تبلیغات
وبلاگ کارشناس بازاریابی بانک مسکن

نویسنده: Dan Herman

مترجم:eMarketingway.ir

نقل از سایت  eMarketingway.ir

مشتریان اغلب به آرم شرکت‌ها توجه زیادی نشان می‌دهند، زیرا این علامت‌ها بر "ارزش" محصولات و خدمات می‌افزایند. گاه این "ارزش" به مهم‌ترین عامل تحریک کننده‌ مشتریان برای خرید و استفاده ‌از محصولات و خدمات ، تبدیل می‌شود.
این جا است که علامت تجاری و یا آرم معنایی گنگ می‌یابد. قبل از هر چیز این "ارزش" دقیقا به چه معنا است؟
ارتباط نوع محصول و نام شرکت و ارزش مطروحه نیز بسیار با اهمیت است. حرفه‌ای‌های بازاریابی، همه‌ این موارد را تبلیغات می‌نامند.مشتریان عاشق تبلیغات هستند، بنابراین آرم ها را نیز دوست دارند. خبرگان در امر بازاریابی، انتخاب یک آرم یکدست و کامل را کلید همه مشکلات بازاریابی می‌دانند.

حال، راز طراحی موفق یک آرم چیست؟
قبل از پاسخ به این سؤال، بیایید سه رویکرد رایج بسیاری از بازاریابان را در توسعه وطراحی آرم، با کمک گرفتن از انس های تبلیغاتی مشاورین و مؤسسات طراحی آرم، بررسی کنیم.
البته این نظریات اغلب پایه واساس درستی ندارند و از نظر من این افراد تاکنون نتوانسته اند علامت تجاری موفقی طراحی کنند. به هر حال این سه رویکرد عبارتند از:
1- دکوراسیون
2- الحاق
3-
Golem

در روش اول این طور به نظر می رسد که تمایز، عاملی برای جلوه بیش تر است. متخصصین با اشاره به نام‌ها و نشانه‌های طراحی شده اظهار می کنند: "ما آرم‌هایی متمایز از رقیبان خود، طراحی می کنیم، به این ترتیب مشتریان، ما را از بقیه تمیز می‌دهند."
این روش، رویکردی کاملا ابتدایی است و برای افزایش اعتبار باید آن را با عواملی از دو رویکرد دیگر تلفیق کرد.

روش"الحاق"، ارزش‌های مربوط به آرم و سایر مفاهیم مورد نظر را به اسم، نشانه و هم‌چنین موضوعات مربوط به رویکرد قبلی اضافه می کند. روند منطقی این جریان به این طریق پیش می رود:
مشتری، آرم و "ارزش" های افزوده به آن را که به شکلی زیبا تصویر شده، در پیغام های الکترونیکی دیده، بلافاصله احساس می کند که این علامت تجاری نیازهای اورا برآورده می‌کند. طرفداران طراحی آرم های احساساتی ادعا می‌کنند، آن ها نیز تقریبا از این روش استفاده می کنند. (مثلا آنها در تبلیغات، احساسات را برانگیخته و آن را تحریک می کنند).

در رویکرد سوم، بازاریابان، سعی می کنند، تبلیغات‌شان با هویت انسانی و شخصیت پردازی همراه باشد. به این ترتیب مشتری با آرم ارتباط برقرار می‌کند
.www.zibaweb.com
به عقیده نویسنده، این سه نگرش، شرکت ها را به بیراهه کشانده، موجب شده پتانسیل و نیروی لازم برای طراحی آرم را ندیده بگیرند.

اما رویکرد دیگری هم وجود دارد، که به نظر من سودمند‌ترین روش است. کارآمدی این روش را تحقیقات و نظریات روان شناسانه و جامعه شناسانه ثابت کرده‌اند.
منطق توسعه‌ طراحی آرم با "ارزش" افزوده، به نحو شگفت‌انگیزی مشابه منطق توسعه‌ تولیدات است. در هر دو مورد، ابزار یا وسیله ای تولید می‌شود که به درد مشتری بخورد. برای رفع احتیاجات مشتری، دانستن نوع این احتیاجات اهمیت زیادی دارد. از دید من، تصمیم مصرف کننده برای خوشحال بودن، استراحت، سرگرمی، تقویت اعتماد به نفس، خیال پردازی یا هر مورد روحی دیگر؛ همان "احتیاجات" او را تشکیل می‌دهند.
مصرف‌کنندگان، هنگام دست یابی به اهداف و امتیازات تجربی، احساسی، روانی و اجتماعی درست مانند تلاش برای دست‌یابی به اهداف حقیقی و ملموس، مصمم و هدف‌مند هستند. علامت‌های تجاری توأم با "ارزش"‌ های افزوده، ابزاری برای کمک به مصرف‌کنندگان در دست‌یابی به این اهداف هستند. این ابزار، عوامل کمکی و به زبان دیگر، عوامل کمکی اجتماعی هستند.

در حقیقت یک آرم بدون یک سناریوی متقاعدکننده‌ برای افراد، آرم نیست. این علامت ممکن است به آرم، شباهت داشته باشد؛ نام، نشانه و ویژگی‌های تصویری شناخته شده‌ای داشته باشد و حتی از روش های تبلیغاتی نیز استفاده کند، اما مصرف‌کنندگان به این محصول بی‌اعتنا می باشند.
تمام روش های نوین و موفق در امر تولید محصولات و ارایه‌ خدمات، در مورد طراحی آرم نیز چاره ساز است، شرط لازم وکافی برای موفقیت، فراهم‌کردن چیزی برای مشتری است که به آن نیاز دارد ولی نمی تواند خیلی سریع به آن دست پیدا کند...به این دلیل که تهیه آن برای مشتری کاری دشوار، پیچیده، پرزحمت، خسته کننده و گسترده است.
مطابق این رویکرد، آرم شرکت ها مسائلی با هویت انسانی نیستند و هم‌چنین خارج از فکر مشتری هویت ندارند. آنها فقط ابزار هستند،به همین سادگی ؛ ابزارهایی برای دست یابی به هدف نهایی.
احساسات را نمی توان به علامت های تجاری تزریق کرد؛ بلکه اگر به عنوان یک منبع سودمند در نظر گرفته شوند، احساسات را بر می‌انگیزند. احساسات مثبت، نتایج مستقیم این انتظارات هستند. سمبول های مختلف (نام، نشانه، فونت، نمادهاو...) بر خلاف انتظار تأثیر زیادی ندارند؛ آن ها در حقیقت، نشانه‌هایی هستند که ما را برای رسیدن به هدف اصلی هدایت می‌کنند.

انتخاب و طراحی آرم 10 مرحله‌ی مختلف دارد، یعنی 10 روش مختلف طراحی موفق یا ناکارامد برای کسب درآمد :

1. ارتباط طراحی آرم با سود دهی مستقیم
اصل اولیه‌ طراحی آرم، در نظر گرفتن ارتباط آرم با اسم و سایر نمادها با سود آشکار و محسوس است. (نتیجه‌ای ملموس یا تجربی). این سود را یا خود محصول به تنهایی ایجاد می‌کند و یا اجزای تشکیلات بازاریابی. این اصل مهم را همواره به یاد داشته باشید.
آرم‌های موفق با رعایت این اصل به موفقیت رسیده اند. درست است که در این مرحله خود آرم به تنهایی اهمیت چندانی ندارد، اما تا اندازه ای باید به آن توجه کنید.

2. طراحی متنی با تأثیر روانی

یک متن مؤثر بر احساسات، مفهوم یا اصلی سازمان یافته است، که مشتری را به یک سری عوامل نامربوط ولی تأثیرگذار (مانند تمام فعالیت‌های بازاریابی یک شرکت) مرتبط می کند.
در این موارد، متن انتخاب شده، تأثیر و سود مورد نظر را تضمین می‌کند.
به عنوان مثال: وقتی به طور اتفاقی در قلب منهتن به اسامی دو هتل
Hudson و Royalton بر می خورید، انتظار خدمات در سطوح عالی دارید.اما اگر در هتلی به اسم Boutique Hotel باشید، تجربه‌ی متفاوتی است. کلمه‌ی Boutique Hotel خدمات بسیار متفاوتی نسبت به سایر هتل‌ها از این زنجیره ارایه می دهد- بعضی وقت‌ها تفاوت‌هایی بین خدمات دو اتاق در یک هتل. در واقع این تاثیر روانی نام‌ها و متن های انتخابی است که شما را وادار می کند به دنبال کشف تفاوت‌ها باشید.

3. کسب تجربه
در این جا می‌خواهم از تأثیر هیپنوتیزم کننده‌ی طراحی آرم صحبت کنم. شما با یک انتخاب درست، در مشتری انتظارات و آرزوهایی ایجاد می‌کنید، که تولیدات به تنهایی نمی‌توانند از پس این کار برآیند. به عنوان مثال: اسم نوشابه‌ی
Red Bull ، در مصرف کننده این حس را به وجود می‌آورد که پس از نوشیدن آن، در کنار تأثیرات مثبت فیزیکی موج عظیمی از انرژی به او منتقل می‌شود.

4. طراحی آرم‌هایی که خود معرف خود باشند
در این جا از سمبول‌هایی استفاده می‌شود که برای همه شناخته شده باشند. این روش انتخاب آرم، مصرف کننده را وا می‌دارد به شناخت جدیدی از خود برسد و در حقیقت به هنگام استفاده از این محصولات مکالمه‌ای درونی با خود برقرار کند) برای این که عزمش را در انتخاب محصول جذم کند). در عین حال اینگونه آرم‌ها عاملی برای ایجاد ارتباط بین افراد مختلف نیز هستند(به هنگام مجاب کردن افراد برای استفاده از این محصول).

5. ایجاد وسیله ای برای انتقال پیام
نقش آرم در این رویکرد، ایجاد سمبولی متفاوت ودر عین حال شناخته شده است. چنین آرمی مصرف‌کننده را قادر می‌سازد نظرات جالب توجه و احساسات خاص در مورد آن بیان کند. شرکت بزرگ تجارت الماس
De Beers با معرفی الماس به عنوان عامل ایجاد ارتباط بین افراد از الماس به عنوان عامل تحریک‌کننده‌ احساسات و همین‌طور وسیله‌ی ابراز احساسات مشتری استفاده کرد. در سپتامبر2003 این شرکت از ابزار جدیدی برای انتقال پیام‌ها استفاده‌ کرد، زنی با حلقه ی ازدواج در دست راست و به معنی استقلال و عدم نیاز به جنس مخالف. (برخلاف حلقه در دست چپ که اغلب سمبول نیاز و وابستگی است).

6. ایجاد یک جایگاه اجتماعی/ فرهنگی
در این جا هدف، ایجاد یک جایگاه اجتماعی و فرهنگی به عنوان راهنمای مشتریان است. این راهنما مشتری را از آن‌چه که در اطرافش می گذرد، هنجارهای اجتماعی و هر چیز خوشحال‌کننده، آگاه می‌سازد. شرکت
Apple با تولید کامپیوترهای شخصی (نه تنها به عنوان ابزار کار بلکه به عنوان وسیله‌ای برای خود‌شنا‌سی وشکوفایی خلاقیت) گام بزرگی در این امر برداشته است. در واقع این آرم، با ایجاد انقلابی فرهنگی امكان شكوفایی خلاقیت را برای عامه‌ی مردم ایجاد کرد.

7. در نظر داشتن اهداف متعالی
شما با فعالیت خود‌ ، زمینه را برای دست‌یابی افراد به اهداف بزرگ، فراهم می کنید؛ اهدافی که چه بسا افراد نمی توانند به تنهایی به آنها دست پیدا کنند. فروشگاه
Body "فروش" را وسیله‌ای برای کمک به حفاظت از محیط زیست و یاری کردن افراد مشتاق به این کار، قرار داد.

8. زندگی در دنیای خیال
دل بستن به یک آرم و انتخاب آن از جانب مشتری شاید به این دلیل باشد که فرد از این طریق می‌تواند، مانند دنیای خیال رفتار کند، یا جوری عمل کند که در واقعیت، جرأت انجام آن را ندارد یا نمی خواهد هزینه‌ انجام آن را بپردازد.
ایجاد یک ژیمناستیک عاطفی
اغلب به جای عمل به برخی خواسته‌های درونی، به دلیل احترام به قوانین زندگی از آنها چشم‌پوشی می‌کنیم. برای جلوگیری از فرسودگی، ورزش می‌کنیم. همین‌طور به عنوان یك ورزش حسی، به تماشای فیلم می‌پردازیم که شاید چندان قانونی یا پذیرفته در قوانین زندگی ما نباشند. آرم هایی مانند
Sicily از شرکت Dolce & Gabbana اجازه‌ی کسب چنین تجربه‌هایی را به ما می‌دهند.

9. امکان خیال پردازی
درست مانند مورد آخر، این رویکرد به طراحی آرم به مشتری کمک می‌کند تا واقعیات بیرون را به موضوعات تخیلی تبدیل کند.مشتریان، اغلب درباره ی قدرت‌طلبی، تسلط، بزرگی، موفقیت، عشق، قتل و مانند این ها خیال پردازی می‌کنند.آرم
Timberland جوری طراحی شده بود تا مشتریان درباره ماجراجویی های شجاعانه در مقابل نیروی طبیعت به خیال پردازی بپردازند.

موارد ذکر شده در بالا، انواع مختلف"ارزش" افزوده به کالا هستند.در حقیقت، به کمک این روش ها می‌توان به ایجاد ارزش‌های مؤثر فکر کرد وآرم ها ابزارهایی برای دست‌یابی به این هدف هستند.
این 10 رویکرد،به اعتقاد نویسنده، تفاوت‌های بین آرم های" مبتدی" و "حرفه‌ای" را آشکار می‌کنند.
 بدون داشتن معیارهایی برای ردیابی نحوه انجام کار، بازاریابی و داشتن برنامه های تجاری عملاً بیهوده است. تاجران باید بدانند که چه فاکتورهایی در تجارت آنها موفقیت محسوب می شود و نیز باید بتوانند آنها را اندازه گیری کرده و تفاوت میان مقادیر اندازه گیری شده، معیارهای تعیین شده و شاخص ها را بررسی کنند.
برای بازاریابی ترکیب سه عامل زیر می تواند به عنوان نقطه شروع در نظر گرفته شود:

1- آگاهی از وضعیت رقبا
2- تعیین نتایج مورد انتظار و منابع مورد نیاز برای رسیدن به آن ها
3- تعیین فاکتورهای موفقیت و معیارهای متناسب با آن اهداف.

اندازه گیری برای چیست؟
اندازه ها در زندگی همه ما نقش مهمی دارند. برای مثال تعداد ضربان قلب، موجودی حساب بانکی، وزن بدن، مقدار بنزین اتومبیل و...
اگر به این اعداد و ارقام توجه نکنیم خود را به موقعیت های خطرناکی مانند حمله قلبی، چک برگشتی یا تمام شدن بنزین اتومبیل نزدیک کرده ایم.

در دنیای تجارت نیز مشابه همین مسئله صادق است و اگر شرکتی فاکتورهای مهم پیشرفت خود را تشخیص ندهد یا آن ها را ردیابی نکند، احتمال ریسک خود را در تجارت بالا برده است.

با کمک معیارهای دقیق و منطقی می توان روش کار مناسب را تشخیص داد و برای رسیدن به اهداف برنامه ریزی کرد. به این ترتیب نیرو و تلاش افراد متمرکز می شود و ضریب اشتباهات پایین می آید. اندازه گیری در واقع سبب می شود که بخش بازاریابی مانند چشم و گوش یک شرکت عمل کند.
www.zibaweb.com

مسئله مهم دیگر آن است که ایجاد معیارها و ردیابی نتیجه ها نقش مثبتی در توجیه مدیران دارد و باعث صرفه جویی در هزینه های شرکت خواهد شد. این در حالی است که طی تحقیقات انجام شده تنها 38% از مدیران اجرایی آمریکایی در شرکت خود از این معیارها استفاده می کنند و از این تعداد فقط 16% از عملکرد بازاریابی شرکت راضی نبوده اند.
اما درصد نارضایتی در بین گروهی که معیار خاصی را دنبال نمی کنند، به 28% می رسد. به این ترتیب می توان گفت که اندازه گیری سبب بالا رفتن ارزش کار بازاریابی می شود
.

تعریف معیار (
metric)
کلمه معیار ممکن است برای افراد نا آشنا با این مفهوم قدری ابهام داشته باشد. برای درک بهتر معنای این کلمه اصطلاحات زیر را تعریف می کنیم:

• مقادیر اندازه گیری شده: مجموعه مقادیر به دست آمده طی یک بررسی مانند اعداد و ارقام، نسبت ها و درصدهای مربوط به یک شرکت.
• معیارها:نکات قابل اندازه گیری برای تشخیص درجه نزدیکی به اهداف.
• رکوردها و شاخص ها: مقادیری که شرکت های دیگر به آن ها رسیده اند و باید در تعیین معیارهای شرکت در نظر گرفته شوند.



تاریخ : پنجشنبه 22 آبان 1393 | 10:06 ق.ظ | نویسنده : امیر بدخشان | نظرات

 

  - وب راه - کسب و کارهاى کوچک بدلیل ماهیتشان نمى توانند از روشهاى پر هزینه تبلیغاتى براى معرفى خود و محصولاتشان استفاده نمایند. کدیران بازاریابى این کسب و کارها بایستى بدنبال روشهاى کم هزینه تر باشند. در این مقاله سعى شده است که روشهاى کم هزینه که الزاما الکترونیکى نیستند ، معرفى شوند.

شما مى توانید مشابه این روشها را براى بازاریابى الکترونیکى هم مورد استفاده قراردهید.

1-
بهترین آگهى هاى خود را بصورت کارت چاپ کرده و براى مشتریان خود در بازار هدف خود ارسال کنید.
مشتریان کارتهائى را مى خوانند که کوتاه و خلاصه باشد. یک آگهى کوچک روى یک کارت پستال مى تواند بازدیدکنندگان زیادى را به وب سایت شما بیاورد و این خود مى تواند باعث افزایش فروش شما شود. هزینه اینکار معمولا زیاد نیست.

2-
یک روش بازاریابى معمولا براى همیشه براى همه کسب و کارها موفق نیست، بنابراین روشهاى بازاریابى خود را مرتب عوض کنید و در استفاده از این روشها خلاق باشید.
مشتریان شما اگر متن آگهى شما عوض نشود خسته مى شوند، البته خود شما هم از این تکرار خسته خواهید شد. بازاریابى مى تواند مفرح باشد بنابراین از مزیتهاى استفاده از روشهاى متنوع بازاریابى براى برقرارى ارتباط با مشتریان باارزش خود استفاده کنید. اما در انتخاب روشهاى بازاریابى خود دقت کنید. همیشه براى یک بازاریابى موفق باید بر اساس یک طرح بازاریابى عمل کرد. سعى کنید در طرح بازاریابى خود از روشهاى متنوع استفاده کنید. همیشه نظر مشتریان خود را در مورد روشهائى که بکار برده اید جویا شوید این نظریات مى توانند موفقیت طرح بازاریابى شما را تضمین کند.

3-
کمک به مشتریان براى یافتن محصولات و حدمات مناسب
اگر مى خواهید براى مشترى خود بروشور معرفى محصولات را بفرستید، مى توانید بروشور یا کارت محصول یا خدماتى را که فکر مى کنید براى مشترى شما مفید است را هم بفرستید. اینکار مى تواند به مشترى شما در یافتن محصولات مناسب کمک زیادى بکند و مشترى شما را راضى نگه دارد. اگر نگران فروش محصول خود هستید مى توانید قبل از اینکار با تولید کننده آن محصول هماهنگى کنید و از این فرصت استفاده کنید. مثلا درصدى از فروش را براى خود در نظر بگیرید یا اینکه تخفیف خاصى را براى مشترى خود از فروشنده بگیرید.

4-
جواب تلفنهاى خود را متفاوت بدهید.
سعى کنید که سفارشهاى خاصى را در هربار جواب دادن تلفن ، به مشترى خود ارائه کنید. بعنوان مثال مى توانید بگوئید " روز بخیر؛ من ... هستم . از من درباره سرویسهاى جدید سوال کنید." تلفن کننده مجبور مى شود که از شما در مورد این سرویسها سوال کند. بیشتر شرکتها پیامهائى را از پیش ظبط شده دارند که وقتى مشترى پشت خط مى ماند آنها را براى مشترى پخش میکنند. شما مى توانید اینکار را خودتان انجام دهید. از نظر مشترى تفاوتى ندارد که این پیام از قبل ضبط شده یا اینکه زنده ارائه شده است.
براى استفاده از این روش مطمئن شوید که پیام شما براى مشتریان شما جذاب باشد. اگر مشترى شما از راه دور تماس مى گیرد، با ارائه آگهى هاى طولانى وقت و پول مشترى خود را به هدر ندهید.www.zibaweb.com

5-
استفاده از دست نوشته
سعى کنید در تمام نامه هائى که براى مشترى خود مى فرستید، از دست نوشته و یا مهرهاى مخصوص یا برچسب هاى خاص استفاده کنید. توجه داشته باشید که دست نوشته اى روى نامه در اولین بار که نامه دیده مى شود خوانده مى شوند. به خاطر داشته باشید این نوشته در صورتى بطور کامل خوانده مى شوند که خلاصه و کوتاه باشند بطوریکه بیننده بتواند آنرا در کمتر از ده ثانیه بخواند.

6-
یک پیشنهاد فروش براى مشترى خود که تازه از شما خرید کرده است بفرستید.
اگر بعنوان مثال مشترى شما لباسى را از شما خریده است، مى توانید نامه اى براى او بفرستید و ضمن تشکر از خرید قبلى به اطلاع او برسانید که براى خرید بعدى بطور مثال از تخفیف بیست درصدى برخورداد است. براى اینکه بتوانید این پیشنهاد را به فروش نزدیک کنید، براى پیشنهاد خود زمان تعیین کنید.

7-
خبرنامه
آیا مى دانید هزینه فروش به یک مشترى جدید شش برابر بیشتر از فروش به مشترى قدیمى است؟ شما با استفاده از خبرنامه مى توانید بازاریابى خود را بر روى مشتریان قدیمى خود متمرکز کنید. اگر هزینه خبرنامه چاپى براى شما زیاد است، مى توانید با استفاده از پست الکترونیک اینکار را با هزینه بسیار پائینى انجام دهید. همیشه در خبر نامه خود مى توانید پیشنهاد فروش ویژه اى را به مشترى قبلى خود ارائه کنید.

8-
بازاریابى مشترک
اگر فکر مى کنید که قادر به تحمل هزینه بازاریابى به تنهائى نیستید، بدنبال شریکى باشید که محصول او هم مناسب مشترى شما باشد یا اینکه محصولات شما مکمل یکدیگر باشد. با ارائه طرح بازاریابى مشترک مى توانید در هزینه هاى بازاریابى صرفه جوئى کنید. علاوه براى با این روش سرویس بهترى را هم به مشتریان خود ارائه مى کنید.
9-
بروشورها و آگهى هاى خود را در تمام نامه هاى ارسالى شرکت خود قرار دهید. اینکار هزینه زیادى براى شما ندارد و شما از نتیجه کار قطعا متعجب خواهید شد که ببینید این پیشنهادهاى شما به دست چه افرادى مى رشد و سفارش خرید به شما مى دهند.

10-
سمینار
ارائه سمینار در زمینه کار خودتان یا شرکت در سمینارهاى مرتبط مى تواند نقش بسیار زیادى در معرفى کسب و کار شما داشته باشد. اگر مى خواهید سمینارى در محل کار خود برگزار کنید، بخاطر داشته باشید که ارائه یک سمینار رایگان نمى تواند مشتریان شما را جذب کنید. دریافت هزینه جزئى علاوه بر اینکه مقدارى از هزینه هاى سمینار را پوشش مى دهد مى تواند در جذب مخاطب هم به شما کمک کند. البته چنین سمینارهائى باید بسیار با کیفیت و با برنامه ریزى ارائه شوند


  eMarketingway.ir.    نقل از سایت 

تاریخ : پنجشنبه 22 آبان 1393 | 10:03 ق.ظ | نویسنده : امیر بدخشان | نظرات

اولین سال راه اندازی تجارت مسلما پر فراز و نشیب خواهد بود. هر اندازه كه با دقت و دانش پیش بروید، باز هم مرتكب اشتباهاتی خواهید شد. اما اگر ذهن خود را آماده كنید و به تجربیات دیگران توجه كنید، می توانید از وقوع بسیاری از این اشتباهات پیشگیری كنید.
در این فرصت به 7 اشتباه بزرگ تازه كاران و راه حلهائی برای گریز از آنها اشاره می كنیم.

اشتباه اول: راندن یك ماشین تندرو در جاده ای خاكی
همه ما شنیده ایم كه برای آغاز هر كار، به محركی قوی و شور و شوق فراوان، احتیاج است. اما داشتن این حرارت اولیه به تنهایی كاری از پیش نمی برد.
شما به یك برنامه احتیاج دارید.
در زمینه تجارتتان، درخصوص مشتریان و رقبای خود عمیقا تحقیق كنید و یك مدل حقیقی و مفید برای تجارت خود ساخته و روی یك سوال مهم تكیه كنید:
چگونه می خواهید پول در بیاورید؟
 فرض كنید كه در صدد باز كردن یك مغازه هستید. محلی را انتخاب می كنید که باید هزینه اجاره آنرا بپردازید. ممكن است مخارج زیادی نیز برای تهیه دكورمناسب متحمل شوید بدون آنكه به نحوه بازگشت این هزینه ها بیاندیشید.محصولات شما كامل نیستند و به فكر بازاریابی هم نیستید. قطعا پس از چند ماه تجارت شما سقوط خواهد كرد.
نکته:هیچ روز كاری خود را بدون برنامه طی نكنید.

اشتباه دوم : ارزان فروشی
از یك كودك بخواهید كه بین یك كریستال 12 وجهی بدلی و یك قطعه الماس، یكی را انتخاب كند. كودك كریستال را انتخاب خواهد كرد. تازه كاران تجارت نیز به همین صورت عمل می كنند، فریب كمیت را می خورند و به كیفیت اهمیت نمی دهند.
آنها می اندیشند كه اگر جنسهای ارزان قیمت را عرضه كنند، فروش بهتری خواهند داشت و بزودی میلیونر خواهند شد.
اما این تصور غلط است.
تازه كاران دنیای تجارت قیمتهای محصولات و خدمات خود را بسیار پائین در نظر می گیرند و به این ترتیب در طول زندگی كاری خود نگران پول درآوردن خواهند بود و حتی زمانی كه سفارشی دریافت می كنند، خوشحال نخواهند شد زیرا فروش برای آنها سود كافی به همراه نخواهد داشت
.
قبل از قیمت گذاری، همه چیز را بسنجید. هزینه های ثابت و متغیر را محاسبه كنید. روشهای تجاری و قیمتهای رقبا را مورد توجه قرار دهید و استراتژی فروش و بازاریابی خود را بهینه كرده و درآمد قابل قبول خود را در نظر آورید.
www.zibaweb.com
نکته:كریستالهای بدلی را به الماسها ترجیح ندهید.

اشتباه سوم: راه اندازی تجارت فقط برای هیجان

بیشتر اشخاصی كه در حال راه اندازی یك تجارت هستند، افرادی رویایی، خیال پرداز و ماجراجو هستند كه بیشتر به دنبال هیجان می گردند. این افراد به جای تفكر و تحمل جزئیات دشوار این كار، به فكر پیش روی هستند و می خواهند كه مسائل و بحرانها را به نوعی پشت سر بگذارند تا دوباره به میدان بازی برگردند و ماجراهای آن را دنبال كنند.
اما خستگی و ملالت از همین مسائل جزئی به تدریج ظاهر زیبای تجارت را به خطر خواهد انداخت، هدف تجارت كسب درآمد است و به مخاطره انداختن وضعیت فعلی در این حیطه نمی گنجد.
نکته:تجارت را وسیله ای برای هیجان انگیز كردن زندگی قرار ندهید.

اشتباه چهارم: غفلت از بازاریابی
تعداد كمی از صاحبان تجارتهایی كه تازه تاسیس شده اند برای بازاریابی اهمیت قائل می شوند و برنامه و بودجه خاصی برای آن اختصاص می دهند، زیرا تصور می كنند كه بازاریابی یك خرج غیر ضروری است و یا به علت شكستهای مقطعی از تاثیر بازاریابی در فروش مایوس می شوند.
بازاریابی، فروش فرد را تضمین می كند. اما به یاد داشته باشید که فروش هر روز محدود به همان روز است و لزوما فرآیندی ادامه دار نیست.
نمی توان از مرحله طرح و برنامه مستقیما به مرحله فروش رسید و بازاریابی را فراموش كرد.
این اشتباه از ناآگاهی افراد نسبت به چرخه فروش ناشی می شود. اولین افرادی كه برای راه اندازی تجارت به آنها احتیاج دارید، بازاریابها هستند. بازاریاب ها هستند كه می توانند شما را به دیگران معرفی كنند. پس از آن موقعیت فروش فراهم خواهد شد.
نکته:قبل از ارسال پیام آشنایی، به دنبال معامله نباشید.

اشتباه پنجم: اسارت در تجارت به جای ریاست به آن
هنگامی كه فردی 3 یا 4 وظیفه معین را در 7 روز هفته انجام می دهد نیازی به بهره گیری از شیوه های مدیریتی احساس نمی شود.
در آغاز به كار یك تجارت نیز، اتفاقات ناگهانی اما قابل پیش بینی بوقوع می پیوندد كه می توان آنها را توسط تجربیات شخصی یا با استفاده از روش آزمون و خطا حل كرد.
اما همین طور كه تجارت شما رشد می كند،مسائل پیچیده تر خواهند شد و این دو روش دیگر پاسخگوی آن ها نخواهند بود.
شما مسئول همه چیز هستید. شما باید اهداف تجارت را تعیین كنید و روش ها را انتخاب كنید، یا شخصی را برای انجام این وظیفه منصوب كنید.
بدون داشتن سیاست معین و شفافی در مورد مشخصات مشاغل، استخدام ها، اخراج ها، تعطیلات، نحوه جبران كمبودها، چگونگی ترفیع ها و... شركت و تجارت نوپای شما در معرض آسیب ها و خطرات جدی قرار خواهد گرفت و نهایتا" تجارت شما ضعیف خواهد شد.
توجه کنید که كتاب راهنمای قوانین شركت شما (حتی در حد یك صفحه) باید وجود داشته باشد.
نکته:اختیارات و وظایف خود را فراموش نكنید.

 اشتباه ششم: پیش بینی ناقص بودجه
تازه كاران تجارت معمولا" نیازهای مالی خود را دست كم می گیرند. این افراد، در ابتدای كار هزینه زیادی را صرف خرید لوازم اداری و محصولاتی می كنند كه ممكن است بسیار تخصصی تر از آن چه باشد كه به آن نیاز دارند. هم چنین به این موضوع توجه نمی كنند كه اكثر مشتریان به طور اقساط خرید می كنند و بازگشت پول به كندی انجام می گیرد.
به همین علت مشاوران مدیریت معمولا" پیشنهاد می كنند كه پس از محاسبه بودجه مورد نیاز خود برای راه اندازی تجارت، حداقل 50% به آن اضافه كنید. به این ترتیب برای مدیریت ریسك های احتمالی آماده خواهید شد.
نکته:در مورد بودجه واقع بین باشید.

اشتباه هفتم: روابط غلط

شروع هر فعالیتی احتیاج به كار فراوان و سیستم پشتیبان دارد. فشار تعهدات زمانی و مسائل مالی باعث بروز مشكلاتی در روابط خواهد شد.
باید قدری از بار خود را سبك كنید و از كمك نزدیكان و دوستان خود در حد امكان استفاده كنید.
نکته:نگذارید كه یك اشتباه باعث یك عمر پشیمانی شود.

بسیاری از اشتباهات به این دلیل بروز می كنند كه تازه كاران تصور می كنند كه تمام كارها را باید خود به تنهایی انجام دهند.
به جای این كار بهتر است نقاط قوت خود را بشناسید و كمبودهای خود را بپذیرید و بعضی از امور را به دست متخصصین خاص آن بسپارید.
هنگامی كه به مسائل و شكست های اجتناب ناپذیر برخورد می كنید، این ضرب المثل قدیمی را به یاد بیاورید كه:هر شكست پلی است برای پیروزی های آینده.
eMarketingway.ir   نقل از سایت



تاریخ : پنجشنبه 22 آبان 1393 | 10:01 ق.ظ | نویسنده : امیر بدخشان | نظرات


برای شناسایی فاکتورهای موفقیت و معیارهای اندازه گیری آن ابتدا باید درک درستی از اهداف شرکت خود داشته باشید. شرکت تازه تاسیسی که به دنبال وارد کردن جنس خود به بازار است مسلما" اهداف متفاوتی نسبت به شرکت بزرگی دارد که می خواهد روابط نزدیک تری با مشتریان خود برقرار نماید.
اما تمام افرادی که قصد انتخاب معیارهایی برای سنجش عملکرد بازاریابی دارند باید عواملی را در نظر بگیرند که اثرات مثبت سه مفهوم زیر را داشته باشند:
1- جذب مشتری.
2- حفظ مشتری.
3- کسب درآمد.

اولین وظیفه بخش بازاریابی توانمند کردن یک تشکیلات برای جذب مشتری است. بدون مشتری، نه درآمدی وجود دارد و نه تجارتی!
جذب مشتری شرکت را برای بالا بردن حجم کارهای تجاری خود تقویت خواهد کرد
.
البته بازاریابی انتهای کار فروش نیست بلکه در این بخش به مشتری آگاهی داده می شود و سعی بر آن است که توجه مشتری به مسئله مورد نظر معطوف شود. معیارهایی که برای اندازه گیری موفقیت در بازار به کار می روند عبارتند از:

• سرعت افزایش مشتریان
• درصد انتخاب محصول از میان محصولات مشابه
• درجه معروفیت و شهرت
• وسعت توزیع

دومین وظیفه بخش بازاریابی حفظ مشتریان فعلی شرکت و افزایش و فعال کردن هر چه بیشتر آنهاست.
این بخش از کار ممکن است قدری مشکل تر باشد و نیاز به سرمایه گذاری داشته باشد زیرا مشتریانی که به سختی از این در وارد شده اند، به آسانی از در دیگر خارج می شوند!
مشکلات و مسائل زیادی وجود دارند که قدرت شما را در این بخش محدود می کنند. اما معیارهای زیر شما را برای اندازه گیری عملکرد شرکت در حفظ مشتری یاری می کند:

• میزان فروش های دائمی و مقطعی
• تعداد مشتریان
• سرعت رشد فروش
• تعداد مشتریان تازه جذب شده
• میزان وفاداری و دفاع مشتریان از شما

سومین وظیفه بخش بازاریابی حضور در بازار و کسب در آمد است.
تا سال 1970 درآمد شرکت ها تنها از روی مبالغ دریافتی و اسناد شرکت محاسبه می شد. اما امروزه سرمایه های نامحسوسی مانند خصوصیات و تواناییهای ذهنی و فکری افراد، مشتریان با ارزش، امتیازات کسب شده و حس رضایتمندی مشتریان و... جزء درآمدها محسوب می شوند و می توانند اثر مثبتی روی عملکرد شرکت داشته باشند.

بازاریابان حرفه ای برای بالا بردن درآمدها و حضور در بازار از معیارهای زیر کمک می گیرند:
• میزان سود
• مشتریان با ارزش
• درصد مقبولیت محصولات جدید شرکت
• تعداد طرفداران محصولات شرکت

با توجه به ساختار شرکت برای به دست آوردن حداکثر کارایی و سود باید مجموعه ای از معیارها انتخاب شود و دنباله ای از اعمال به طور پیوسته برای کنترل، آنالیز و گزارش عملکرد، انجام گیرد.
www.zibaweb.com

به این ترتیب در طول زمان، اطلاعات با ارزشی به دست می آید که نشان خواهد داد:

- کدام یک از تاکتیک های بازاریابی موثرترند؟
- کدام بخش از افراد پتانسیل خرید بیشتری دارند؟
- کدام مشتریان سود بیشتری را عاید شرکت کرده اند؟
- و در کل عملیات فروش چگونه انجام می شود؟

نکته مهم دیگر آن است که این معیارها در اثر گذشت زمان قابل تغییرند. با رشد شرکت و بازار کار، بازاریابان نیز باید بررسی مجددی روی معیارهای خود انجام دهند و آن ها را با اهداف جدید سازگار کنند.
رقبای شما ممکن است به شاخص ها و رکوردهای بالاتری دست یابند و معیارهای شما دیگر قابل قبول نباشند. بعضی از معیارها کهنه می شوند و روشها و معیارهای جدیدی برای اندازه گیری به وحود می آیند.

کار کردن بدون معیار مانند راه رفتن با چشمان بسته است.
بدون اندازه گیری، تصمیم گیری در رابطه با تغییرات و روش های جدید بسیار سخت خواهد بود. اما استفاده درست از اندازه ها، راهنمای شما برای گسترش حضور در بازار و جذب مشتریان بسیار متنوع خواهد بود و شما را برای کسب شاخص ها و رکوردهای جدید توانمند خواهد کرد.


eMarketingway.ir نقل از سایت 



تاریخ : پنجشنبه 22 آبان 1393 | 09:59 ق.ظ | نویسنده : امیر بدخشان | نظرات


بازاریابی تلفنی


اگر بدون وقت قبلی به محل استقرار مشتری مراجعه كنید، زمان زیادی را در راه صرف می كنید و امكان دارد طرف در محل حاضر نباشد و یا اینكه ممكن است مدتی را در انتظار باشید ولی بازهم شما را نپذیرد. پس بهتر است ملاقاتهای حضوری حتی الامكان با وقت قبلی باشد. تلفن را دست كم نگیرید. از تلفن استفاده كنید. این وسیله سرعت كار شما را افزایش می دهد و اگر هم مشتری نبود زمان اندكی را از دست داده اید. بدانید كه تلفن برای شروع ارتباط بسیار مناسب است (مگر برای مشتریان قدیمی كه با تلفن سفارش می دهند).

برای برقراری ارتباط با افراد مهم یكی از بهترین زمانهای تماس تلفنی، صبح زود است و یكی آخر وقت كه منشی ها رفته اند. منشی ها بسیار خوب هستند اما باید پذیرفت كه بعضی از مواقع مانع برقراری تماس می شوند. باید تكنیك های بازاریابی تلفنی را یاد بگیرید و از آنها استفاده كنید.
به موارد زیر توجه كنید و آنها را به كار ببرید:
- كار با تلفن باید هدفمند باشد؛
- قبل از گرفتن شماره، خود را كاملاً آماده كنید. این آمادگی شامل سرحال بودن، به كاربردن عبارات كلیــــــدی مثبت نظیر اینكه: الان می خواهم یك بازاریابی تلفنی موفق داشته باشم آراسته بودن، لبخند زدن، فراهم بودن ابزار كار نظیــــر قلم، اطلاعات موردنیاز و... می شود. معطل گذاشتن مشتری برای پیدا كردن خودكار، آمار و... پسندیده نیست. اطمینان داشته باشید تمام ارقام و مدارك به روز است؛
- صبح زود شروع كنید، كسب و كار از ساعت 8 شروع می شود، ضمن اینكه خیلی از مدیران موفق قبل از ساعت 8 صبح در محل كارشان حضور دارند. سحر خیزباش تا كامروا شوی؛

- یك عدد آئینه روی میزتان قرار دهید تا در هنگام مكالمه به آن نگاه كنید و لبخند بزنید. حالت چهره شما در صدایتان منعكس می شود، به یاد داشته باشید كه در بازاریابی تلفنی تنها سلاح شما صداست، پس این سلاح را درست به كار گیرید؛

- برای هر یك از مكالمات تلفنی خود از قبل برنامه ریزی كنید، اول تمام مكالمه را در ذهنتان تمرین كنید، مجسم سازید كه پیشاپیش در این كار موفق شده اید و حالا فقط می خواهید این موفقیت را تكرار كنید؛
- نام مخاطب را پرسیده و درست تلفظ كنید؛
- در مذاكرات تلفنی مهم، ایستاده صحبت كنید. در این صورت آدرنالین بیشتری از مغز ترشح می شود و تسلط شما را بالا می برد؛
- دست نوشته داشته باشید. متنی را از قبل آماده كنید تا در شروع مذاكرات از آن استفاده كنید. این متن باید شما و شركت را معرفی كند، مقصود شما را از تلفن زدن بیان كند و مزایای محصول و وجه تمایزتان را نشان دهد. چنان ماهرانه از متن استفاده كنید كه طرف مقابل متوجه روخوانی تان نشود؛
- مشتری باید در تن و لحن صدای شما شادابی را احساس كند. معایب تلفن به عنوان یك عامل ارتباطی شامل فقدان ارتباط چشمی و احتمال آماده نبودن طرف مقابل یا منحرف شدن توجه او به دلیل سایر فعالیتها (یا شلوغی جاده در صورتی كه طرف در جاده باشد) می شود. لذا تمام این نقایص را باید صدای گرم و جذاب شما جبران كند؛
- با مشتــــری گفتگو كنید نه اینكه به طور یك جانبه مطالبی را به آنها بگویید؛
- برای وقت مشتری ارزش قائل شوید و در صورت عدم تمایل او وقت دیگری را برای مذاكره درخواست كنید؛
- حوصله داشته باشید؛
- در هنگام صحبت با تلفن چای نخورید، سیگار نكشید، روزنامه نخوانید و... و حواس خود را فقط روی گفتگو متمركز كنید؛
- بی جهت روی بعضی از مواضع پافشاری نكنید؛
- به آداب و اعتقادات طرف مذاكره كننده احترام بگذارید؛ - تلفن را درست نگه دارید تا صدای شما واضح باشد. كلمات را واضح و با تلفظ صحیح به كار ببرید؛
- تصویر درستی از خود ارائه دهید، نه خود را كوچك بشمارید و نه غلوآمیز صحبت كنید؛
- با سرعت مناسب صحبت كنید، به طوری كه تاثیر خوبی داشته باشد؛ - اگر در مكالمه های تلفنی طرف مقابل شما فریاد می كشد و سر شما داد می زند، هرگز مقاله به مثل نكنید. بلكه آرام و نرم و با ملایمت صحبت كنید، در این گونه مواقع هم بهتر است بایستید و به مكالمه ادامه بدهید؛ - شاید طرف صحبت شما سوالهای غیرمرتبط و یا حتی خصوصی مطرح كند، خونسرد باشید و عصبانی نشوید، مدیریت ارائه اطلاعات داشته باشید، لازم نیست به همه سوالها پاسخ دهید، گاهی خود را به نشنیدن بزنید و مجدداً موضوع اصلی را پیش بكشید و گاهی هم شوخی كنید و سوالها را با ظرافت رد كنید به هرحال، سعی كنید مؤدبانه برخورد كنید و با سیاست و بازی با لغات مكالمه را به اتمام برسانید. درهمه حال مواظب شخصیت مشتری باشید، یادتان باشد هدف بازاریابی، رسیدن به تعامل است نه مشغول شدن به تقابل، كه نتیجه مثبتی برای كسب و كار ندارد؛

- مراقب كلام خود باشید، و در حذف كلمات كلیشه ای و عباراتی كه تكیه كلام شما شده اند ولی خیلی پسندیده نیستند تلاش كنید. خانمها از اصطلاحات مردانه و آقایان از اصطلاحات زنانه نباید استفاده كنند؛ - هدف از بازاریابی تلفنی گرفتن وقت از مخاطب برای ملاقات حضوری است، لذا از ارائه اطلاعات زیاد خودداری كنید،‌در ملاقات حضوری شما علاوه بر صدا، ابزارهای دیگری هم برای تاثیرگذاشتن بر مشتری دراختیار دارید نظیر زبان، تاثیرات تیپ ظاهری، نمونه كالا، كاتالوگ، فیلم و... ، لذا هدف اساسی تان گرفتن وقت ملاقات باشد؛

- صدایتان را ضبط كنید و به آن گوش دهید، این كار باعث می شود تا عیوب كارتان را پیدا كنید و با تمرین و مهارت آنها را برطرف سازید؛
- سعی كنید سوالها و اعتراضات مشتریان را پیش بینی كنید و فهرست سوالهای احتمالی خود را كامل كنید. جوابهای آنها را آماده كنید. این كار میزان آمادگی شما را در مذاكرات بعدی افزایش می دهد؛
- حرفه ای عمل كنید، از تلفن به عنوان یك وسیله كاری استفاده كنید، زود بروید سر اصل مطلب و از تعارفات كم كنید. اختلالاتی را كه مكالمات تلفنی در كارتان ایجاد می كند را به حداقل برسانید. وسط حرف مشتری ندوید، مهارتهای سخنرانی و گوش كردن را در خودتان بالا ببرید. پرشور باشید، با اعتماد به نفس صحبت كنید، از موضوع اصلی خارج نشوید؛

- ویژگی محصولتان را بیان كنید اما این ویژگیها را با منافع و مزایایی كه برای مشتری دارد پیوند دهید و تایید دیگران را درجهت بالابردن اطمینان مشتری بیان كنید تا اعتبارتان افزایش یابد؛

- یادداشت برداری كنیــــــد، این كار باعث می شود چیزی را از قلم نیندازید اما مواظب باشید یادداشت برداری به مذاكرات شما لطمه نزند.
تندنویسی را تمرین كنید و نكات كلیدی را یادداشت كنید؛ - تعداد تلفن زدن هایتان را افزایش دهید، قرار نیست تمام تماسهای شما به قرار ملاقات یا معامله منجر شود اما هر چقدر تعداد تماسهای شما بیشتر باشد و تسلط تان بالاتر برود قطعاً تعـــداد قرارملاقاتها و معاملات هم افزایش می یابد، رابطه مستقیم بین مشتری یابی امروز و منافع فردا وجود دارد؛

- مراحل مشتری یابی از طریق تلفن را فراگیرید. ابتدا توجه طرف مقابل را جلب كنید، سپس خود و شركت را معرفی كنید، آنگاه از یك عبارت كلیدی مثبت استفاده كنید و با قرار ملاقات گذاشتن مكالمه را به پایان برسانید؛

- به منشی ها خیلی احترام بگذارید، اینها انسانهای مهمی هستند و می توانند دوست شما برای برقراری تماس به مدیرشان باشند یا اینكه مانع شما بشوند. در اولین تماسها با منشی جمله ای كه می گویند، امری مؤدبانه و سریع باشد تا او را وادار به حركت سریع كند. نظیر سلام، آقای محسنی، لطفاً . جمله شروع نباید از ناحیه ضعف و با عبارات دارای بار روانی منفی مثل ببخشید مزاحم شدم یا خسته نباشید همراه باشد، به علاوه اینكه قاطع و با اعتماد به نفس صحبت كنید و من و من نكنید؛احترام به منشی ها عامل مهمی است

- در كتـــــابهای نویسندگان خارجی تاكید می شود كه شما برای مشتری وقت ملاقات تعیین كنید مثلاً بگویید سه شنبه ساعت 5 بعدازظهر چطور است؟ یا سه شنبه ساعت 5 بعدازظهر من آنجا خواهم بود ولی این روش در ایران جواب نمـــــی دهد و به مشتری برمی خورد. بهتر است از او بخواهید وقت ملاقات را تعیین كندسپس به تنظیم وقت بپردازید. یادتان باشد كه مشتری رئیس است؛

- موفقیت و شكستهایتان را در بازاریابی تلفنی تجزیه و تحلیل كنید و از آنها درس بگیرید، یكی از بهترین معلم ها تجربه است. هر بار كه گوشی را برمی دارید باید خود را از نو بسازید اجازه ندهید تكراری بودن امور، شما را خسته كند، بــاید هر روز دوباره درمورد آنچه انجام می دهید فكر كنید؛ خلاق باشید؛

- در پایان هر مذاكره سعی كنید خیلی كوتاه خلاصه مذاكرات را بیان كنید و برای آن از مشتری تاییدیه بگیرید تا مبادا موضوعی برداشت مشترك نشده باشد؛

- سوال كردن در جای درست برای فهمیدن صحیح موضوع، مناسب است و ایرادی ندارد؛

- اطلاعات شما از رقبا میزان حرفه ای بودنتان را نشان می دهد و باعث می شود در مدیریت مكالمات تلفنی قویتر عمل كنید. این اطلاعات مربوط به مواردی ازجمله محصولات آنها، قیمتهایشان، بازار هدف شان، پور سانتاژ بازارشان، تعداد نیروی فروش، میزان تخفیف، استراتژی فروش، دید رقبا نسبت به شما و... می شود؛

- در پایان مذاكرات تلفنی شما بعداز طرف مقابل، گوشی را زمین بگذارید؛
- تاریخ، ساعت، مكان و هدف قرارتان را یادداشت كنید؛
- در كلاسها و سمینارهای آموزشی بازاریابی تلفنی شركت كنید تا احتمال موفقیت خود را بالا ببرید. مطالعه پیوسته كتابهای مربوطه هم فراموش نشود. درجلب رضایت مشتری از طریق تلفن كاملاً مهارت پیدا كنید. یاد بگیرید مانند یك نوازنده ماهر كه با ساز خود هنرنمایی می كند، شما هم با تلفن هنر بازاریابی تلفنی خود را به نمایش گذارید؛

- بی تردید در فرایند هر گفتگو ممكن است ایرادهایی از سوی مشتری مطرح شود. مسلماً هر ایرادی یك مانع است و باید پاسخی برای آن طراحی شود. در چنین موقعیتی بیهوده دلواپس نشوید، سعی كنید دلواپسی های خود را كنترل كنید. در اغلب موارد مشخص شده است كه دلایل دلواپسی افراد را می توان به نحو زیر طبقه بندی كرد:

الف) 40 درصد دلواپسی های افراد درمورد مسائلی است كه هرگز اتفاق نمی افتند؛
ب) 40 درصد دلواپسی ها درمورد چیزهایی است كه نمی توان آنها را تغییر داد؛
ج) 12 درصد دلواپسی ها درارتباط سلامتی است؛
د) 8 درصد دلواپسی ها به طور اصولی صحیح و واقعی اند.
بنابراین، میان دلواپسی ها باید فرق گذاشت و از آنجا كه در تماس تلفنی نسبت به تماس حضوری تنها از كانالهای مشخصی برای ارتباط استفاده می كنید، در آن صورت در موقعیتهایی كه سرحال نیستید، سریعاً صدای شمــا حالت درونیتان را منعكس كرده و دلواپسی های شما را لو می دهد. بنابراین، زمانی كه ایرادی از شما گرفته می شود، دلواپس نشوید و آن را یك حسن نظر تلقی كنید، زیرا درهمین ایرادهاست كه مسائل و نیازهای مشتری آشكار می گردد؛
- اقدام كنید، بهترین راه برای غلبه بر شك و ترس حركت است. اقدامات فوق را رعایت كنید و ابزارتان را آماده سازید، با تمرین، ایرادتان را برطرف كنید، مهارتهایتان را بالا ببرید، از دوستانتان بخواهید شما را راهنمایی كنند، به صدای خود گوش كنید و از همه چیز یاد بگیرید اما با تمام اینها تا اقدام نكنید موفق نمی شوید، با آمادگی، گوشی را بردارید و شروع كنید؛

- فرم مذاكرات تلفنی را تنظیم كرده و تاریخ تماس، ساعت تماس، نام مخاطب، شركت مخاطب، خلاصه مذاكره و اقدام بعدی كه باید صورت گیرد را یادداشت كنید. و در پیگیریها از این فرم استفاده كنید.

نتیجه گیری
بازاریابی تلفنی یكی از كانال های بازاریابی مستقیم است كه در صورت كسب مهارتهای لازم جهت استفاده صحیح از تلفن میزان توفیق فروشندگان در نیل به اهداف فروش بازاریابی را افزایش می دهد. در این مقاله اصول بازاریابی تلفنی جهت استفاده صحیح از زمان و تاثیرگذاری مثبت بر مشتریان موردبررسی قرار گرفته است.


پرویز درگی: مدرس بازاریابی در دوره كارشناسی ارشد سازمان مدیریت صنعتی

تاریخ : پنجشنبه 22 آبان 1393 | 09:57 ق.ظ | نویسنده : امیر بدخشان | نظرات


1. ابتدا هدف خود را از برقراری تماس با مخاطب تعیین کنید: بدانید که به دنبال چه چیزی هستید؟ چه اطلاعاتی می خواهید؟ و چه اطلاعاتی باید بدهید؟ می توانید این اهداف را مدنظر داشته باشید: *آشنا شدن با مشتری - *شناسائی نیازهای مشتری و موقعیت او - *تشویق مشتری برای تشکیل جلسۀ مشترک - *فروش محصول و .......... .

2. بر ترس خود غلبه کنید: می دانید از چه می ترسید؟ از نه شنیدن . اما نه شنیدن امری عادی است که همواره در اولین تماس با مخاطبتان وجود دارد. مطمئن باشید که این نه شنیدن به معنای نخریدن محصولتان نیست. مردم کارها را برای دلایل خودشان انجام می دهند نه ما. آنها بوسیلۀ علاقۀ شخصی خودشان دارای انگیزه هستند. شاید این جمله را شنیده باشید که " چی به من می رسه؟" همچنین بسیاری از مردم از آنچه که به آنها گفته شود انجام دهند یا قانع برای انجام دادن شده باشند مقاومت می کنند ، اما آنها دوست دارند یاد بگیرند چگونه انجام دهند یا چه چیزی را انجام دهند. اگر به مردم بخندید آنها هم خنده به شما تحویل می دهند.

3. به صدا و نحوۀ صحبت کردن خودتان دقت کنید: از خصوصیات یک فروشندۀ موفق خودجوش بودن و سرزندگی است. هنگام صحبت کردن با محبت،گرم و شمرده صحبت کنید. صحبت کردن درست باعث می شود تا علاقه و اعتماد به نفس به شخص مخاطب منتقل شود و اعتماد او جلب شود.

4. ارتباط با مشتری را به صورت مداوم در برنامۀ کاری خود قرار دهید: برقراری تماس زمانی مؤثر است که به صورت مداوم انجام شود. در هر مقطع زمانی مشتریان بالقوه شما را فراموش می کنند چرا که مشغلۀ کاری این فرصت را به آنها نمی دهد که با شما تماس بگیرند. تماس مداوم با مشتری اصل مشتری مداری است و باعث می شود تا مشتری اطمینان پیدا کند که شما به او اهمیت می دهید البته این بدان معنی نیست که در او چنین تصوری را ایجاد کنید که به او محتاج هستید بلکه باعث ایجاد یک احترام دوسویه می شود. اگر توانسته اید با مشتری خود رابطۀ دوستی ایجاد کنید حتی یک احوال پرسی ساده هم بسیار مؤثر است و یا تشکر از او و یا ارسال کارت تبریک در ایام خاص.

5. در برقراری تماس سعی کنید وقت زیادی هدر نشود: سعی کنید بر زمان به صورت بهینه و مناسب کنترل داشته باشید تا بتوانید تعداد تماس های بیشتری در واحد زمان داشته باشید.

6. پیگیری را فراموش نکنید: با اولین تماس امکان اینکه به نتیجۀ دلخواه خود برسید تنها 44% خواهد بود. به طور کلی گفته می شود که فرآیند فروش به شش مرحله تقسیم می شود . همانطور که گفتم در مرحلۀ اول 44% امکان فروش وجود دارد. در مرحلۀ دوم این مقدار به 16% می رسد . مرحلۀ سوم 14% ، مرحلۀ چهارم 12% ، مرحلۀ پنجم 8% و در مرحلۀ ششم تنها احتمال 3% امکان فروش محصول مهیا می شود. برخی از افراد موضوع پیگیری در بازاریابی را یک عمل به دور از اخلاقیات تلقی می کنند و تصورشان بر این است که بازاریاب مشتری را تحت فشار می گذارد. اغلب آنها تا به حال نه فروشنده بودند نه مطلبی راجع به آن خوانده اند و این در حالی است که خودشان اجناسشان را طی همین پی گیری خرید می کنند و بدون اینکه متوجه باشند پروسۀ بازاریابی روی آنها انجام می شود و در نهایت نیازشان برطرف می شود و بازاریاب یکی دیگر از مشکلاتشان را طی همین پی گیری حل می کند.

امیر آزادی ، نگارنده و مترجم

تاریخ : پنجشنبه 22 آبان 1393 | 09:54 ق.ظ | نویسنده : امیر بدخشان | نظرات
ازاریاب ها بخوانند

– نکات کلیدی موفقیت در بازاریابی

 

   

عوامل متعددی برای موفقیت در بازاریابی کالا و خدمات وجود دارد. در این مقاله کوتاه، قصد دارم برخی از مهمترین نکات و عوامل را برای آن دسته از دوستانی که اخیراً این سوال را از من پرسیده اند بیان کنم.

 

بازاریابی یعنی چه؟ هیچ شده است که پیش خودتان، از خودتان بپرسید که بازاریابی اصلاً و اصولاً چیست؟ در ده دوازده سال اخیر، از افراد بسیاری که سالها در کار فروش کالا یا خدمات بودند این سوال را پرسیده ام. موفق ترین آنها هم گاهی در بیان یک تعریف کوتاه و مختصر از بازاریابی دچار مشکل می شد. هر کسی تعریفی را ارایه می داد و از دید خودش فکر می کرد که دارد جامع ترین و کامل ترین پاسخ را می‌دهد. اما متاسفانه کمتر اتفاق می افتاد که فردی بیاید و یک تعریف درست و حسابی از بازاریابی به ما بدهد. بازاریابی یک هدف ناب و مشخص دارد: «کمک» به «پاسخگویی به نیاز یا نیازهای مشترک» «گروهی از مردم» - کار بازاریاب (چه روی اینترنت یا در فضای واقعی) در اصل این است که آن گروه از مردم را که نیاز یا نیازهای مشترکی دارند و البته «قدرت خرید» نیز دارند بیابد و به آنها «کمک» کنند تا با شناخت، خرید (یا مصرف) کالا و خدمات ما، آن «نیاز» را برطرف سازند و به آن در حقیقت پاسخگویند. ببینید بازاریابی درست مثل شکار یا ماهیگیری است. برای شکار و ماهیگیری شما نیاز به یک سری ابزار دارید : اولین گام برای بازاریابی «جمع آوری» اطلاعات است: من برای شکار کجا باید بروم؟ چه فروشگاهی را می شناسید که لوازم شکار یا ماهیگیری بفروشد؟ آیا مجله ای در این زمینه چاپ می شود؟ شکارچیان یا ماهیگران معروف و مشهور کجا جمع می شوند و چطور می توانیم آنها را پیدا کنیم؟ با پرسش هایی از این دست، علاقمندان، شروع به جمع آوری اطلاعات می کنند. ماهیگیران باید که انواع ماهی را نیز بشناسند و بدانند که نیاز ماهیها (از لحاظ نور و غدا و دما و درجه حرارت و ...) چیست؟ به همین ترتیب است که بازاریاب باید بداند مخاطبین هدفش کجا قرار دارند و نیازهای آنان چیست؟ «قدرت خرید» مخاطبین هدف بسیار مهم است و بازاریاب های موفق وقت و سرمایه خود را در جایی صرف می کنند که برایشان بازده دارد.


بازاریاب های موفق، از کوچک شروع می کنند. هدف خودشان را می دانند و البته و مهمتر از آن «کالا» و یا «خدماتی» را که عرضه می کنند بخوبی می شناسند. کار بازاریاب در واقع این است که «استفاده از آن کالا یا خدماتی که عرضه می کند را به مردمی که برای پاسخگویی به نیازهایشان به آن محصول یا خدمات احتیاج دارند توصیه می کند.» ببینید این قضیه خیلی مهم است: بازاریاب توصیه می کند ... نمی فروشد! فروش با بخش و یا واحد فروش است. شما وقتی کالا یا خدماتی را به یکی از دوستانتان توصیه می کنید، مثلاً وقتی که می گویید که برو فلان فیلم را ببین یا فلان کاست موسیقی را بخر، در واقع دارید خرید بلیط فیلم یا آن کاست را توصیه می کنید. شما دارید برای آن فیلم یا کاست موسیقی بازاریابی می کنید - گاه بدون آنکه خودتان خبر داشته باشید. افرادی که چیزی را توصیه می کنند حتماً خودشان آن را مصرف کرده اند و از آن رضایت داشته اند پس بازاریاب های موفق کسانی هستند که خودشان مصرف کننده کالا و خدماتشان هستند و از آن واقعاً رضایت دارند. کالا و خدماتی را بازاریابی کنید که واقعاً آن را خودتان نیز استفاده می کنید و از اینکه آن را بکار می برید رضایت دارید.


شرکت ها و موسسات، چه بزرگ و چه کوچک، به نظر من باید تحقیق وشناسایی بازار هدف را سر لوحه اقداماتشان قرار دهند. نیازهای واقعی (کوتاه یا بلند مدت) بازارشان را پیدا کنند و خدمات یا محصولاتی را عرضه کنند که بتواند نیاز مردم را جواب بدهد. متقاعد کردن شرکت ها و موسسات در بکار گیری یا روی آوردن به بازاریابی حرفه ای کار ساده ای است شاید خیلی از آنها فکر می کنند تبلیغ یعنی بازاریابی، اما تبلیغ تنها یکی از ابزارهای بازاریابی است. بازاریابی حرفه ای استراتژی های متعددی دارد، تکنیک ها و تاکتیک های متعددی دارد که بازاریابان حرفه ای باید که آن شیوه ها و روش ها را بیاموزند و بلافاصله به همکاران خود آموزش دهند. حیات سیستم های کوچک و بزرگ در گرداب گسترده گیتی به میزان آموزشی که می بینند و یا ارایه می دهند بستگی دارد. به آنهایی که در برابر ایجاد تیم ها و یا واحدهای بازاریابی در یک شرکت یا موسسه کوچک مقاومت می کنند باید این را گفت که جلب اعتماد مخاطبین شما کار ساده ای نیست، کسی از کالا یا خدماتی که ارایه می دهید مطلع نیست، مزایای استفاده از کالا و خدمات شما را نمی دانند، پس چه باید کرد: گروه هایی را باید تعلیم داد تا به درستی کالا و خدمات شما را به دست مصرف کننده واقعی برسانند.
www.zibaweb.com


در زمینه بازاریابی کتابهای متعدد و مقالات و تحقیقات متعددی وجود دارد به فارسی و انگلیسی: کافی است در گوگل یا سایت آمازون به دنبال واژه های مرتبط جستجو کنید و آنوقت خواهید دید که تا دلتان بخواهد کتاب و مقاله در این زمینه وجود دارد.
Marketing توصیه است و اگر من در این مقاله سایتی یا کتابی را توصیه کنم در واقع دارم برای آن سایت یا کتاب بازاریابی می کنم. پس اجازه دهید که شرکت در سمینارها و دروه های بازاریابی خودم بگویم، چون خودم از آنها بسیار استفاده بردم و دیدم که افراد بسیاری روش ها و تکنیک ها و استراتژیهای موفقی را که آموزش داده ام را بکار برده اند و موفق شده اند (: - توفیق و موفقیت همه شما را از ته دلم آرزومندم.

نویسنده : تابان خواجه نصیری


تاریخ : پنجشنبه 22 آبان 1393 | 09:50 ق.ظ | نویسنده : امیر بدخشان | نظرات
بازاریابی امری عاشقانه ولی عالمانه وحرفه ای باید باشد . یک بازاریابی نباید خودرا در حد  فقط  یک ویزیتور ببیند که هدف وی تنها فروش کالا یا خدمات باشد . بلکه یک بازاریاب اول باید با یک اخلاق حرفه ای انجام وظیفه نماید . به عبارت دیګر اګر شما منافع طرف مقابل ر ا در نظر ګرفتید .اولین نتیجه آن حس اعتماد در مشتری ایجاد نموده اید . اعتماد پلی محکم جهت عبور اعتقادات ودانش شما به وی است . سپس شما با کسب اطلاعات لازم از نیاز های مشتری می توانید با ابزارها واطلاعاتی که شما در اختیار دارید،  به راحتی با وی ارتباط برقرار کنید . دقت برروی این نکته بسیار مهم است که در یک بازاریابی ایجاد یک ارتباط دوستانه و با محبت راهی ساده واتوبان است برای عبور ومرور های مجدد . شاد باشید  و شادی بیافرینید .


تاریخ : شنبه 26 بهمن 1392 | 04:18 ب.ظ | نویسنده : امیر بدخشان | نظرات

بازاریابی واقعا چه  زیباست . ابعادی دارد بسیار تحسین براګیز ،ابتدا لازم است خاطره ای برای شما بګویم . پنج سالی دری داشتیم بسیار ګرانبها ، مرشدی داشتیم راهنما، استادی داشتیم عاشق ، عاشق خدا و خلق خدا ، خلاصه هر چه بګویم کم ګفته ام زیرا توان کلمات و قلم من ناتوان قاصر است بګوید این عزیز که بود . فقط این یک جمله را به یادګار به شما بګویم که این استاد همیشه می ګفت ما نوکر همکاران  و مشتریان هستیم . این پیر مرشد بزرګوار می ګفت در هر مذاکره ای قولی بدهید که توان دارید ، به خاطر پول وجذب فقط مشتری هر قولی که امکان اجرای آن را ندارید ندهید . جذب  مشتری خوب است اما نه به هر قیمتی .  مخلص کلام عزیزان مدیری داشتم بهتر از ګل عزیزتر از عزیزانم . آقای جعفر آقا ملایی فقط  مدیر ما نبود  بلکه برا دری دلسوز ، پدری مهربان و معلمی ارزشی وبا اخلاق بود . او نامش ، اخلاقش ، سجایای بی مثالش همیشه در ذهن ویاد و خاطرات تمام همکاران استان باقی است . همین بس که در لحظات خداحافظی اش آن قدر اشک ریختیم که ...  یادش ګرامی و جایش مستحکم تر در قلبمان



تاریخ : سه شنبه 5 شهریور 1392 | 10:42 ب.ظ | نویسنده : امیر بدخشان | نظرات

همیشه وقتی صحبت از فرصت می شود می بایست روی این کلمه به ظاهر ساده کمی مکث نمود . زیرا فرصت همیشه در اختیار وتملیک من وشما نیست . پس از هر زمان و وقتی به جا ومفید استفاده نمایید . بازاریابی یعنی جلب وجذب فرصت ها حال این جذب می تواند پول وثروت باشد یا مقام وقدرت ویا از همه مهم تر اخلاق ومعنویات . چند روزی است ګلی ګم کرده ام می جویم آن را اما آن را نمی بایم . ګلی از ګلهای باغ های بهشت ، از دوګل سرسبد دنیا یکی را ازکف داده ام . پدری مهربان ، ندیمی سختګی ناپذیر ومونسی واقعی دیګر دربرم نیست . من فرصت از دستم رفت به شما عزیزان توصیه می نمایم اګر پدر ومادر در کنارتان هستند تا فرصت باقی است از آنان فراموش نکنید هرروز دست وپای آنان را به چشم سرمه نمایید .

همه جا شب بود وتاریکی

ظلمت بود وغفلت ونادانی

احمدی از تبار ګل محمدی

ندبه سر می داد ودعا می کرد

شبی با وضو پرواز کرد

پرکشید به دیار عاشقان

عاشقانی همچون خود

یک عمرذکر یاحسن کرد

می جویم اورا در ګلستان

همه عمر در انتظار او می مانم

به نګاهش ، به دعایش



تاریخ : جمعه 21 تیر 1392 | 07:03 ب.ظ | نویسنده : امیر بدخشان | نظرات
با سلام ، هیچ فکر کرده اید بازاریابی یک  آموزش رایګان است . چرا؟ هنګامی که برای بازاریابی به شخصی اعم از حقیقی یا حقوقی مراجعه نمایید ، جدا از روند عملکرد شما مبنی برارایه محصول یا خدمتتان ، می توانید از نحوه کارکرد ، تجارب چندین ساله شغل طرف مذاکره و یا حتی از تجارب شخصی فرد مورد مذاکره مطالب زیادی بیاموزید . این در حالی است اګر از قبل این آمادګی ذهنی را برای خودتان فراهم ننموده باشید امکان جذب موارد یادشده امکان پذیر نخواهد بود . پس سعی کنید قبل از رفتن به هر مذاکره ای علاوه بر ارایه خدمات خودتان ، تجارب وآموخته های طرف مقابلتان را نیز فراګیرید . زیرا در اکثر  موارد خیلی نکات ارزشمند نصیب شما خواهد شد .



تاریخ : شنبه 7 اردیبهشت 1392 | 07:38 ب.ظ | نویسنده : امیر بدخشان | نظرات
به نظر می رسد یکی از چیزهایی که آدمی را مشغول خود میکند ګرفتار روزمره ګی شدن است . بیشنهاد میګردد که برای هرروز خودتان یک برنامه بازاریابی ترتیب دهید به این مفهوم که یا به دیدن قردی بروید ویا بذیرای میهمانی باشید و یا از خودتان بذیرایی کنید . به عبارت دیګر برنامه ای ترتیب دهید که نکته ، مطلب ویا موضوع جدیدی را یا متنی را که زیبا وکارا است مطالعه کنید . این باعث می شود که از یک نواختی و روزمره ګی خارج شوید . بازاریابی یعنی باز نوشدن همیشګی !!


تاریخ : جمعه 20 بهمن 1391 | 07:30 ب.ظ | نویسنده : امیر بدخشان | نظرات
به تصور برخی بازاریابی فقط در یک سازمان یا یک موسسه اتفاق می افتد ،در حالی که تک تک ما هرروز یا در حال انجام  بازاریابی هستیم ویا مارا بازاریابی میکنند. به عنوان نمونه وقتی پیشنهادی به شما می شود اعم از دنیوی یا اخروی شمارا بازاریابی میکنند . پیشنهاد یک پست ویا خرید یک ماشین ویا خرید یک کالا و ... اخروی مانند خواندن نماز ، ادعیه ،زیارت رفتن و... همه و همه یک نوع بازاریابی است . آن کسی موفق است که خود را کم نفروشد وکالای ارزان قیمتی هم نخرد . روز بخیر ، وقت خوش 


تاریخ : شنبه 7 بهمن 1391 | 04:22 ب.ظ | نویسنده : امیر بدخشان | نظرات
پنجمین عامل موفقیت در یک مذاکره این است که پرسش ګر خوبی  باشید . به این مفهوم که با توجه به اطلاعاتی که از قبل از طرف مذاکره خوددارید ،برسش های مناسب ،به موقع و هدف دار را ارایه نمایید . هیچ وقت سعی نکنید وارد مسایل شخصی وحریم خصوصی افراد شوید. همیشه تلاش نمایید از قبل پرسش هایی را برای خود یادداشت داشته باشید  . پرسش های هدف دار وبا برنامه می تواند در به نتیجه رسیدن مذاکره شما موثر باشد . پرسشی مؤثر است که به اهداف شما نزدیک تر  باشد. اګر پرسشی داشتید که جواب مورد انتظار شما ارایه نشد ‍هرګز با پرسش های بی هدف طرف خودرا سؤال پیچ نکنید . همیشه با سؤالهای باز با طرف مقابل مذاکره نمایید.                                        


تاریخ : یکشنبه 24 دی 1391 | 11:26 ب.ظ | نویسنده : امیر بدخشان | نظرات
چهارمین عامل مو فقیت در بازاریابی اعتقاد به کار تیمی وګروهی است . هیچ فردی به تنهایی قادر به انجام تمام امور مرتبط با بازاریابی نیست ‌، بلکه باید با یک کار تیمی وګروهی در جهت اهداف سازمان مذاکره و بازاریابی نمود . بهتر است قبل از ورود به یک مذاکره با اعضای ګروه تبادل نظر شود وبخشهای مختلف مورد بحث را یک بار باهم مرور کنند . سبس هر بخش را به یک فرد که مسلط تر است واګذار شود . حتما یک نفر را به عنوان سرګروه انتخاب کنید . شروع جلسه ، جمع بندی واختتام جلسه را به او واګذار نمایید . همیشه سعی کنید در هر مذاکره ای اعضای ګروه را خصوصا سرګروه را قبول داشته باشید . حمایت وپشتیبانی از تک تک اعضا لازم است .


تاریخ : سه شنبه 19 دی 1391 | 07:46 ب.ظ | نویسنده : امیر بدخشان | نظرات

تعداد کل صفحات : 8 :: ... 2 3 4 5 6 7 8