تبلیغات
وبلاگ کارشناس بازاریابی بانک مسکن - نكات كلیدی موفقیت در بازاریابی
عوامل متعددی برای موفقیت در بازاریابی كالا و خدمات وجود دارد. در این مقاله كوتاه، قصد دارم برخی از مهمترین نكات و عوامل را برای آن دسته از دوستانی كه اخیراً این سوال را از من پرسیده اند بیان كنم.


بازاریابی یعنی چه؟ هیچ شده است كه پیش خودتان، از خودتان بپرسید كه بازاریابی اصلاً و اصولاً چیست؟ در ده دوازده سال اخیر، از افراد بسیاری كه سالها در كار فروش كالا یا خدمات بودند این سوال را پرسیده ام. موفق ترین آنها هم گاهی در بیان یك تعریف كوتاه و مختصر از بازاریابی دچار مشكل می شد. هر كسی تعریفی را ارایه می داد و از دید خودش فكر می كرد كه دارد جامع ترین و كامل ترین پاسخ را می‌دهد. اما متاسفانه كمتر اتفاق می افتاد كه فردی بیاید و یك تعریف درست و حسابی از بازاریابی به ما بدهد. بازاریابی یك هدف ناب و مشخص دارد: «كمك» به «پاسخگویی به نیاز یا نیازهای مشترك» «گروهی از مردم» - كار بازاریاب (چه روی اینترنت یا در فضای واقعی) در اصل این است كه آن گروه از مردم را كه نیاز یا نیازهای مشتركی دارند و البته «قدرت خرید» نیز دارند بیابد و به آنها «كمك» كنند تا با شناخت، خرید (یا مصرف) كالا و خدمات ما، آن «نیاز» را برطرف سازند و به آن در حقیقت پاسخگویند. ببینید بازاریابی درست مثل شكار یا ماهیگیری است. برای شكار و ماهیگیری شما نیاز به یك سری ابزار دارید : اولین گام برای بازاریابی «جمع آوری» اطلاعات است: من برای شكار كجا باید بروم؟ چه فروشگاهی را می شناسید كه لوازم شكار یا ماهیگیری بفروشد؟ آیا مجله ای در این زمینه چاپ می شود؟ شكارچیان یا ماهیگران معروف و مشهور كجا جمع می شوند و چطور می توانیم آنها را پیدا كنیم؟ با پرسش هایی از این دست، علاقمندان، شروع به جمع آوری اطلاعات می كنند. ماهیگیران باید كه انواع ماهی را نیز بشناسند و بدانند كه نیاز ماهیها (از لحاظ نور و غدا و دما و درجه حرارت و ...) چیست؟ به همین ترتیب است كه بازاریاب باید بداند مخاطبین هدفش كجا قرار دارند و نیازهای آنان چیست؟ «قدرت خرید» مخاطبین هدف بسیار مهم است و بازاریاب های موفق وقت و سرمایه خود را در جایی صرف می كنند كه برایشان بازده دارد.

بازاریاب های موفق، از كوچك شروع می كنند. هدف خودشان را می دانند و البته و مهمتر از آن «كالا» و یا «خدماتی» را كه عرضه می كنند بخوبی می شناسند. كار بازاریاب در واقع این است كه «استفاده از آن كالا یا خدماتی كه عرضه می كند را به مردمی كه برای پاسخگویی به نیازهایشان به آن محصول یا خدمات احتیاج دارند توصیه می كند.» ببینید این قضیه خیلی مهم است: بازاریاب توصیه می كند ... نمی فروشد! فروش با بخش و یا واحد فروش است. شما وقتی كالا یا خدماتی را به یكی از دوستانتان توصیه می كنید، مثلاً وقتی كه می گویید كه برو فلان فیلم را ببین یا فلان كاست موسیقی را بخر، در واقع دارید خرید بلیط فیلم یا آن كاست را توصیه می كنید. شما دارید برای آن فیلم یا كاست موسیقی بازاریابی می كنید - گاه بدون آنكه خودتان خبر داشته باشید. افرادی كه چیزی را توصیه می كنند حتماً خودشان آن را مصرف كرده اند و از آن رضایت داشته اند پس بازاریاب های موفق كسانی هستند كه خودشان مصرف كننده كالا و خدماتشان هستند و از آن واقعاً رضایت دارند. كالا و خدماتی را بازاریابی كنید كه واقعاً آن را خودتان نیز استفاده می كنید و از اینكه آن را بكار می برید رضایت دارید.

شركت ها و موسسات، چه بزرگ و چه كوچك، به نظر من باید تحقیق وشناسایی بازار هدف را سر لوحه اقداماتشان قرار دهند. نیازهای واقعی (كوتاه یا بلند مدت) بازارشان را پیدا كنند و خدمات یا محصولاتی را عرضه كنند كه بتواند نیاز مردم را جواب بدهد. متقاعد كردن شركت ها و موسسات در بكار گیری یا روی آوردن به بازاریابی حرفه ای كار ساده ای است شاید خیلی از آنها فكر می كنند تبلیغ یعنی بازاریابی، اما تبلیغ تنها یكی از ابزارهای بازاریابی است. بازاریابی حرفه ای استراتژی های متعددی دارد، تكنیك ها و تاكتیك های متعددی دارد كه بازاریابان حرفه ای باید كه آن شیوه ها و روش ها را بیاموزند و بلافاصله به همكاران خود آموزش دهند. حیات سیستم های كوچك و بزرگ در گرداب گسترده گیتی به میزان آموزشی كه می بینند و یا ارایه می دهند بستگی دارد. به آنهایی كه در برابر ایجاد تیم ها و یا واحدهای بازاریابی در یك شركت یا موسسه كوچك مقاومت می كنند باید این را گفت كه جلب اعتماد مخاطبین شما كار ساده ای نیست، كسی از كالا یا خدماتی كه ارایه می دهید مطلع نیست، مزایای استفاده از كالا و خدمات شما را نمی دانند، پس چه باید كرد: گروه هایی را باید تعلیم داد تا به درستی كالا و خدمات شما را به دست مصرف كننده واقعی برسانند.

در زمینه بازاریابی كتابهای متعدد و مقالات و تحقیقات متعددی وجود دارد به فارسی و انگلیسی: كافی است در گوگل یا سایت آمازون به دنبال واژه های مرتبط جستجو كنید و آنوقت خواهید دید كه تا دلتان بخواهد كتاب و مقاله در این زمینه وجود دارد. Marketing توصیه است و اگر من در این مقاله سایتی یا كتابی را توصیه كنم در واقع دارم برای آن سایت یا كتاب بازاریابی می كنم. پس اجازه دهید كه شركت در سمینارها و دروه های بازاریابی خودم بگویم، چون خودم از آنها بسیار استفاده بردم و دیدم كه افراد بسیاری روش ها و تكنیك ها و استراتژیهای موفقی را كه آموزش داده ام را بكار برده اند و موفق شده اند (: - توفیق و موفقیت همه شما را از ته دلم آرزومندم.
تابان خواجه نصیری



تاریخ : پنجشنبه 22 آبان 1393 | 10:18 ق.ظ | نویسنده : امیر بدخشان | نظرات