواده و دیگران قرار بگیریم، دیگران هم لازم است توجه کنند که  گاهی آنها نیز باید معیارهای « قبول» داشتن خود را تغییر دهند وواقع بین باشند.
بعبارتی قابل قبول بودن هیچگاه ثابت، یکسویه و خودخواهانه نیست.
3-    قبولی دیگران ( بستگان،دوستان و آشنایان)
چه کنیم تا « بستگان و نزدیکان» ما را بپذیرند. از بودن و دیدن ما شاد شوند و پس وند نام و یاد ما در گفتار و ذهن و دل آنها مثبت ، مطلوب و مناسب باشد؟ تا چه اندازه در مدیریت عمرمان مورد قبول قرار گرفتن نزد دیگران برایمان مهم است ؟ تا چه اندازه  پاسخگوئی به نیازها و خواسته هایشان را باید رعایت می کنیم؟ تا چه اندازه برای آنها راهگشا، دلگشا و مشکل گشا هستیم؟ رفت و آمد ، احوالپرسی، دیدو بازدیدهایمان چگونه است؟ آیا دلهایمان نزدیک هستند؟ آیا واقعاً از دردها، مشکلات، کمبودها و شرایط زندگی هم آگاه هستیم؟ آیا قلمی وقدمی برای ارتباط بهتر با آنها بکار می گیریم؟ آیا آنها با ما راحت هستند؟ آیا اصلاً برای هم وقت می گذاریم یا فقط عنوان خویشاوندی ، فامیل، دوستی را  یدک می کشیم؟
برای اینکه مورد قبول مخاطبان گوناگون خود از جمله فامیل، بستگان، دوستان، همکاران و سایر مخاطبان قرار بگیرید، سعی کنید تا آنها  وانتظارات و معیارهای پذیرش یا عدم پذیرش آنان را بشناسید و تا جائیکه باعث آزار ، اذیت،زیان و آسیب برای شما و دیگران نمی شود ، پاسخگوی آنها باشید.
بطور خلاصه  قبولی و مقبولیت آثار مثبت و شادی بخشی دارند. بکوشیم با ارزیابی عملکردها ،برخوردها و رفتارهای خودمان و سنجش رضایت و عدم رضایت ها ، به گونه ای باشیم که بیشتر از گذشته مورد پذیرش قرار بگیریم.
قبولی باعث خشنودی است و بهبود کیفیت قبولی معرف تحولاتی است که در ما و مدیریت عمر ما شکل می گیرد.
قبولی و پذیرش آنچه انجام میدهیم معرف مجموعه ای از خصوصیات ، خصلتها،خواسته ها و داشته های ما در زندگی است که هر یک از آنها در طول زمان دگرگون می شوند.
«قبول» شدن نیازمند بازنگری،بهبود ونوآفرینی چهار عنصر اصلی است که عبارتند از:
قابلیت و قوه ی رقابتی
بصیرت و بینش برتری جوئی
واقعیت ووضعیت شناسی و سازگاری با آنها
لیاقت و شایستگی های پویا
با توجه به اهمیت عوامل فوق بطور انفرادی و جمعی و نقشی که در « قبولی» ها دارند، نکاتی را که لازم است مورد توجه قرار گیرند با عنوان « چه کنیم تا قبول شویم» تقدیم می گردد.
چه کنیم تا قبول شویم؟
کسانی که قبولی و پذیرش را جدی می گیرند و مایلند تا بیشتر و بهتر مورد پذیرش قرار گرفته و مقبول باشند، همواره در جستجوی عوامل، مهارتها و راه کارهای جدید برای قبولی های گوناگون در زندگی هستند.
اگر می خواهید کیفیت و کمیت قبولی هایتان را بهبود بخشید به نکات زیر توجه کنید:
1-    قابلیت ها و استعدادهای آشکار و پنهان خود را در حوزه ها و زمینه های گوناگون کشف کرده یا بیابید.
2-    قابلیت ها و استعدادهای جدید خود را بشناسید.
3-    قابلیت ها و استعدادهای موجود و جدید و آشکار و پنهان خود را برای استفاده در موارد گوناگون آماده و واجد شرایط کنید. بعبارتی قابلیت ها را به«صلاحیت» تبدیل کنید. گاهی استعدادهای خود را کاربردی و قابل استفاده نمی کنیم و عمر و منابع خود را هدر می دهیم.
4-    صلاحیت یا شایستگی ممتاز، محوری، ویژه و منحصر بفرد خود را  تشخیص داده و یا با مشورت و همفکری با کارشناسان و کسانی که در این زمینه صاحب نظر هستند کشف کنید.
5-    برای تقویت شایستگی ممتاز، هسته ای ، ریشه ای و خود محوری در زندگی و کسب و کار تلاش کنید.
6-    علاوه بر تشخیص قابلیت و تبدیل آن به صلاحیت و شایستگی، سعی کنید تا مزیت های خود را در امور گوناگون بویژه در کسب و کارها و دادوستدها بیابید.
7-    مزیت ها و جذابیت های رقابتی را بعنوان عواملی که شما را برتر و سرتر از دیگران می سازند بیابید و بسازید و در تقویت آنها بکوشید.
8-    مزیت ها و جذابیت های رقابتی را از منظر مخاطبان و مشتریان خود تعریف کنید.
9-    مزیت ها و جذابیت های رقابتی که نقش مهمی در کمیت و کیفیت پذیرش و قبولی شما دارند هیچگاه ثابت نیستند. مزیت ها و جذابیت های رقابتی مقطعی، موردی و ناپایدار خود را بیابید و از آنها استفاده کنید.
10-    قانون پذیر باشید و به قواعد و ضوابط در انجام امور زندگی و حرفه ای پای بند باشید. هیچگاه برای قبول شدن از هر وسیله و شیوه ای که خلاف قوانین، قواعد و ضوابط است استفاده نکنید.
11-    تمرکز، نظم ، انضباط  وسازگاری را تمرین کنید تا بیشتر مورد قبول باشید .
12-    به قول و قرارهایتان پای بند باشید. قبول شدن مهم است اما مقبول ماندن یعنی تداوم قبولی ها مهمتر است. سعی کنید با اعتماد سازی، بستر لازم برای قبولی های آینده فراهم کنید. اعتماد سازی را در رعایت این دو جمله بدانید:
« قول بدهید آنچه را که می توانید انجام دهید و انجام دهید آنچه را که قول می دهید»
13-    سعی کنید نمره قبولی خود را در امور گوناگون زندگی بهبود بخشید. پویائی، تلاش، تقویت قوتها و قابلیت ها و بویژه قوه رقابت پذیری از طریق جذابیت ها و مزیت های « مکمل، متنوع و موثر» و ارزیابی قبولی های گذشته و ممیزی قوتها و ضعفها از جمله عواملی هستند که اگر با دقت و بردباری به آنها توجه کنید، کیفیت قبولی شما را بهبود می بخشد.
14-    واقعیت ها ، وضعیت وشرایط را همواره در نظر داشته باشید و سعی کنید با توجه به آنها، الزامات و اقدامات مناسب برای قبولی را بیابید و از آنها استفاده کنید.
15-    زندگی را نوعی پیکار، مبارزه، مسابقه و چالش برای قبولی های گوناگون بدانید و همواره آماده برخوردهای مناسب در صحنه زندگی باشید. اعتماد به نفس، عزت نفس، مثبت نگری ،امیدواری،بردباری و استواری نقش مهمی در پیکارهای زندگی دارند. سعی کنید گرفتار دام غفلت و بی تفاوتی نشوید و با جنبش و کوشش هدفمندانه و هوشمندانه همواره آماده برای قبول شدن وبرنده ماندن باشید.
16-    پویائی ، علاقمندی،انگیزه،روحیه برتری و پذیرش را در خود همواره تقویت کنید و هیچگاه قبولی  را محدود و ایستا ندانید و در جستجوی قبولی های بیشتر و بهتر باشید.
17-    نابرده رنج ، گنج میسر نمیشود. اگر می خواهید مقبول بمانید، بعضی از موانع، محدودیت ها، فشارها، ناراحتی ها و رنجها را تحمل کنید.
18-    «قبولی» نیازمند « توانمندی،علاقمندی و رقابتمندی» است. سعی کنید توانایی هایتان را به روز کنید؛ علاقه تان بیفزائید و همواره آماده مبارزه و پیکار باانواع پدیده ها باشید.
19-    قبولی واقعی حاصل ممیزی و ارزیابی های درست در مورد کمیت و کیفیت اعمال و رفتار گذشته و مدیریت عمر شماست. آنها را با حوصله و دقت انجام دهید تا بتوانید بهتر و بیشتر مورد پذیرش قرار بگیرید.
20-    با مدیریت «قابلیت، صلاحیت و مزیت» هایتان از طریق خودیابی و خودسازی می توانید قوی تر،شایسته تر وبرتر از گذشته شوید و نمره قبولی بهتری در زندگی کسب کنید. نمره قبولی شما در زندگی معرف کیفیت مدیریت عمر شماست . بکوشید با بهبود مدیریت عمر خود، مقبول تر، مطلوبتر و محبوب تر شوید.



تاریخ : دوشنبه 3 آذر 1393 | 02:06 ب.ظ | نویسنده : امیر بدخشان | نظرات


عصاره عمر به معنای فشرده،برگزیده و خلاصه است و عصاره عمر برگزیده و نتیجه نهائی مدیریت عمر است که می توان با ظرافت در سه حرف شکل دهنده « عمر» یافت و آن :
ع: عزت
م:منزلت
ر: رضایت است.

 عزت به معنای عزیز، ارجمند و ارزشمند بودن،گرامی شدن و سرافرازی است .عزیز به معنای « گرانمایه، محبوب،ارجمند،گرامی،شریف، بزرگوار، محترم وکمیاب » است.
منزلت به معنای قدر،شأن و جایگان در ذهن و دل مخاطبان است.
رضایت نیز به معنای خوشحالی،خشنودی،کامیابی،کامروایی و قبول است .
عصاره عمر یا « عزت،منزلت،رضایت» نتیجه مدیریت عمر هر کس است و مدیریت عمر چگونگی گذران عمر از طلوع تا غروب یا تولد تا مرگ و یا چگونه زنده بودن است.
« عقل، عاطفه،عقیده، علم، عزت نفس،عُرضه و عمل» هفت «ع» آمیزه عمر هستند که چگونگی اداره کردن و استفاده از آنها نقش ارزنده ای در کیفیت عصاره عمر هر کس دارند.
بطور خلاصه عصاره عمر هرکس معرف چگونگی اداره کردن عمر با استفاده از عقل و خرد، عاطفه و عشق،عقیده و ایمان، علم و دانش،عُرضه و مهارتها،عزت نفس و اعتماد به نفس،عمل و عملکردها یا همان « آمیزه عمر» در هر مرحله و هر دوره از چرخه عمر است.
چگونه عصاره عمر خود را بهبود بخشیم:
«عزت، منزلت ورضایت» یا عصاره عمر را می توان با رعایت نکاتی ساده اما نادیده گرفته شده و یا رها شده در زندگی بهبود بخشید. برای تقویت « عزت» در زندگی به نکات زیر توجه و تمرکز کنید:
•    آنچه باعث میشوند تا خود را بیشتر و بهتر دوست بدارید بشناسید وآنها را تقویت کنید.
•    آنچه را که باعث شده اند تا در نزد دیگران عزیز و ارجمند باشید بیابید و سعی کنید آنها را بهبود بخشید.
•    آنچه را که باعث شده اند تا دیگران برای شما دوست داشتنی،عزیز، ارجمند، آبرومند و نیکنام باشند، بشناسید و بکوشید آنها را در خودتان پرورش دهید.
•    آنچه را که باعث عزیز شدن،عزیز ماندن ،عزت و آبرومندی میشوند و حاصل یادگیری شما از مطالعات، تحقیقات،تجربیات،اندرزها و آموزه های گوناگون است یادداشت کنید و بکوشید به تدریج اما با دقت و درستی در زندگی خود بکار بگیرید.
•    خود را بیشتر و بهتر از گذشته بپذیرید و باور کنید تا دیگران هم شما را بیشتر باور کنند و شما را بپذیرند.
•    سعی کنید با اخلاق، گفتار و رفتار بهتر و مطلوبتر در زندگی، خود را عزیزتر کنید و منزلت و جایگاه بهتری در دل و ذهن مخاطبان خود بدست آورید.
•    هرگاه و هرجا با نکته ای یا عاملی برخورد کردید که حس خوبی به شما می دهد و باعث شده اند تا خود و یا دیگران را بیشتر دوست بدارید و یا دوستتان بدارند در دفترچه کوچکی که همیشه با خود دارید، ثبت کنید تا از آنها در زندگیتان استفاده کنید.
•    هرگاه و هرجا با رفتار،گفتار،افکار پسندیده ، جذاب و مطلوبی برخورد کردید که می توانند در سرافرازی، احترام فردی و اجتماعی،عزت و آبرومندی، محبوبیت و مطلوبیت انسانها موثر باشند و یاشاهد آنها هستید،یادداشت کنید و با تمرین و تقویت آنها زمینه ساز عزت و سربلندی بیشتر خود شوید.
•    خلوص دل و نیت، خوش رفتاری، خیرخواهی و خیررسانی، راه گشائی، مشکل گشائی،مردم داری، مهربانی، سادگی و سازگاری با واقعیت ها و نیز معرفت و مروت از جمله نکات بسیار ساده و سازنده ای هستند که می توانند عزت و آبرومندی، عزیز بودن و ارزشمندی، بزرگواری و ارجمندی انسانها را تقویت کنند و بهبود بخشند آنها را در زندگی خود جدی بگیرید.
عزت عمر، حس، حالت،وضعیت مطلوب و خوشایندی است که انسان از عمر و مدیریت عمر خود کسب می کند و شامل لطف خدا و همت و عملکرد انسان است.
عزت عمر دارائی ارزشمندی است که حاصل زندگی درست و درست زندگی کردن هر کس است. کسی که به اصول انسانی، دینی،اجتماعی،حرفه ای و ارزشی پای بند و متعهد است و کسی که انسان بودن را به معنای واقعی کلمه باور دارد و برای انسان بودن یعنی مفید و موثر بودن تلاش می کند بطور قطع عزیز ، ارجمند، مفید و ارزشمند خواهد بود.
چگونه عصاره عمر را تقویت کنیم؟
تقویت عصاره عمر رابا تقویت وبهبود هریک از سه عنصر« عزت،منزلت ، رضایت »تحقق بخشید.
1-    تقویت عزت
اگر عزت را در عزیز شدن،عزیز بودن ،عزیز ماندن،سربلندی و ارجمندی به بدانید.
توجه به نکات زیر می تواند عزت عمر را تقویت کند:

 خودتان را بیشتر از گذشته دوست بدارید. خوبی ها و زیبائی ها،مثبت ها و قوتهای خود را فهرست کنید. آنها را تقویت کنید و ارتباط صمیمانه تر با خود، همدلی، یکرنگی، صداقت و صراحت با خود، خودفهمی و خودپذیری از جمله مواردی هستند که می توانند باعث عزیزتر شدن شما نزد خودتان شوند برای آنکه احساس خوشایند بیشتری از خودتان داشته باشید کارهای مفید و خیرخواهانه و سازنده ای که در هر هفته انجام می دهید را یادداشت کنید و با افتخار و علاقه از آنها یاد کنید و به خاطر آنها از خودتان تشکر کنید ، به خودتان تبریک بگوئید و به خودتان هدیه بدهید.
آنچه باعث شده اند تا دیگران شما را عزیز و گرامی بدارند و برایشان دوست داشتنی باشید، بشناسید و در برخورد باآنها به این عوامل توجه کنید ازجمله راه گشا، مشکل گشا ، دل گشا وگره گشا بودن، خوش اخلاقی، خوش رفتاری ، خیررسانی، راستی و درستی و سلامت رفتار.
آنچه باعث شده اند تا دیگران برایتان عزیز و ارجمند و ارزشمند باشند و آنها را دوست بدارید، یادداشت کنید و درصورتیکه شما هم می توانید، از آنها برای عزیزترشدن خودتان استفاده کنید مانند متانت، اصالت،نجابت، شخصیت،مثبت نگری،امیدواری،راهنما بودن،مهارتهای ارتباطی، دانش و آگاهی،پاکی و درستکاری،حرفه ای بودن، خوش بینی، خوب بودن و خوش رفتاری با مردم.
آنچه را که باعث عزت،آبرو،عزیزشدن و خوشنامی هرکس و بویژه چهره های محبوب، ماندگار، مطرح و موفق شده اند و یا در کتابها و نوشته ها و گفته ها فراگرفته اید گرداوری و بکار گیرید مانند قدرت ایمان و توکل، پاسخگوئی درست به نیازها و انتظارات مخاطبان، مناعت طبع، بردباری،ادب و آداب خوب، احترام به دیگران، منش و مرام انسانی، رعایت اصول اخلاقی و انسانی، بی کینه بودن، خلوص دل و نیت، با وجود بودن و خیررسانی.
عزت عمر حس خوشایندی است که انسان از عمر خود پیدا می کند و به خود و زندگی خود می بالد و زندگی را تاز نده است دوست دارد و در برابر حق تسلیم است و در برابر تحولات سازگار.
مروت با دوستان و مدارا با دیگران را باور دارد و آنها را رعایت می کند. عزت نفس و اعتماد به نفس را پیش شرط و پیش نیاز عزت عمر می داند و از چشم و هم چشمی، مقایسه ها و مسابقه های نادرست، دوری می کند.
منزلت را چگونه تقویت می کنیم؟
برای تقویت منزلت یا قدر،درجه ، مرتبه ،شأن و جایگاه خود در دل و ذهن مردم و بویژه مخاطبان مهم و اصلی زندگی لازم است تا به موارد زیر توجه کنید:
 برتری،سرتری، مزیت ، قابلیت ها و صلاحیت هایتان را بشناسید و تقویت کنید.
مردم ما را ارزیابی می کنند و جائی در ذهن و دل خود برا ی ما اختصاص می دهند که خود حاصل استمرار اخلاق، گفتار ورفتار ما می باشد. سعی کنید به گونه ای زندگی کنید که آثار مثبت، مطلوب و ممتازی نسبت به دیگران داشته باشید تا جایگاه مناسبی دردل و ذهن مخاطبان ایجاد کنیدآنچه را که باعث تمایز و خاص بودن شماست نقش مهمی در منزلت شما دارد. آنها را بشناسید ودر برخورد با دیگران از آنها استفاده کنید.
وعده و قول درست، پای بندی و متعهد بودن به وعده ها، رعایت حقوق دیگران، پاسخگوئی به انتظارات و ترجیحات مخاطبان وبویژه نوجوئی، نوبودن،نوشدن و نوماندن از طریق خلاقیت ونوآوری و مطلوب بودن و مجذوب بودن را از جمله عواملی بدانید که می توانند قدر و منزلت شما را بهبود بخشند.
ارتباط دائم با مردم و مخاطبان اصلی و شناخت معیارها، ارزشها، عقاید، علائق، عقده ها، کمبودها و نبودهایشان و احساس مسئولیت برای پاسخ یابی و پاسخ دادن درست به آنها نقش مهمی در تقویت قدر و منزلت شما دارد.آنها را جدی بگیرید.
هیچگاه به جایگاه و منزلت فعلی خود اکتفا نکنید. همواره در مسیر رشد و تعالی و کمال حرکت کنید تا قدر و منزلت شما پویا و به روز باشد.
رمز و راز و کلید نفوذ بیشتر در دلها و ذهن ها را ارتباط «سالم، ساده، سازنده وسودمند» با مردم و مخاطبان بدانید و از مهارتهای ارتباطی و عوامل انسانی و رفتاری به خوبی استفاده کنید تا آنها  قدر، منزلت و درجه ورتبه بهتری برای شما در دل و ذهنشان بسازند.
اگرچه خیلی از ارزشها کمرنگ شده اند اما هنوز مردم، قدرشناس انسانهای نیکنام و درستکار هستند، هیچگاه درستکاری ونیکنامی را از دست ندهید که بزرگترین و ارزشمندترین دارائی ها است.
ارزش آفرین و ارزش افزا برای خود و دیگران باشید و سعی کنید ارزشمند باشید تا قدر و شأن ویژه ای پیدا کنید. ارزشها را بی ارزش نکنید .زیرا همه انسانها سرانجام به سوی ارزشهای از دست رفته بازمیگردند.
بپذیرید که منزلت وجایگاه هرکس در دل و ذهن دیگران حاصل مدیریت عمر او می باشد. مدیریت عمر چگونه زنده بودن است. درست و خوب زندگی کنید. «کار درست و درستکاری» و مفید وموثر بودن را از ارکان اصلی مدیریت عمر خود بدانید.
اگر می خواهید منزلت مطلوبی داشته باشید سعی کنید تا با مدیریت عمر خود به گونه ای فاصله تولد تا مرگ را طی کنید که پسوند نام شما پسوندهائی ارزشمند، تحسین کننده، مثبت و مطلوب باشند.
عزت و منزلت زندگی را در« طول،عرض، عمق و ارتفاع» عمرتان بیابید.
-    طول عمر را حاصل توجه به سلامت جسمانی،فکری و روانی بدانید. در بهداشت آنها بکوشید.
-    عرض عمر را در کیفیت زندگی خلاصه کنید. بکوشید تا از زندگی خود راضی باشید.
-    ارتفاع عمر را در رشد ،توسعه ،پیشرفت،تحول وبالندگی هایتان تعریف کنید و راه کارهای جدیدی برای خود بیابید.
-    عمق عمر را در آثار،دستاوردها و نتایجی که بوجود آورده اید بدانید وآنها را بهبود بخشید.
بکوشید تا با مدیریت درست عمر و توجه به هر یک از ابعاد «طول، عرض، ارتفاع و عمق» عمرتان، بر عزت و منزلت خود بیفزائید.
چگونه رضایت را بهبود بخشیم؟
سومین عنصر عصاره عمر،رضایت است وهمه انسانها در جستجوی رضایت و رستگاری در امور گوناگون و در مدیریت عمر خود هستند. عمر مطلوب عمری است که در آن رضایت فراگیر یا جامع کسب شود. رضایت فراگیر یا جامع را می توان در پنج«خ» « خدا، خود، خانواده، خاندان، خلق» خلاصه کرد. اگر می خواهید به رضایت جامع و فراگیر دست یابید به نکات زیر توجه کنید:
o    در همه فعالیتها و امور، سعی کنید طوری زندگی کنید که خداوند از شما راضی باشد. «رضایت خدا» زمانی حاصل میشود که به اصول دینی،اعتقادی و انسانی توجه داشته باشید و « رضایت، نظارت،حمایت و هدایت» خدا را در همه حال طالب باشید.
o    «رضایت از خود» و عملکرد خود عامل دوم در رضایت فراگیر و جامع است. وجدان هر کس بهترین قاضی و داور برای ارزیابی درستی و نادرستی و مثبت و منفی بودن اعمال و رفتار او می باشد. سعی کنید در برخورد با انسانها و پدیده های گوناگون به گونه ای رفتار کنید که خودتان احساس آرامش و مثبتی داشته باشید .
o    «رضایت خانواده» بعنوان مهمترین نهاد، نقش مهمی در رضایت فراگیر و رضایت در مدیریت عمر دارد. کسانیکه رضایت دیگران را بر خانواده مقدم میشمارند و یا برای رضایت اعضای خانواده توجه واقعی ندارند بطور قطع گرفتار کمبودها ورفتارهای نامطلوبی خواهند شد.
اگر نهاد خانواده و اعضای آن از نوع برخورد و رفتار ما ناراضی باشند، کمیت رضایت فراگیر به شدت کاهش می یابد. آرامش حاصل از رضایت خانواده نقش مهمی در ارزش آفرینی های زندگی دارد.سعی کنید«رضایت خانواده» را با رسیدگی، توجه و پاسخگوئی به انتظارات و خواسته های اعضای خانواده بهبود بخشید و بکوشید هرروز و هرهفته ساعاتی را با خانواده ودر کنار آنها باشید .
o    «رضایت خاندان »یا فامیل و بستگان و دوستان نزدیک از دیگر عوامل رضایت فراگیر و جامع به شمار میرود که خود معرف صله رحم، مشکل شناسی ومشکل گشائی اعضای فامیل، کمک رسانی وتوجه به خواسته ها و انتظارات آنان در حد امکان .
o    «رضایت خلق» یا مردم آخرین رکن رضایت فراگیر یا جامع است که خود حاصل ارتباط با گروههای گوناگون و پاسخگوئی درست به نیازها و خواسته های آنان در چارچوب امکانات خود می باشد. دادوستدهای برنده –برنده ،ارتباط های مفید،موثر،سازنده و مطلوب، هم فهمی،همدلی و هم پذیری و درک پیشوند« هم» و تقویت آن از طریق همیاری، هم افزائی،همدمی،همراهی، هم افزائی و همبستگی نقش مهمی در رضایت خلق خدا یا مردم داری دارد.مردم داری،مروت،معرفت،مشتری مداری ومسئولیت پذیر بودن در برابر جامعه از نکاتی است که می توانند رضایت خلق خدا را بهبود بخشند.ارتباط درست با مردم، اعتماد سازی، احترام به مردم، افزایش آرامش و آسایش برای خود و دیگران نقش مهمی دررضایت دیگران و رضایت فراگیر دارد.


بطور خلاصه « رضایت فراگیر» را که امری نسبی و پویا است ،حاصل رعایت « حد، حق، حریم و حرمت » ها بدانید.
-    ظرفیت،قابلیت و اندازه پذیرش خود و دیگران را در امور گوناگون بشناسید وآنها را رعایت کنید تا با دیگران به هم فهمی و هم پذیری دست یابید.
-    حق و حقوق خود ودیگران را در انواع ارتباط ها،دادوستدها و رفتارها محترم بشمارید و اجازه ندهید نه حقتان پایمال شود و نه حقوق دیگران را پایمال کنید.
-    حریم خصوصی هرکس مهم و ارزشمند است، سعی کنید برای رضایت خود و دیگران به حریم خود و آنها احترام بگذارید.
-    حرمت یا احترام به خود و دیگران نقش مهمی در رضایت فراگیر دارد ،سعی کنید حرمتها را همیشه و در همه امور رعایت کنید.
و سرانجام اینکه:
اگر می خواهید عصاره عمرتان یا خلاصه و گزیده عمرتان یعنی « عزت، منزلت و رضایت» دلخواه و مطلوبی از نظر خودتان و دیگران داشته باشید به هفت کلید رستگاری در همه امور زندگی و کسب و کار توجه کنید و آنها را با دقت رعایت کنید.
هفت کلید رستگاری:
هفت کلید رستگاری تفسیری است که نگارنده از سوره حمد ارائه داده است که اگرچه توضیح در مورد جزئیات آن  در این نوشتار امکان پذیر نیست اما بطور خلاصه عبارتند از:
بخشش و بخشندگی
مهرورزی و مهربانی
شکرگذاری و سپاسگزاری
قضاوت و داوری درست
خودباوری و خودیاوری درست
انتخاب راه درست
رعایت بایدها و نبایدهای راه راست که درک ورعایت آنها نقش اصلی در تقویت عصاره عمر دارند. سعی کنید هر یک از هفت کلید رستگاری را به جا و به موقع مورد استفاده قرار دهید و به نکات زیر توجه ویژه داشته باشید تا عصاره عمرتان را همواره بهبود بخشید:
•    کلید اول: گذشت، عفو، بخشش،انفاق، ایثار،سخاوت،دست و دلبازی و سهیم کردن دیگران در آنچه شما دارید و دیگران به آنها نیاز دارند.
•    کلید دوم: مهرورزی ومهربانی با خود و دیگران، محبت خالصانه، صادقانه و صمیمانه ، مهربان بودن با افتادگان، نیازمندان،مهرجویان وتنهایان
•    کلید سوم: شکرگذاری از نعمت هایی که خداوند به شما هدیه داده و تشکر و قدردانی و سپاس از آنچه دیگران برای شما انجام داده اند و حتی تشکر از خوبی های خودتان
•    کلید چهارم: داوری و قضاوت عادلانه، منصفانه،درست و مبتنی بر حق و حقیقت در مورد عملکرد خودتان و دیگران
•    کلید پنجم: خود را باور کردن و عزت نفس و اعتماد به نفس بیشتر و از خود یاری خواستن که همه معرف مدیریت بر خویشتن هستند و تابع همت، تلاش،عزم و اراده خودتان برای خودی شدن با خود و خودسازی است.
•    کلید ششم: انتخاب راه راست و درست یعنی راهی که در مسیر رستگاری و درستی است. راه حق و حقیقت ، راهی که رضایت، حمایت، هدایت و نظارت خدا را باور دارد.
•    کلید هفتم: بایدها و نبایدهای راه راست یا شناخت آنچه رستگاران، الگوها وموفق ها دارند و دنبال می کنند و رعایت آنها و نیز آگاهی از راه شکست خوردگان ، گمراهان و مغضوبان و خودداری از آنها.
یادگیری و فراگیری خوبیها،راستی ها و درستی ها در زندگی و پیشگیری و جلوگیری از بدیها،ناراستی ها و نادرستی ها در زندگی.
امیدوارم با رعایت بعضی از نکاتی که در این نوشتار به آنها اشاره شد، بتوانم عصاره عمر خود را که « عزت، منزلت، رضایت» است بشناسیم و تقویت کنیم تا به آرامش،آسایش و ارزشهای بیشتری دست یابیم.



تاریخ : دوشنبه 3 آذر 1393 | 02:05 ب.ظ | نویسنده : امیر بدخشان | نظرات

به نام خدا

غفلت به معنای فراموش کردن، بی خبرگشتن،نادانستن و سستی کردن است و غافل کسی است که بی خبر، ناآگاه، بی خرد، تنبل و نادان است که فرصتها را از دست می دهد و عمر خود را بیهوده می گذراند.
شناخت آنچه باعث غفلت میشوند و پرهیز از آنها نقش مهمی در بیداری و آگاهی دارند. کسانی که زندگی و عمر خود را با غفلت و در غفلت به سر می برند، گرفتار ندامت و حسرت ،آه و افسوس در زندگی میشوند.
دام غفلت چیست؟
دام غفلت دامی است که وقتی انسان گرفتار آن میشود، به تدریج و در طی زمان حساسیت خود را نسبت به زندگی و تحولات گوناگون از دست می دهد و خود را در مسیر حوادث و اتفاقات قرار می دهد و اسیر نوعی فلج فکری و رفتاری میشود.
سرانجام گرفتار شدن در دام غفلت، فرصت سوزی، عقب راندگی،عقب ماندگی و محدود ماندن در زندگی است. کسی که در دام غفلت می افتد دچار نوعی مرض، پوچی،سردرگمی، بیعاری و سکون میشود و سرانجام زندگی او آه و افسوس و حسرت و ندامت خواهد شد.
دام غفلت دامی است با هفت  ویژگی که  عبارتند از:
•    جهل و نادانی
•    بی تفاوتی و بی خیالی
•    سستی و تنبلی
•    غرور و سرمستی

  • •    عدم اعتماد به نفس و ناتوانی

•    منفعت و لذتهای آنی
•    انتظار و طلبکاری
1-    جهل و نادانی
جهل،و نادانی ،بی خبری و ناآگاهی اولین ویژگیهای دام غفلت هستند. کسی که با تحولات روز بیگانه است دانش و معلومات محدودی دارد. بسیاری از فرصتها را نمی بیند و درک نمی کند و در نتیجه دامنه ی پیشرفت، رشد و توسعه او بسیار تنگ و کوچک میشود.
بهترین تمرین برای پرهیز از این دام، افزایش آگاهی و اطلاعات و دانش روز است و مناسبترین وسیله برای تقویت دانائی، مطالعه و پژوهش و استفاده از پرسشهای درست، کلیدی و تحریک کننده هستند.سعی کنید با سئوالاتی حساس مبتنی بر « چه، چرا،چگونه» در امور گوناگون، بسیاری از ناشناخته ها را بشناسید و نایافته ها را  بیابید و باافزایش معلومات  و دانش خود، اهداف تازه ای را برای خود و آینده معین کنید تا از دام غفلت رهائی پیدا کنید.
دنیای امروز دنیای یادگیری، آموزش دیدن و آموزش دادن است، هرجا و هرگاه دانائی طلوع  می کند، جهل و غفلت غروب می کند.
حساس شدن به نادانسته ها و ناآگاهی های خود و تلاش برای یادگیری و فراگیری تازه ها باعث میشود تا نوع و سطح انتظارات انسانها عوض شود و در نتیجه آمادگی برای بیداری و هوشیاری و تحول در زندگی افزایش یابد.
2-    بی تفاوتی و بی خیالی
سهل انگاری و بی تفاوتی یکی دیگر از ویژگیهای دام غفلت هستند. بی تفاوتی به معنای عدم حساسیت به عمر و فرصتهاست. کسی که گرفتار پدیده بی تفاوتی و بی خیالی میشود، برای « حرکت، تحول، رشد، توسعه و پیشرفت» تلاشی چشمگیر نخواهد داشت و گرفتار نوعی زندگی آب باریکه ای ، ابتدائی با حداقل انتظارات میشود.
اگر می خواهید با بی تفاوتی و سهل انگاری در دام غفلت گرفتار نشوید سعی کنید با انسانهای پویا و جویا که خواهان مطرح شدن، تحول و پیشرفت هستند و با الگوهای موفق معاشرت کنید و از کسانیکه شما را به محدود ماندن در زندگی ترغیب می کنند دوری گزینید.
بی تفاوتی را با حساس شدن به آنچه در گذشته حساس نبوده اید از خود دور کنید. با تقویت حس کنجکاوی ،نوجوئی،تازگی و تنوع می توانید بر بی تفاوتی ها و سهل انگاری ها غلبه کنید.
تصمیم بگیرید تابا تمرین، توجه و تمرکز روی بعضی از فعالیتهای اجتماعی، فرهنگی، خانوادگی، حرفه ای، اقتصادی، آموزشی، تفریحی وورزشی که شما را از یکنواختی و تکرار کسل کننده نجات می دهند، زمینه ساز تحولات بیشتر و رهائی از دام غفلت شوید.
با تغییر دادن و جابه جائی بعضی از فعالیتها، مکانها و حتی چیدمان اقلام گوناگون در محیط خانه یا محل کار و حتی ارتباط با بعضی از افراد جدید به گونه ای که باعث حس پویائی و تازگی در زندگی شوند می توان از دام غفلت ناشی از بی تفاوتی و سهل انگاری دور شوید.
3-    سستی و تنبلی
گاهی بی حالی، کاهلی،رخوت و سستی باعث میشود تا نسبت به خود، اطرافیان، تحولات زندگی و عمرمان غافل شویم و خواستن، برخاستن، یافتن و ساختن را که ارکان تحول، پویائی، سازندگی و بالندگی هستند نادیده بگیریم. گاهی آگاهی و دانائی مناسبی داریم و نسبت به زندگی بی تفاوت نیستیم اما دچار نوعی سستی و تنبلی می شویم که باعث بازدارندگی ما از پیشرفت می شوند.
علل و عوامل سستی و تنبلی های خود را بیابید و سعی کنید گام به گام و با برنامه ریزی و تمرین بر آنها غلبه کنید. هرکس در طول حیات خود گاهی گرفتار تنبلی و کاهلی میشود اما باید بکوشد تا بعنوان یک عادت درنیاید .
هدفی تازه برای خود در هر زمینه ای که مایل هستید تعیین کنید و بکوشید به خود و دیگران ثابت کنید که اگر بخواهید، بطور قطع می توانید با اراده و پشتکار به خواسته هایتان برسید. ریشه یابی تنبلی و سستی را در هر زمینه یک ضرورت برای رهائی از دام غفلت بدانید.
4-    غرور و سرمستی
گاهی موفقیت ، شهرت و پیشرفت های گذشته و بویژه ناگهانی انسانها را مغرور و سرمست می کند و در دام غفلت گرفتار می سازد.
تحقیقات و مطالعات گوناگون ثابت کرده اند که بسیاری از ورشکستگی ها و بحرانها حاصل غرور و سرمستی ناشی از موفقیت و شهرت زیاد بوده اند. توجه داشته باشید که خوشبختی مقصد نیست بلکه سفری است با ایستگاه های مختلف؛ در زندگی بدانید و بکوشید تا به جای تکیه کردن بر پیروزی ، شهرت  و شوکت گذشته، به فکر پیشرفت های آینده باشید. همواره به خاطر بسپارید که موفقیت گذشته تضمینی برای موفقیت آینده نیست و هرگونه غفلت ناشی از پیروزی های گذشته بزرگترین خطر برای دستیابی به اهداف آینده است.
کسانیکه ظرفیت موفقیت، ثروت و شهرت ندارند با دستیابی به آنها دچار سهل انگاری های گوناگون در زندگی میشوند و آنچه را که رشته اند، پاره می کنند.
5-    عدم اعتماد به نفس و ناتوانی
یکی از عوامل بی توجهی به پدیده های نوین در زندگی، عدم اعتماد به نفس و ناتوانی های شخصی و شخصیتی و بطور خلاصه عدم خودباوری است. کسانیکه خود را باور ندارند دچار نوعی بی اعتمادی به خود و قابلیت های خود میشوند و در نتیجه گوشه گیری ، افسردگی و دلزدگی در زندگی آنها شکل میگیرد.
برای غلبه بر این حالت سعی کنید بعضی از قابلیت ها و استعدادهای خود را که باعث موفقیت ، محبوبیت و پیشرفت هایتان در گذشته بوده اند، بیاد آورید و بپذیرید  که علاوه بر عوامل مثبت و سازنده ای که داشته اید هم اکنون  دانش و تجربه بیشتری کسب کرده اید  و می توانید به بسیاری از خواسته هایتان دست پیدا کنید.
ارتباط خود را با خودتان بهبود بخشید و با کسانیکه مثبت اندیش، واقع بین، آینده نگر و امیدوار و پویا هستند ، بیشتر معاشرت کنید.
از کسانیکه در زندگی در برخورد با پدیده های گوناگون میترسند و دیگران را می ترسانند ، دوری کنید . خود را بیش از گذشته دوست بدارید و بپذیرید از عوامل منفی و مخرب دوری کنید تا بتوانید با اعتماد به نفس و توانائی های جدید و کشف بعضی از استعدادهاو قابلیت هایتان و استفاده درست از آنها، از دام غفلت نجات پیدا کنید.
6-    منفعت و لذتهای آنی
گاهی تأکید بر منافع و لذتهای آنی و کوتاه مدت و عیش های زودگذر، بزرگترین دشمن و مانع پیشرفت و تحول هستند. غفلت ناشی از منفعت و لذتهای کوتاه مدت و آنی، فرصتهای ارزشمندی را از شما می گیرد.
گاهی خوشگذرانی های فعلی باعث میشوند تا کمتر به آینده  و ایام عمر توجه شود. کسانی که زندگی را فقط در « حال» می بینید و کمتر به گذشته و آینده توجه دارند معمولاً اسیر لذتهای موجود میشوند و آینده را از دست می دهند.
سعی کنید با درس گرفتن از گذشته، استفاده درست از حال و امید به آینده از دام غفلت ناشی از لذت و منفعت های آنی دوری کنید.
مدیریت عمر پیوند مناسبی از گذشته ، حال و آینده است که اگر به تناسب، توازن و تعادل در این پدیده سه زمانی توجه کنید، کمتر گرفتار دام غفلت میشوید.
بپذیرید که زندگی فقط « حال» نیست، آینده هم دارد. نه آنچنان اسیر لذتهای فعلی شوید که غافل از آینده شوید و نه آنگونه نگران آینده باشید که از حال غافل شوید.
غفلت می توانید مربوط به  گذشته، حال و آینده باشد. اگر مدیریت عمر را استفاده درست یا « به جا، به موقع و به اندازه» از هر چیز در هر دوره عمر بدانید، گرفتار غفلت ناشی از اتکاء به لذت و منفعت های آنی نخواهید شد.
7-    انتظار و طالبکاری
گاهی انتظار و طلبکاری از دیگران از جمله پدر، مادر، خانواده، دوستان، بستگان و دیگران چنان پررنگ میشود که خود را به خواب غفلت می زنیم و دیگران را پاسخگوی انتظارات خود می دانیم و نه خود را پاسخگوی دیگران . این روحیه باعث میشود تا در دام غفلت گرفتار شویم و همواره از همه گله و شکایت داشته باشیم.
سعی کنید به جای آنکه منتظر باشید، مقتدر و مبتکر باشید تا به بسیاری از خواسته ها و اهدافتان برسید. گاهی انتظار و طلبکاری از دیگران ناشی از نازپروری و پاسخگوئی اضافی به خواسته های افراد در گذشته بوده است. در هر حال سعی کنید عادتهای نادرست رااز خود دور کنید و با عزم و اراده و همت و تلاش خودتان، به اهداف و آمال و آرزوهایتان دست یابید تا احساس رضایت بیشتری داشته باشید.
بکوشید با نیروی غیرت، از دام غفلت رهائی پیدا کنید و با غلبه کردن بر روحیه انتظار از دیگران، از طریق اقتدار خودتان، زندگی تازه ای را تجربه کنید.
همیشه به خاطر داشته باشید که :
                       نابرده رنج گنج میسر نمیشود             مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد
سعی کنید با « کار، ابتکار، پیکار و پشتکار» که ارکان «کارآمدی و سرآمدی» در زندگی هستند، از خواب غفلت بیدار شوید تا  به عزت ، موفقیت و رضایت دلخواهتان برسید.
انواع غفلت:
غفلت می تواند در انواع موراد، موضوعات و زمینه های زندگی و مدیریت عمر  باشد که نتیجه آن عدم استفاده درست از هفت «ع» آمیزه عمر یعنی « عقل، عاطفه، عقیده،علم،عزم،عرضه و عمل»است.
غفلت عقل، به معنای تصمیم گیری ها و اقدامات عجولانه، سطحی، بی مطالعه و بیگانه با خرد و عقل است که نتیجه اش پشیمانی و پریشانی است تا چه اندازه این جمله ها در زندگی شما رایج هستند. « ایکاش بهتر  فکر می کردم»،«چرا عقلم را به کار نبستم» « چه میشد بی فکری نمی کردم»،« چرا همه چیز را نسنجیدم و بچه گانه تصمیم گرفتم» و سرانجام اینکه : چرا عاقل کند کاری   که بازآرد پشیمانی. هر کس در طول حیات خود گاهی از عقل ،هوش و خرد خود غافل میشود و با اشتباهات خود مشکلاتی را بوجود می آورد که بسیار نگران کننده است. نتیجه بداندیشی ،دیراندیشی، کج اندیشی و نیندیشیدن، انتخاب های غلط، تصمیمات نادرست، اقدامات نامناسب و نتایج منفی است.
فراموش نکنید که « غافل کسی است که عاقل نیست و عاقل کسی است که غافل نیست» وسعی کنید از عقل، خرد و هوش خود پیش از هرگونه تصمیم گیری،برنامه ریزی و امور زندگی بویژه امور مهم و اساسی، به درستی و خوبی استفاده کنید.
غفلت عاطفی، یا بی توجهی و نادیده گرفتن عواطف و احساسات انسانی، بزرگترین عامل افسوس ، حسرت و ندامت هاست. انسان موجودی عاطفی است که با ندانم کاری و سهل انگاری و نادیده گرفتن عواطف و احساسات خود و دیگران ، روابط  عاطفی ارزشمند را فدای لذتها و عیشهای آنی می کند .
غفلتهای عاطفی آغازش« لذت » و پایانش« حسرت» است.روابط عاطفی گذشته و حال خود را بیاد آورید تا متوجه شوید تا چه اندازه با غفلتهای عاطفی یعنی سردی،بی خیالی، کوتاهی و بی تفاوتی به بسیاری از نکات ساده، کوچک و ابتدائی در امور عاطفی و احساسی، باعث شده اید تا دل خستگی ها و دلشکستگی های پررنجش را جایگزین دلبستگی های پر ارزش کنید.
سلام سرد، نگاه تلخ، کلام تند، اخلاق بد و رفتار زشت، معرف غفلتهای عاطفی هستند که امواج و آثار مخرب و منفی زیادی دارند. اگر گرفتار تنشها، فشارها وبحرانهای عاطفی هستید با خود خلوت کنید و با ریشه یابی و علت یابی آنها که اغلب از غفلتهای عاطفی و احساسی سرچشمه می گیرند، خود را از این حالت و شرایط آسیب رسان وآزار دهنده برهانید. گاهی یک لحظه غفلت یک عمر ندامت با خود می آورد.
غفلتهای عقیدتی  ،سهل انگاریها و بی تفاوتی های عقیدتی و ارزشی سرآغاز خطاها و گناههائی است که آثار منفی و زیانباری از لحاظ فردی، خانوادگی و اجتماعی به بار می آورند و باعث بسیاری از ناراحتی ها و گرفتاریها میشوند. فراموش کردن  ارزشها و اصول عقیدتی،دینی و مذهبی به معنای پذیرش نوعی « برهنگی عقیدتی » وسست ایمانی در زندگی است. یکی از مهمترین آفتهای جامعه امروز، کمرنگ شدن اعتقادات و عادی شدن ضدارزشهاست.
نتیجه نادیده گرفتن اعتقادات،« پوچی،بیهودگی، هرزگی،سردرگمی، بندگی و افسردگیهای آشکار و پنهان» در زندگی است. دین، بایدها و نبایدهای ارزشمندی دارد که هدایت کننده اعمال و رفتار ما در زندگی است. لحظاتی را بیاد آورید که با توکل و نیروی ایمان،غیرممکن هایتان ممکن شدند و ایامی را به خاطر بیاورید که با اعتقاد و ایمان، توانستید شکست ها و نومیدی ها را به پیروزی و امیدواری تبدیل کنید؛ به روزها وشبهائی بیندیشید که چگونه با ایمان و اعتقادات خود توانستید انگیزه، امیدواری، شادابی و آرامش را تجربه کنید. هیچگاه خود را در دام غفلت های اعتقادی اسیر نکنید زیرا منبع ارزشمند انرژی و آرامش درونی خود را از دست خواهید داد.
غفلت علمی، نوعی بی خیالی و بی توجهی به علم و دانش و کاربرد آنها در امور گوناگون است. علمی که مورد استفاده قرار نگیرد، کم کم کهنه میشود و سرانجام نادانی بر دانائی غلبه می کند.
گاهی غفلت علمی حاصل خودشیفتگی علمی است، خود را عالم دانستن و نادیده گرفتن علم روز باعث« شکاف دانائی » میشود و شکاف دانائی فاصله بین علم نو و کهنه است. تشنگی برای یادگیری و فراگیری تازه ها و حس پویائی و جویندگی دانش نوین را در خود تقویت کنید تا نو بودن و نو ماندن را از دست ندهید.
غفلت در عُرضه ، سهل انگاری و بی تفاوتی نسبت به مهارتهای  تازه زندگی باعث عقب ماندگی حرفه ای وواماندگی در زندگی میشود. در دنیای پرتحول امروز همواره بکوشید با فنون، مهارتها و قابلیت های تازه خود را رقابتی تر از گذشته حفظ کنید.
غفلت در عهد، به معنای عدم تعهد و پای بندی به گفته ها، وعده ها و قولهاست که خود باعث بی اعتباری انسان میشود. کسانی که به عهد و پیمان های خود توجه ندارند وآنها را جدی نمی گیرند، کم کم منزلت و جایگاه خود را از دست می دهند و هیچکس آنها را جدی نمی گیرد. نتیجه بدقولی های کوچک و فرار از تعهدات بزرگترین دشمنان نیکنامی هستند.
غفلت در عمل ، به  معنای فراموشی، عدم حساسیت و بی تفاوتی نسبت به عمل و عملکرد خود در زندگی است. کسی که در زندگی برای رسیدن به اهداف خود هر اقدام و عملی را توجیه می کند و بسیاری از بایدها و نبایدها و خوب وبدها را نادیده میگیرد و دچار غفلت رفتاری میشود و مردم را از خود دور می کند.
بطور خلاصه غفلتهای هفتگانه آمیزه عمر یا غفلت« عقل و خرد و هوش، عواطف و علائق، عقیده و ارزش، علم و دانش، عرضه ومهارتها، عهد و پیمانها، عمل و عملکردها »باعث فرصت سوزی و از دست دادن عمر گرانبها و زندگی بی ثمر یا کم اثر میشود و نتیجه ای جز افسوس ،حسرت و ندامت نخواهد داشت.
سعی کنید هرگاه و هرجا با نشانه ای از غفلت های فوق برخورد کردید هر چه سریعتر به آنها حساس شوید و با رفع آنها خود را از دام غفلت برهانید.
نکته ها و هشدارها:
•    از غفلت بپرهیز،چون غفلت نشانه بی حسی است . ( امام علی «ع»)
•    منشاء بدبختی های بزرگ، غفلت های کوچک است. (کنفسیوس)
•    کسانی که عمر خود را با غفلت می گذرانند حق ندارند از روزگار و بخت و اقبال شکایت کنند.( لرو آیبوری)
•    کسی که با غفلت از واقعیت فرار می کند در دو جهان جز مذلت و ننگ بهره ای نخواهد داشت. ( امام علی (ع))
•    از مکافات عمل غافل مشو     گندم از گندم بروید،جو زجو
•    نتیجه غفلت امروز، حسرت و ندامت فرداست
•    عاقل فرصت ساز است و غافل فرصت سوز
•    هرزمان غیرت طلوع کند ، غفلت، غروب خواهد کرد.
•    « حیف،اگر و ایکاش» های همراه با « آه، افسوس و حسرت» نشانه ها و ناله های غفلت در زندگی هستند.
•    اگر می خواهید در دام غفلت گرفتار نشوید، به خودتان و عمرتان حساس تر شوید.
•    هرجا که پای غفلت به میان می آید، پای همت می لنگد.



تاریخ : دوشنبه 3 آذر 1393 | 02:04 ب.ظ | نویسنده : امیر بدخشان | نظرات