تبلیغات
وبلاگ کارشناس بازاریابی بانک مسکن

  اشاره:
ارائه خدمات عالی به مشتریان، بهره‌وری را بهبود می‌بخشد، باعث ایجاد وفا‌داری در مشتری می‌شود و نرخ بازگشت خریداران را افزایش می‌دهد. بسیاری از شرکت‌ها درباره اهمیت مشتریان‌ آگاهی دارند، اما تعداد کمی از آن‌ها به مشتریان خود خدمات عالی ارائه می‌کنند.

 ارائه خدمات عالی به مشتریان، بهره‌وری را بهبود می‌بخشد، باعث ایجاد وفا‌داری در مشتری می‌شود و نرخ بازگشت خریداران را افزایش می‌دهد. بسیاری از شرکت‌ها درباره اهمیت مشتریان‌ آگاهی دارند، اما تعداد کمی از آن‌ها به مشتریان خود خدمات عالی ارائه می‌کنند. شرکت‌هایی که سعی می‌کنند با مشتری در تماس باشند، اغلب اطلاعات نا‌مناسبی را جمع‌آوری می‌کنند و آن‌ها را نادرست تفسیر می‌کنند. برای اجتناب از این اشتباهات، از 14 نکته مهم زیر پیروی کنید. شرکت‌های بزرگ این موارد را به کار می‌برند تا خدماتی بی‌نظیر به مشتریان ارائه کنند.

 

1. شغل همه
خدمات‌رسانی به مشتریان باید اولویت اصلی همه اعضای شرکت باشد، حتی آنانی که در ارتباط دائمی با مشتریان نیستند. برخی از کارمندان از مواجهه با مشتریان اجتناب می‌کنند چرا که این‌کار را فراتر از حیطه وظایف خود می‌دانند. اضافه کردن استانداردهای خدمت به بیانیه ماموریت شرکت هیچ کمکی به شما نمی‌کند مگر اینکه آن‌ها را به کارمندانتان بگویید. یک مطالعه نشان می‌دهد که مدیران استخدام در کمتر از 21 درصد از مصاحبه‌ها به بیان ماموریت‌های شرکت می‌پردازند و تنها 47.4  درصد از کارگران بیانیه سازمان را دیده‌اند.

 

2. ابتدا به کارمندان‌ بفروشید
ارائه خدمات استثنائی به مشتریان از راضی نگه‌داشتن بهترین کارمندان آغاز می‌شود. روحیه خوب، نرخ ترک سازمان توسط کارمندان و هزینه‌های استخدام را کاهش می‌دهد. روحیه بد به ندرت سر‌بسته باقی می‌ماند. اگر کارمندان یک فروشگاه ناراحت باشند، بسیاری از خریداران به راحتی این موضوع را می‌فهمند. کارمندان سازمان، احساساتی مثل اشتیاق، بی‌تفاوتی و عصبانیت را بسیار ساده‌تر از آنچه مدیران تصور می‌کنند، انتقال می‌دهند. ایجاد و حفظ رفتارهای مثبت در کارکنان، در محیط کاری لذت‌بخش آسان‌تر است.  اغلب در چنین کسب و کارهایی روحیه و دلگرمی بسیار زیادی وجود دارد، چرا که اغلب جاهای خالی مدیریتی با ارتقای کارمندان کنونی پر می‌شود.

 

3. فرهنگ شرکت
شرکت‌ها با ایجاد فرهنگ مثبتی که کارمندان و مشتریان  استقبال می‌کنند، به اهداف خود دست می‌یابند. داستان هتل چهار فصل این‌گونه آغاز شد که «ایسادور شاپ» در سال 1960 هتل کوچکی را در مرکز شهر تورنتو افتتاح کرد و تاکید شدید او بر خدمات‌رسانی به مشتری به نحوی بود که رقبا برای رسیدن به چنین سطحی مجبور به مبارزه شدید باشند. از میان تاکتیک‌های او می‌توان به این نکته اشاره کرد که به کارمندان پذیرش هتل مبلغ دو برابر آن چیزی را می‌پرداخت که برای جذب بهترین افراد لازم است و به مهمانان خدمات بی‌نظیری را ارائه می‌کرد.

 

4. بزرگ باشید، کوچک بیندیشید
مردم علاقه دارند از شرکت‌های کوچک خرید کنند، دلیل آن چیست؟ تحقیقات نشان می‌دهد که 90.2 درصد از مشتریان گزارش داده‌اند که در فروشگاه‌های بزرگ احساس دستپاچگی می‌کنند و اغلب ترجیح می‌دهند که اگر فروشگاه‌های کوچک کالا را با قیمت یکسان ارائه می‌کنند، از این فروشگاه‌ها خرید کنند. «کوچک اندیشیدن» موضوعی کوچک و کم‌اهمیت برای کسب و کارهای بزرگ نیست.  شرکت‌هایی که ریشه اولیه آن‌ها در شهرهای کوچک بوده است اغلب توانسته‌اند که به راحتی، ارتباط فردی خاص را با مشتریان ایجاد کنند.

 

5. تجربه کلی مشتری: قبل از فروش، در طول فروش و بعد از فروش
مشتریان توقع دارند در هر مرحله تحسین آن‌ها را برانگیزید. آن‌ها عاشق فروشگاه‌هایی با ظاهر خیره‌کننده هستند که فروشندگانی باهوش داشته باشد و خدمات پس از فروش استثنایی ارائه کند.  بسیاری از افراد در ابتدا بر اساس جو و ظاهر فروشگاه‌ها تصمیم به خرید می‌گیرند. هم‌چنین تبلیغات می‌تواند کیفیت و تمایز را به مشتری انتقال دهد. اما بدانید که ابزار تبلیغاتی که از آن استفاده می‌کنید می‌تواند اهمیتی همپای خود پیام داشته باشد. برای مثال، بسیاری از خوانندگان روزنامه، کاغذهای تبلیغاتی داخل روزنامه‌ها را بر اساس کیفیت کاغذ آن ارزیابی می‌کنند. صاحبان فروشگاه‌هایی که در آگهی‌ها نمایش داده می‌شوند ممکن است اعتباری بیشتر از هنر‌پیشه‌ها داشته باشند. سرانجام بیان حقیقت در تبلیغات موردی است که حتما باید رعایت شود. مدیرانی که بر موجود بودن کالاهای تبلیغ‌شده در بازار تلاش نمی‌کنند، به ادامه کسب‌وکار صدمه می‌زنند. 

یعنی کالایی تبلیغ می‌شود ولی آن کالا در انبار موجود نیست و مشتریان برای دریافت آن باید روزها در انتظار باشند.صاحبان فروشگاه‌هایی که از تعداد کارمندان خود می‌کاهند ممکن است از نتایج مشابهی متاثر شوند. مشتریان دوست دارند در فروشگاه‌ها به گشت و گذار بپردازند اما برای پیدا کردن کالای مورد نظرشان به همراهی فروشندگان نیز احتیاج دارند. وقتی کسی در انتخاب کالاها به آن‌ها کمک نمی‌کند، گردش‌کنندکان در فروشگاه به خریداران تبدیل نمی‌شوند.

 

6. ارتباط فردی
هیچ‌چیز حتی اینترنت جایگزین خدمات‌رسانی فردی نیست. مصرف‌کنندگان بر این عقیده‌اند که در واقع وب، مانع ارائه خدمات می‌شود. آن‌ها دوست دارند هنگام خرید با یک انسان صحبت کنند و از او کمک بگیرند. علاوه بر آن، 67.2  درصد از افرادی که مورد مصاحبه قرار گرفته‌اند، عنوان کرده‌اند که در ازای دریافت خدمات مناسب حاضر به پرداخت 10 تا 20 درصد هزینه بیشتر برای یک کالای خاص هستند. به عبارت دیگر شرکت‌هایی نرخ بالای بازگشت سرمایه خواهند داشت که بتوانند کارمندان ماهری را برای تعامل با مشتریان استخدام کنند. یک نظرسنجی در این زمینه نشان می‌دهد که 85 درصد از مشتریان رستورانی که کارمندان آن، مشتریان را به نام می‌‌خوانند و غذای آن‌ها را سرو می‌کنند، از «تجربه شام» لذت بیشتری می‌برند.

 

7. همه چیز به زمان بر می‌گردد
زمان برای مصرف‌کنندگان ارزش زیادی دارد و امروزه زمان کمتری صرف خرید می‌شود. مدیران شرکت اپل این مشکل را بدین گونه حل کرده‌اند که کارمندان فروشگاه خود را به اسکنر‌های دستی مجهز کرده‌اند که به آن‌ها این امکان را می‌دهد که عملیات فروش را در هر مکانی از فروشگاه و نه تنها در باجه‌های مخصوص پرداخت پول انجام دهند. یک کمپانی فروشنده خودرو لکسوس در نیوپورت بیچ، کالیفرنیا، امکانات خدماتی را به وجود آورده است که برای تعمیر 100 ماشین کافی است و در نتیجه تمامی خدمات هر اتومبیل در کمتر از یک ساعت انجام ‌شود. مشتریان هیچ‌گاه بیش از یک ساعت معطل نمی‌شوند.

 

8. تمرکز بر خدمات به جای محصولات
گاهی شکست شرکت‌هایی که مسیری اشتباه را طی می‌کنند ناشی از تمرکز صرف بر فروش محصولات به جای تاکید بر خدمات‌رسانی به مشتریان است. خرده‌فروشان خبره می‌دانند که جو فروشگاه به اندازه طبقه‌بندی کالاها مهم است.

 

9. وقتی قیمت تعیین‌کننده است
شرکت‌هایی که تنها سر قیمت رقابت دارند، برای گسترش وفاداری مشتریان مبارزه می‌کنند. قیمت کم می‌تواند به شهرت طولانی مدت شرکت و عملکرد مالی کوتاه مدت آن صدمه بزند. برای مثال، بسیاری از کسب‌و‌کارها در حوزه خطوط هوایی و سوپرمارکت‌ها تخفیف‌هایی می‌دهند که می‌تواند حاشیه سود آن‌ها را فرسوده کرده و کاهش دهد. برخی از شرکت‌های موفق خدمات عالی را ارائه می‌کنند درحالی‌که از کاهش قیمت‌ها جلوگیری می‌کنند.

 

10. گروه های چندگانه مشتریان
بسیاری از شرکت های خدماتی بزرگ مشتریان متنوعی دارند. اگرچه همه مشتریان شایسته برخورد احترام آمیز هستند، اما در کسب‌و‌کارهای کوچک این مدیران هستند که انتخاب می‌کنند کدامیک از مشتریان را با برنامه‌های تشویقی ذوق‌زده کنند. آنها سودمند‌ترین ارتباطات را با مشتریان برقرار می‌کنند.

 

11. برای کسب رضایت مشتریان برنامه بلندمدت داشته باشید
شرکت‌هایی که برای رسیدن به هدف‌های مالی کوتاه مدت تلاش می‌کنند، از رسیدن به اهداف طولانی مدت در ارائه خدمات استثنایی به مشتریان بازمی‌مانند. وقتی کسب و کارهایی که بر خدمات حساس هستند برای دوره‌های طولانی مدت هدف‌گیری کنند، بر مشتریانشان که دارایی‌های کلیدی هستند، تمرکز می‌کنند. پیشروی کورکورانه برای رسیدن سریع به نتایج مالی، عواقبی طولانی به دنبال خواهد داشت. شرکت‌هایی که تخفیف زیاد قائل می‌شوند، با ریسک ارائه خدمات بی‌ارزش و از دست دادن مشتریان رو‌به‌رو هستند.

 

12. قدرت برند سازی قوی
مشتریان به برند‌هایی وفادار هستند که با ویژگی‌های مثبتی که در جستجوی آن هستند، هم خوانی داشته باشند. با برند سازی قوی، حتی کالاهای معمولی می‌توانند طرفداران زیادی به دست آورند. سس گوجه‌فرنگی یک کالای معمولی است اما شرکت هاینز سهم عظیمی از بازار سس گوجه‌فرنگی آمریکا را به خود اختصاص داده است و این را مدیون چند دهه بازاریابی قوی و موثر می‌داند. مبنای استراتژی‌های بعضی از برند‌ها، ماموریت‌ کاری‌شان هستند. برای مثال، برند چهارفصل «عهدی» دارد مبنی بر اینکه هر مشتری بهترین تجربه ممکن از اقامت در یک هتل را در این هتل‌ها به دست آورد. استراتژی برندها باعث تبلیغات موثر دهان به دهان می‌شود که اغلب قوی‌ترین روش ممکن است.

 

13. ارزش مشتری
نگهداری مشتریان کنونی سودمند‌تر از جذب مشتریان جدید است. حفظ و نگهداری مشتریان به خدمات فوق‌العاده بستگی زیادی دارد. شرکت‌ها برای تبلیغات، ارتقای فروش و سایر ابزارهای بازاریابی هزینه می‌کنند تا خریداران جدید را جذب کنند. یک دلال ماشین‌های دست دوم دریافت که میزان فروشش به مشتریان جدید بسیار کم است و جوابگوی هزینه او برای برنامه‌های بازاریابی و ترغیب مشتریان جدید نیست؛ بنابراین، مجددا بر مشتریان قدیمی تمرکز کرد. ایجاد کسب‌و‌کار تکرارشونده، هزینه جذب مشتریان و تبلیغات را کاهش می‌‌دهد. هم‌چنین کسب و کارهای تکرارشونده ارزش شرکت را افزایش می‌دهند. شرکت‌هایی که مشتریان تکراری کمی دارند، نسبت به آن‌هایی که مشتریان تکراری زیادی دارند، قیمت‌های بالاتری را پیشنهاد می‌کنند.

 

14. تغییر پایدار است
نرخ سریع تغییر به این معنی است که استراتژی‌های موفق بازاریابی، برای مدت زمان طولانی پاسخگو نخواهد بود. دائما حدسیات خود درباره رفتار مصرف‌کننده را به عنوان روندهای جدیدی که به آن‌ها نپرداخته‌اید، تنظیم کنید. برای مثال، مردم وقتی به قصد خرید خارج می‌شوند، به طرز فزاینده‌ای علاقه خود به خرید از چندین فروشگاه را از دست داده‌اند. در نتیجه، خرده‌فروشان باید توانایی این را داشته باشند که با ارائه تجربیات بهتر خرید به این اطمینان برسند که فروشگاه‌های آن‌ها اولین فروشگاه‌هایی هستند که مشتریان برای بازدید انتخاب می‌کنند.

 

منبع: مقالات بازاریابی مدیر سبز 



تاریخ : سه شنبه 9 دی 1393 | 12:03 ب.ظ | نویسنده : امیر بدخشان | نظرات

به نام خدا
کمتر کسی را در حوزه بازاریابی می شناسید که عناصر آمیزه بازاریابی را نداند وبا محصول، قیمت، توزیع وترویج که همان 4Ps  (PRODUCT,PRICE,PLACE,PROMOTION  )است ، بیگانه باشد.
کمتر کسی را در حوزه ترویج و ارتباطات بازاریابی می شناسید که عناصر آمیزه ترویج را نداند وبا عواملی نظیر تبلیغات، فروش شخصی، عوامل ترویج فروش ( چاشنی ها وانگیزه سازها ) ، روابط عمومی ( آوازه سازها) ، فروش مستقیم وفروش اینترنتی بیگانه باشد.
کمتر کسی را در حوزه اقتصاد وتولید می شناسید که عوامل تولید را نداند وبا نیروی انسانی،سرمایه،مواد اولیه وماشین که همان 4Ms معروف
( MAN, MONEY, MATERIAL,MACHINE ) هست بیگانه باشد.
کمتر کسی را در رشته مدیریت می شناسید که عوامل هفتگانه مدیریت بنگاه های موفق را نداند وبا ارزش های مشترک،استراتژی،ساختار،سیستم ، کارکنان، مهارتها وسبک مدیریت که همان 7Ss  
( SHARED VALUES,STRATEGY,STRUCTURE,SYSTEM, STAFF,SKILLS ,STYLE) است بیگانه باشد

.
کمتر آشپز ایرانی را می شناسید که عناصر لازم برای پخت غذاهای گوناگون از جمله غذای قورمه سبزی را نداند وبا سبزی،گوشت، لوبیا و لیموبیگانه باشد.
کمتر انسانی را می شناسید که الفبای زبان خود وبسیاری از واژه ها را نداند.
کمتر کسی را می شناسید که عوامل موفقیت مدیریت عمر را نداند وبا هفت «ع» « عقل،عاطفه،عقیده،علم،عزم، عرضه وعمل » بیگانه باشد.
اما به راستی چرابا این همه آگاهی از عوامل وعناصر پدیده های گوناگون، انسانها وسازمانها بیقرار وگرفتارند ونمی توانند به آنچه می خواهند برسند و موفق شوند.
چرا از دارائی ،دانائی وتوانائی ها به درستی استفاده نمی شود؟ مشکل اساسی کجاست و چگونه می توان بر آن غلبه کرد؟
اگرچه ممکن است پاسخ های گوناگونی به این پرسش ارائه شوند اما ساده ترین وعملی ترین پاسخ در یک جمله خلاصه می شود:« ناتوانی در آمیزه سازی و یکپارچگی » .
موفقیت بازاریابان در دانستن عناصر آمیزه بازاریابی نیست بلکه در هنر، مهارت وقابلیت «آمیزه » عناصر بازاریابی است؛ آمیزه ای که مشتری پسند ،بازار پذیر ورقابتی باشد.
ترویج وارتباطات بازاریابی موثر در آگاهی از عوامل ترویج وارتباطات یکپارچه نیست بلکه در آمیزه ویکپارچگی آنهاست که باعث آثار متنوع ومتعدد بر مخاطبان گوناگون می شود.
محصولات مطلوب در شناخت عوامل تولید بطور مجزا نیست بلکه در چگونگی ترکیب وآمیزه عوامل تولید وچگونگی استفاده متناسب وهم افزای آنهاست که تولیداتی برتر وموثرتر را بوجود می آورند.
موفقیت مدیران در توصیف وتعریف وحتی شناخت کامل عناصر هفتگانه مدیریت موفق نیست که با کتاب و همایش وآموزش کسب شوند؛بلکه در توانائی آنها برای پیوند، ارتباط منطقی وانسجام آنها برای دستیابی به اهداف مشخص ومعین در اداره امور گوناگون است. مدیر موفق کسی است که ضمن درک نقش وارزش هر یک از این عوامل و عناصر کلیدی وارزنده، آمیزه ای مطلوب از آنها برای اداره کردن پدیده های گوناگون پدید آورده ومورد استفاده قرار دهد وسازمان را متحول سازد.
غذای دلچسب و خوشمزه ای که زبانزد دیگران می شود در دانستن اقلام مورد نیاز برای پخت نیست، بلکه حاصل تجربه، علم،هنر ومهارت، ظرافت، ابتکار وخلاقیت آشپزی است که می تواند با آمیزه متناسب ومناسب ،دست پختی متمایز وممتاز فراهم کند وهمگان رابه تحسین وادارد وخود را مشهور ومحبوب سازد.
عبارات،جملات،گفته ها ونوشته ها ، کتابها ودیوانها وآثار ارزنده نوشتاری وگفتاری حاصل شناخت حروف الفباوواژه ها نیستند؛ بلکه نتیجه آمیزش وترکیب هنرمندانه، آگاهانه، خردمندانه وهوشمندانه حروف است که کلام را دلنشین ،جذاب واثرگذار می سازد.
رضایت از زندگی وموفقیت در مدیریت عمر در توصیف،توضیح وتکرار عناصر «آمیزه عمر» نیست بلکه در آمیزه ارزنده وبرازنده آنهاست. انسان موفق کسی است که با ترکیب وتلفیق و پیوند به جا، به موقع وبه اندازه از عوامل ذاتی واکتسابی خود بتواند راه درست زندگی را بیابد وراه ومسیر انتخاب شده را با درستی دنبال کند تا به آمال ،آرزوها ،اهداف وآرمانهایش دست یابد وموفق وخوشبخت گردد.
بپذیریم که بسیاری از نارسائیهای مدیریتی ما در هر حوزه، زمینه و پدیده از نداشتن وندانستن عوامل وعناصر نیست؛ بلکه در نبود یا بی توجهی به نظم وانضباط ،توازن وتعادل، ترکیب وتلفیق، پیوند وهمبستگی، هم افزائی وهم سازی، انسجام ووحدت و « یکپارچگی وآمیزه » هاست.
یکی از نارسائیها وضعفهای بزرگ مدیریت تبلیغات در ایران، عدم نگرشی جامع وسیستمی به پدیده تبلیغات وبویژه ناآگاهی یا ناتوانی در خلق ارتباطات یکپارچه واستفاده بهینه وهم افزا ومتوازن آمیزه ترویج است. برای رفع این نارسائی لازم است تا شرکتهای تبلیغاتی از تخصص های گوناگون ودیدگاههای کارشناسی مختلف در ایجاد برنامه های جامع تبلیغاتی استفاده کنند وبا تکنیکها وابزارهای ارتباطات بازاریابی یکپارچه آشنا باشند.
آژانس های تبلیغاتی در ایران بطور مجزا دارای قابلیت ها،تخصص ها ومهارتهای زیادی هستند اما بطور منسجم وهم افزا نتوانسته اند آنها را در چارچوب نظام یکپارچه ارتباطات وترویج وتبلیغ به کار گیرند. این نارسائی ناشی از نبود فضای رقابت واقعی در گذشته، عدم حساسیت سفارش دهندگان تبلیغ، کمبود نیروهای حرفه ای ومتخصص در حوزه تبلیغات بوده است.
هر اندازه بازار رقابتی تر می شود،ضرورت تفکر ونگرش سیستمی وعلمی وگرایش به مدیریت یکپارچه وتبلیغات وآمیزه مناسب عوامل ترویج وتبلیغ بیشتر خواهد شد.
امیدواریم صنعت تبلیغات کشور بتواند با درک شرایط بازار و حساس شدن جامعه به کیفیت تبلیغات علاوه بر دانش وآگاهی از عناصر لازم برای ارتباط موثر به ترکیب وآمیزه مطلوب عوامل نیز توجه جدی نماید تا به آثار بهتر وبیشتری دست یابد.



تاریخ : دوشنبه 3 آذر 1393 | 02:07 ب.ظ | نویسنده : امیر بدخشان | نظرات

از روزی که خود را شناخته ایم «قبول شدن و قبولی» برایمان ارزشمند بوده است زیرا مترادف با« موفقیت، پذیرش، شادی، آرامش، نتیجه گیری، شاد باش، تحسین، آرزو، درود، سپاس، برتری و...» بوده است.
هنوز صدای دلنشین پدر و مادر در گوشمان زنگ می زند که در بعضی از امور از ما می پرسیدند «قبول؟» و یا خودشان جدی یا شوخی می گفتند «قبول».
در بازی های دوره ی کودکی عبارات و جملات زیر تکرار میشد « قبول دارم، قبول نیست، قبول است، قبول کن».
هنگام ورود به مدرسه از اولین روزها به ما می گفتند بچه ها سعی کنید طوری درس بخوانید که همه « قبول» شوید. برای قبولی،تجدیدی و ردی واکنش های متفاوتی داشتیم. اگرچه قبولی در هر درس و کلاس برایمان یک آرزو بود.
کم کم بزرگتر شدیم و در انواع زمینه ها «قبولی » برایمان ارزشمندتر شد؛ زیرا در انواع ارتباط ها، فعالیت ها و ارزیابی ها در جستجوی «قبولی » بودیم.
در دانشگاه، محل کار، جامعه ،امور اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، علمی، حرفه ای، ورزشی، کسب و کار، دادو ستد و بازار آنچه ما را به اوج شادی می رساند « قبول شدن» بود.
در یکی از حساسترین تصمیم گیری ها یعنی پیوند زناشوئی عاقد چندین بار از ما سئوال می کرد « قبول است؟» و اطرافیان با شنیدن « با اجازه بزرگترها، بلی » که پیام آغاز زندگی مشترک بود به ما تبریک می گفتند.
صدها بار در مسیر زندگی  در جستجوی انواع « قبولی» ها تلاش کردیم و نتیجه افکار، گفتار و رفتارمان گاهی قبولی بود و گاهی رد شدن. با قبولی ها شاد شدیم و با رد شدن ها غمگین.
در دعا ، نیایش، عبادت، زیارت و امور گوناگون دینی و مذهبی خواهان « قبولی» بودیم.
هرجا که نشانه ای از مبارزه، مسابقه، چالش، تعهد،قول و قرار وعهدو پیمان بود، « قبول» شدن و قبول کردن نشانه ی دستیابی به هدف، نتیجه گیری و شادی بود.
قبولی های زندگی:
قبولی می تواند در انواع زمینه ها و حوزه ها و در برابر انواع مخاطبان و گروه ها باشد که مهمترین آنها عبارتند از:
1-    قبولی در برابر خدا
مهمترین قبولی در مدیریت عمر، قبولی در محضر خدا و قبول شدن در آزمونهای الهی است ؛بکوشیم آنچه را که در طول حیات خود انجام می دهیم  به گونه ای باشد که مورد قبول و پذیرش خداوند و رضایت او باشد تا رستگار شویم.
خدایا چنان کن سرانجام کار        تو خشنود باشی و ما رستگار
«خشنودی ورضایت خدا» آرزوی همیشگی خداجویان است. لازمه ی قبول شدن نزد خدا «راستی، درستی، نیکی،پاکی» و مدیریت عمر مبتنی بر ارزشهای « خداپسندانه، سالم و سازنده » است.
بکوشیم آنگونه باشیم که مورد قبول « حق» شویم. بخش مهمی از مدیریت عمر چگونه اداره کردن عمر برای قبول شدن در درگاه الهی است. بکوشیم « راستکار و درستکار» باشیم تا در ارزیابی های الهی قبول شده و رستگار شویم.
اگر « رضایت، حمایت، نظارت و هدایت» خداوند را در امور گوناگون زندگی باور کنیم و به آنها پای بند باشیم ، قبول شدن در برابر خدائی که مظهر  بخشش ، بخشایشگری ،گذشت و پذیرش است دشوار نیست.
مومن کسی است که خالصانه خدا را باور دارد و قبولی او را مهمترین قبولی می داند.
مومن واقعی کسی است که اندیشه، بیان، اعمال و آثارش رنگ و بوی حق دارند. با ناحق می ستیزد و از ناحق می گریزد، از حق دفاع می کند و به « حق» احترام می گذارد و رعایت حق را یک باید همیشگی می داند .
 2- خودپذیری (خودمان را قبول کنیم)
بعد از خدا، هرکس باید به گونه ای زندگی کند که خودش آنچه را که انجام می دهد قبول کند و راضی باشد.
ما در بعضی از امور زندگی خودمان را هم قبول نداریم؛ اگر آنچه را که هرروز انجام می دهیم درست ارزیابی کنیم، متوجه می شویم که بین آنچه قبول داریم و آنچه انجام می دهیم فاصله و شکاف زیادی وجود دارد.
ارتباط درست با خود، خودکاوی و خود ممیزی جهت آگاهی از خود واقعی و تلاش جدی برای بهبود مدیریت عمر خود که باعث شود تا رضایت از « خودمان» بیشتر شود و به خود مطلوب و دلخواه نزدیک شویم، یکی از ضرورت های زندگی کسانی است که « خود قبولی» و « خود پذیری» و تقویت آنرا لازمه ی اعتماد به نفس و عزت نفس بیشتر می دانند.
کسی که بتواند به « خود پذیری» برسد باورها، ارزشها، رفتارها و شیوه مدیریت عمر خود را دوست دارد و با آنها مسیر زندگی را طی می کند.
بدترین نوع زندگی مربوط به کسانی است که در پس همه تلاشها و فعالیت هایشان رضایت و قبولی برای خودشان وجود نداشته باشد. اینها کسانی هستند که حتی در اوج دستیابی به قدرت، ثروت و موفقیت ، از لذت سعادت، خوشبختی و رستگاری محروم هستند.
2 -قبولی د رخانواده
از دیگر ارکان « قبولی» در مدیریت عمر « قبولی ، پذیرش و رضایت» خانواده است.
تا چه اندازه افکار، گفتار و رفتارمان مورد قبول اعضای خانواده مان است؟ آیا هرگز فکر کرده ایم که اگر اولین و مهمترین نهاد اجتماعی ما یعنی خانه و خانواده عملکرد ما را قبول نداشته باشند و از ما راضی نباشند، زندگی را باخته ایم؟ آیا می دانیم که اولین ارزیابی در مورد درست  ونادرست بودن مدیریت عمر ما توسط آنها صورت می گیرد؟ آیا قبول داریم که باید مورد قبول آنها باشیم؟ آیا برای قبول شدن در خانواده، ضعفها و کاستی هایمان را بررسی کرده و برطرف می کنیم؟ آیا قبول شدن در خانواده را جدی می گیریم؟ و آیا آنچه را که آنها قبول دارند ، مورد بحث و گفتگو قرار می دهیم تا آنها هم در ارزیابی هایشان اشتباه نکنند؟
نگرش، معیارها و نوع ارزیابی و سنجش افراد در قبولی و پذیرش نقش دارند آنها را نادیده نگیریم. یکی از ضعفهای بسیاری از انسانها بی توجهی به ارتباط درست و گفتگوی صمیمانه با خود، خانواده و دیگران است. گاهی همین گفتگوها نوع و میزان قبولی ها را دگرگون می کند.
ما نمی توانیم بخاطر اینکه همه ما را قبول کنند اصول اخلاقی، ارزشی ، انسانی و باورهایمان را نادیده بگیریم. ضمن  اینکه تلاش  می کنیم تا مورد قبول خانواده و دیگران قرار بگیریم، دیگران هم لازم است توجه کنند که  گاهی آنها نیز باید معیارهای « قبول» داشتن خود را تغییر دهند وواقع بین باشند.
بعبارتی قابل قبول بودن هیچگاه ثابت، یکسویه و خودخواهانه نیست.
3-    قبولی دیگران ( بستگان،دوستان و آشنایان)
چه کنیم تا « بستگان و نزدیکان» ما را بپذیرند. از بودن و دیدن ما شاد شوند و پس وند نام و یاد ما در گفتار و ذهن و دل آنها مثبت ، مطلوب و مناسب باشد؟ تا چه اندازه در مدیریت عمرمان مورد قبول قرار گرفتن نزد دیگران برایمان مهم است ؟ تا چه اندازه  پاسخگوئی به نیازها و خواسته هایشان را باید رعایت می کنیم؟ تا چه اندازه برای آنها راهگشا، دلگشا و مشکل گشا هستیم؟ رفت و آمد ، احوالپرسی، دیدو بازدیدهایمان چگونه است؟ آیا دلهایمان نزدیک هستند؟ آیا واقعاً از دردها، مشکلات، کمبودها و شرایط زندگی هم آگاه هستیم؟ آیا قلمی وقدمی برای ارتباط بهتر با آنها بکار می گیریم؟ آیا آنها با ما راحت هستند؟ آیا اصلاً برای هم وقت می گذاریم یا فقط عنوان خویشاوندی ، فامیل، دوستی را  یدک می کشیم؟
برای اینکه مورد قبول مخاطبان گوناگون خود از جمله فامیل، بستگان، دوستان، همکاران و سایر مخاطبان قرار بگیرید، سعی کنید تا آنها  وانتظارات و معیارهای پذیرش یا عدم پذیرش آنان را بشناسید و تا جائیکه باعث آزار ، اذیت،زیان و آسیب برای شما و دیگران نمی شود ، پاسخگوی آنها باشید.
بطور خلاصه  قبولی و مقبولیت آثار مثبت و شادی بخشی دارند. بکوشیم با ارزیابی عملکردها ،برخوردها و رفتارهای خودمان و سنجش رضایت و عدم رضایت ها ، به گونه ای باشیم که بیشتر از گذشته مورد پذیرش قرار بگیریم.
قبولی باعث خشنودی است و بهبود کیفیت قبولی معرف تحولاتی است که در ما و مدیریت عمر ما شکل می گیرد.
قبولی و پذیرش آنچه انجام میدهیم معرف مجموعه ای از خصوصیات ، خصلتها،خواسته ها و داشته های ما در زندگی است که هر یک از آنها در طول زمان دگرگون می شوند.
«قبول» شدن نیازمند بازنگری،بهبود ونوآفرینی چهار عنصر اصلی است که عبارتند از:
قابلیت و قوه ی رقابتی
بصیرت و بینش برتری جوئی
واقعیت ووضعیت شناسی و سازگاری با آنها
لیاقت و شایستگی های پویا
با توجه به اهمیت عوامل فوق بطور انفرادی و جمعی و نقشی که در « قبولی» ها دارند، نکاتی را که لازم است مورد توجه قرار گیرند با عنوان « چه کنیم تا قبول شویم» تقدیم می گردد.
چه کنیم تا قبول شویم؟
کسانی که قبولی و پذیرش را جدی می گیرند و مایلند تا بیشتر و بهتر مورد پذیرش قرار گرفته و مقبول باشند، همواره در جستجوی عوامل، مهارتها و راه کارهای جدید برای قبولی های گوناگون در زندگی هستند.
اگر می خواهید کیفیت و کمیت قبولی هایتان را بهبود بخشید به نکات زیر توجه کنید:
1-    قابلیت ها و استعدادهای آشکار و پنهان خود را در حوزه ها و زمینه های گوناگون کشف کرده یا بیابید.
2-    قابلیت ها و استعدادهای جدید خود را بشناسید.
3-    قابلیت ها و استعدادهای موجود و جدید و آشکار و پنهان خود را برای استفاده در موارد گوناگون آماده و واجد شرایط کنید. بعبارتی قابلیت ها را به«صلاحیت» تبدیل کنید. گاهی استعدادهای خود را کاربردی و قابل استفاده نمی کنیم و عمر و منابع خود را هدر می دهیم.
4-    صلاحیت یا شایستگی ممتاز، محوری، ویژه و منحصر بفرد خود را  تشخیص داده و یا با مشورت و همفکری با کارشناسان و کسانی که در این زمینه صاحب نظر هستند کشف کنید.
5-    برای تقویت شایستگی ممتاز، هسته ای ، ریشه ای و خود محوری در زندگی و کسب و کار تلاش کنید.
6-    علاوه بر تشخیص قابلیت و تبدیل آن به صلاحیت و شایستگی، سعی کنید تا مزیت های خود را در امور گوناگون بویژه در کسب و کارها و دادوستدها بیابید.
7-    مزیت ها و جذابیت های رقابتی را بعنوان عواملی که شما را برتر و سرتر از دیگران می سازند بیابید و بسازید و در تقویت آنها بکوشید.
8-    مزیت ها و جذابیت های رقابتی را از منظر مخاطبان و مشتریان خود تعریف کنید.
9-    مزیت ها و جذابیت های رقابتی که نقش مهمی در کمیت و کیفیت پذیرش و قبولی شما دارند هیچگاه ثابت نیستند. مزیت ها و جذابیت های رقابتی مقطعی، موردی و ناپایدار خود را بیابید و از آنها استفاده کنید.
10-    قانون پذیر باشید و به قواعد و ضوابط در انجام امور زندگی و حرفه ای پای بند باشید. هیچگاه برای قبول شدن از هر وسیله و شیوه ای که خلاف قوانین، قواعد و ضوابط است استفاده نکنید.
11-    تمرکز، نظم ، انضباط  وسازگاری را تمرین کنید تا بیشتر مورد قبول باشید .
12-    به قول و قرارهایتان پای بند باشید. قبول شدن مهم است اما مقبول ماندن یعنی تداوم قبولی ها مهمتر است. سعی کنید با اعتماد سازی، بستر لازم برای قبولی های آینده فراهم کنید. اعتماد سازی را در رعایت این دو جمله بدانید:
« قول بدهید آنچه را که می توانید انجام دهید و انجام دهید آنچه را که قول می دهید»
13-    سعی کنید نمره قبولی خود را در امور گوناگون زندگی بهبود بخشید. پویائی، تلاش، تقویت قوتها و قابلیت ها و بویژه قوه رقابت پذیری از طریق جذابیت ها و مزیت های « مکمل، متنوع و موثر» و ارزیابی قبولی های گذشته و ممیزی قوتها و ضعفها از جمله عواملی هستند که اگر با دقت و بردباری به آنها توجه کنید، کیفیت قبولی شما را بهبود می بخشد.
14-    واقعیت ها ، وضعیت وشرایط را همواره در نظر داشته باشید و سعی کنید با توجه به آنها، الزامات و اقدامات مناسب برای قبولی را بیابید و از آنها استفاده کنید.
15-    زندگی را نوعی پیکار، مبارزه، مسابقه و چالش برای قبولی های گوناگون بدانید و همواره آماده برخوردهای مناسب در صحنه زندگی باشید. اعتماد به نفس، عزت نفس، مثبت نگری ،امیدواری،بردباری و استواری نقش مهمی در پیکارهای زندگی دارند. سعی کنید گرفتار دام غفلت و بی تفاوتی نشوید و با جنبش و کوشش هدفمندانه و هوشمندانه همواره آماده برای قبول شدن وبرنده ماندن باشید.
16-    پویائی ، علاقمندی،انگیزه،روحیه برتری و پذیرش را در خود همواره تقویت کنید و هیچگاه قبولی  را محدود و ایستا ندانید و در جستجوی قبولی های بیشتر و بهتر باشید.
17-    نابرده رنج ، گنج میسر نمیشود. اگر می خواهید مقبول بمانید، بعضی از موانع، محدودیت ها، فشارها، ناراحتی ها و رنجها را تحمل کنید.
18-    «قبولی» نیازمند « توانمندی،علاقمندی و رقابتمندی» است. سعی کنید توانایی هایتان را به روز کنید؛ علاقه تان بیفزائید و همواره آماده مبارزه و پیکار باانواع پدیده ها باشید.
19-    قبولی واقعی حاصل ممیزی و ارزیابی های درست در مورد کمیت و کیفیت اعمال و رفتار گذشته و مدیریت عمر شماست. آنها را با حوصله و دقت انجام دهید تا بتوانید بهتر و بیشتر مورد پذیرش قرار بگیرید.
20-    با مدیریت «قابلیت، صلاحیت و مزیت» هایتان از طریق خودیابی و خودسازی می توانید قوی تر،شایسته تر وبرتر از گذشته شوید و نمره قبولی بهتری در زندگی کسب کنید. نمره قبولی شما در زندگی معرف کیفیت مدیریت عمر شماست . بکوشید با بهبود مدیریت عمر خود، مقبول تر، مطلوبتر و محبوب تر شوید.



تاریخ : دوشنبه 3 آذر 1393 | 02:06 ب.ظ | نویسنده : امیر بدخشان | نظرات


عصاره عمر به معنای فشرده،برگزیده و خلاصه است و عصاره عمر برگزیده و نتیجه نهائی مدیریت عمر است که می توان با ظرافت در سه حرف شکل دهنده « عمر» یافت و آن :
ع: عزت
م:منزلت
ر: رضایت است.

 عزت به معنای عزیز، ارجمند و ارزشمند بودن،گرامی شدن و سرافرازی است .عزیز به معنای « گرانمایه، محبوب،ارجمند،گرامی،شریف، بزرگوار، محترم وکمیاب » است.
منزلت به معنای قدر،شأن و جایگان در ذهن و دل مخاطبان است.
رضایت نیز به معنای خوشحالی،خشنودی،کامیابی،کامروایی و قبول است .
عصاره عمر یا « عزت،منزلت،رضایت» نتیجه مدیریت عمر هر کس است و مدیریت عمر چگونگی گذران عمر از طلوع تا غروب یا تولد تا مرگ و یا چگونه زنده بودن است.
« عقل، عاطفه،عقیده، علم، عزت نفس،عُرضه و عمل» هفت «ع» آمیزه عمر هستند که چگونگی اداره کردن و استفاده از آنها نقش ارزنده ای در کیفیت عصاره عمر هر کس دارند.
بطور خلاصه عصاره عمر هرکس معرف چگونگی اداره کردن عمر با استفاده از عقل و خرد، عاطفه و عشق،عقیده و ایمان، علم و دانش،عُرضه و مهارتها،عزت نفس و اعتماد به نفس،عمل و عملکردها یا همان « آمیزه عمر» در هر مرحله و هر دوره از چرخه عمر است.
چگونه عصاره عمر خود را بهبود بخشیم:
«عزت، منزلت ورضایت» یا عصاره عمر را می توان با رعایت نکاتی ساده اما نادیده گرفته شده و یا رها شده در زندگی بهبود بخشید. برای تقویت « عزت» در زندگی به نکات زیر توجه و تمرکز کنید:
•    آنچه باعث میشوند تا خود را بیشتر و بهتر دوست بدارید بشناسید وآنها را تقویت کنید.
•    آنچه را که باعث شده اند تا در نزد دیگران عزیز و ارجمند باشید بیابید و سعی کنید آنها را بهبود بخشید.
•    آنچه را که باعث شده اند تا دیگران برای شما دوست داشتنی،عزیز، ارجمند، آبرومند و نیکنام باشند، بشناسید و بکوشید آنها را در خودتان پرورش دهید.
•    آنچه را که باعث عزیز شدن،عزیز ماندن ،عزت و آبرومندی میشوند و حاصل یادگیری شما از مطالعات، تحقیقات،تجربیات،اندرزها و آموزه های گوناگون است یادداشت کنید و بکوشید به تدریج اما با دقت و درستی در زندگی خود بکار بگیرید.
•    خود را بیشتر و بهتر از گذشته بپذیرید و باور کنید تا دیگران هم شما را بیشتر باور کنند و شما را بپذیرند.
•    سعی کنید با اخلاق، گفتار و رفتار بهتر و مطلوبتر در زندگی، خود را عزیزتر کنید و منزلت و جایگاه بهتری در دل و ذهن مخاطبان خود بدست آورید.
•    هرگاه و هرجا با نکته ای یا عاملی برخورد کردید که حس خوبی به شما می دهد و باعث شده اند تا خود و یا دیگران را بیشتر دوست بدارید و یا دوستتان بدارند در دفترچه کوچکی که همیشه با خود دارید، ثبت کنید تا از آنها در زندگیتان استفاده کنید.
•    هرگاه و هرجا با رفتار،گفتار،افکار پسندیده ، جذاب و مطلوبی برخورد کردید که می توانند در سرافرازی، احترام فردی و اجتماعی،عزت و آبرومندی، محبوبیت و مطلوبیت انسانها موثر باشند و یاشاهد آنها هستید،یادداشت کنید و با تمرین و تقویت آنها زمینه ساز عزت و سربلندی بیشتر خود شوید.
•    خلوص دل و نیت، خوش رفتاری، خیرخواهی و خیررسانی، راه گشائی، مشکل گشائی،مردم داری، مهربانی، سادگی و سازگاری با واقعیت ها و نیز معرفت و مروت از جمله نکات بسیار ساده و سازنده ای هستند که می توانند عزت و آبرومندی، عزیز بودن و ارزشمندی، بزرگواری و ارجمندی انسانها را تقویت کنند و بهبود بخشند آنها را در زندگی خود جدی بگیرید.
عزت عمر، حس، حالت،وضعیت مطلوب و خوشایندی است که انسان از عمر و مدیریت عمر خود کسب می کند و شامل لطف خدا و همت و عملکرد انسان است.
عزت عمر دارائی ارزشمندی است که حاصل زندگی درست و درست زندگی کردن هر کس است. کسی که به اصول انسانی، دینی،اجتماعی،حرفه ای و ارزشی پای بند و متعهد است و کسی که انسان بودن را به معنای واقعی کلمه باور دارد و برای انسان بودن یعنی مفید و موثر بودن تلاش می کند بطور قطع عزیز ، ارجمند، مفید و ارزشمند خواهد بود.
چگونه عصاره عمر را تقویت کنیم؟
تقویت عصاره عمر رابا تقویت وبهبود هریک از سه عنصر« عزت،منزلت ، رضایت »تحقق بخشید.
1-    تقویت عزت
اگر عزت را در عزیز شدن،عزیز بودن ،عزیز ماندن،سربلندی و ارجمندی به بدانید.
توجه به نکات زیر می تواند عزت عمر را تقویت کند:

 خودتان را بیشتر از گذشته دوست بدارید. خوبی ها و زیبائی ها،مثبت ها و قوتهای خود را فهرست کنید. آنها را تقویت کنید و ارتباط صمیمانه تر با خود، همدلی، یکرنگی، صداقت و صراحت با خود، خودفهمی و خودپذیری از جمله مواردی هستند که می توانند باعث عزیزتر شدن شما نزد خودتان شوند برای آنکه احساس خوشایند بیشتری از خودتان داشته باشید کارهای مفید و خیرخواهانه و سازنده ای که در هر هفته انجام می دهید را یادداشت کنید و با افتخار و علاقه از آنها یاد کنید و به خاطر آنها از خودتان تشکر کنید ، به خودتان تبریک بگوئید و به خودتان هدیه بدهید.
آنچه باعث شده اند تا دیگران شما را عزیز و گرامی بدارند و برایشان دوست داشتنی باشید، بشناسید و در برخورد باآنها به این عوامل توجه کنید ازجمله راه گشا، مشکل گشا ، دل گشا وگره گشا بودن، خوش اخلاقی، خوش رفتاری ، خیررسانی، راستی و درستی و سلامت رفتار.
آنچه باعث شده اند تا دیگران برایتان عزیز و ارجمند و ارزشمند باشند و آنها را دوست بدارید، یادداشت کنید و درصورتیکه شما هم می توانید، از آنها برای عزیزترشدن خودتان استفاده کنید مانند متانت، اصالت،نجابت، شخصیت،مثبت نگری،امیدواری،راهنما بودن،مهارتهای ارتباطی، دانش و آگاهی،پاکی و درستکاری،حرفه ای بودن، خوش بینی، خوب بودن و خوش رفتاری با مردم.
آنچه را که باعث عزت،آبرو،عزیزشدن و خوشنامی هرکس و بویژه چهره های محبوب، ماندگار، مطرح و موفق شده اند و یا در کتابها و نوشته ها و گفته ها فراگرفته اید گرداوری و بکار گیرید مانند قدرت ایمان و توکل، پاسخگوئی درست به نیازها و انتظارات مخاطبان، مناعت طبع، بردباری،ادب و آداب خوب، احترام به دیگران، منش و مرام انسانی، رعایت اصول اخلاقی و انسانی، بی کینه بودن، خلوص دل و نیت، با وجود بودن و خیررسانی.
عزت عمر حس خوشایندی است که انسان از عمر خود پیدا می کند و به خود و زندگی خود می بالد و زندگی را تاز نده است دوست دارد و در برابر حق تسلیم است و در برابر تحولات سازگار.
مروت با دوستان و مدارا با دیگران را باور دارد و آنها را رعایت می کند. عزت نفس و اعتماد به نفس را پیش شرط و پیش نیاز عزت عمر می داند و از چشم و هم چشمی، مقایسه ها و مسابقه های نادرست، دوری می کند.
منزلت را چگونه تقویت می کنیم؟
برای تقویت منزلت یا قدر،درجه ، مرتبه ،شأن و جایگاه خود در دل و ذهن مردم و بویژه مخاطبان مهم و اصلی زندگی لازم است تا به موارد زیر توجه کنید:
 برتری،سرتری، مزیت ، قابلیت ها و صلاحیت هایتان را بشناسید و تقویت کنید.
مردم ما را ارزیابی می کنند و جائی در ذهن و دل خود برا ی ما اختصاص می دهند که خود حاصل استمرار اخلاق، گفتار ورفتار ما می باشد. سعی کنید به گونه ای زندگی کنید که آثار مثبت، مطلوب و ممتازی نسبت به دیگران داشته باشید تا جایگاه مناسبی دردل و ذهن مخاطبان ایجاد کنیدآنچه را که باعث تمایز و خاص بودن شماست نقش مهمی در منزلت شما دارد. آنها را بشناسید ودر برخورد با دیگران از آنها استفاده کنید.
وعده و قول درست، پای بندی و متعهد بودن به وعده ها، رعایت حقوق دیگران، پاسخگوئی به انتظارات و ترجیحات مخاطبان وبویژه نوجوئی، نوبودن،نوشدن و نوماندن از طریق خلاقیت ونوآوری و مطلوب بودن و مجذوب بودن را از جمله عواملی بدانید که می توانند قدر و منزلت شما را بهبود بخشند.
ارتباط دائم با مردم و مخاطبان اصلی و شناخت معیارها، ارزشها، عقاید، علائق، عقده ها، کمبودها و نبودهایشان و احساس مسئولیت برای پاسخ یابی و پاسخ دادن درست به آنها نقش مهمی در تقویت قدر و منزلت شما دارد.آنها را جدی بگیرید.
هیچگاه به جایگاه و منزلت فعلی خود اکتفا نکنید. همواره در مسیر رشد و تعالی و کمال حرکت کنید تا قدر و منزلت شما پویا و به روز باشد.
رمز و راز و کلید نفوذ بیشتر در دلها و ذهن ها را ارتباط «سالم، ساده، سازنده وسودمند» با مردم و مخاطبان بدانید و از مهارتهای ارتباطی و عوامل انسانی و رفتاری به خوبی استفاده کنید تا آنها  قدر، منزلت و درجه ورتبه بهتری برای شما در دل و ذهنشان بسازند.
اگرچه خیلی از ارزشها کمرنگ شده اند اما هنوز مردم، قدرشناس انسانهای نیکنام و درستکار هستند، هیچگاه درستکاری ونیکنامی را از دست ندهید که بزرگترین و ارزشمندترین دارائی ها است.
ارزش آفرین و ارزش افزا برای خود و دیگران باشید و سعی کنید ارزشمند باشید تا قدر و شأن ویژه ای پیدا کنید. ارزشها را بی ارزش نکنید .زیرا همه انسانها سرانجام به سوی ارزشهای از دست رفته بازمیگردند.
بپذیرید که منزلت وجایگاه هرکس در دل و ذهن دیگران حاصل مدیریت عمر او می باشد. مدیریت عمر چگونه زنده بودن است. درست و خوب زندگی کنید. «کار درست و درستکاری» و مفید وموثر بودن را از ارکان اصلی مدیریت عمر خود بدانید.
اگر می خواهید منزلت مطلوبی داشته باشید سعی کنید تا با مدیریت عمر خود به گونه ای فاصله تولد تا مرگ را طی کنید که پسوند نام شما پسوندهائی ارزشمند، تحسین کننده، مثبت و مطلوب باشند.
عزت و منزلت زندگی را در« طول،عرض، عمق و ارتفاع» عمرتان بیابید.
-    طول عمر را حاصل توجه به سلامت جسمانی،فکری و روانی بدانید. در بهداشت آنها بکوشید.
-    عرض عمر را در کیفیت زندگی خلاصه کنید. بکوشید تا از زندگی خود راضی باشید.
-    ارتفاع عمر را در رشد ،توسعه ،پیشرفت،تحول وبالندگی هایتان تعریف کنید و راه کارهای جدیدی برای خود بیابید.
-    عمق عمر را در آثار،دستاوردها و نتایجی که بوجود آورده اید بدانید وآنها را بهبود بخشید.
بکوشید تا با مدیریت درست عمر و توجه به هر یک از ابعاد «طول، عرض، ارتفاع و عمق» عمرتان، بر عزت و منزلت خود بیفزائید.
چگونه رضایت را بهبود بخشیم؟
سومین عنصر عصاره عمر،رضایت است وهمه انسانها در جستجوی رضایت و رستگاری در امور گوناگون و در مدیریت عمر خود هستند. عمر مطلوب عمری است که در آن رضایت فراگیر یا جامع کسب شود. رضایت فراگیر یا جامع را می توان در پنج«خ» « خدا، خود، خانواده، خاندان، خلق» خلاصه کرد. اگر می خواهید به رضایت جامع و فراگیر دست یابید به نکات زیر توجه کنید:
o    در همه فعالیتها و امور، سعی کنید طوری زندگی کنید که خداوند از شما راضی باشد. «رضایت خدا» زمانی حاصل میشود که به اصول دینی،اعتقادی و انسانی توجه داشته باشید و « رضایت، نظارت،حمایت و هدایت» خدا را در همه حال طالب باشید.
o    «رضایت از خود» و عملکرد خود عامل دوم در رضایت فراگیر و جامع است. وجدان هر کس بهترین قاضی و داور برای ارزیابی درستی و نادرستی و مثبت و منفی بودن اعمال و رفتار او می باشد. سعی کنید در برخورد با انسانها و پدیده های گوناگون به گونه ای رفتار کنید که خودتان احساس آرامش و مثبتی داشته باشید .
o    «رضایت خانواده» بعنوان مهمترین نهاد، نقش مهمی در رضایت فراگیر و رضایت در مدیریت عمر دارد. کسانیکه رضایت دیگران را بر خانواده مقدم میشمارند و یا برای رضایت اعضای خانواده توجه واقعی ندارند بطور قطع گرفتار کمبودها ورفتارهای نامطلوبی خواهند شد.
اگر نهاد خانواده و اعضای آن از نوع برخورد و رفتار ما ناراضی باشند، کمیت رضایت فراگیر به شدت کاهش می یابد. آرامش حاصل از رضایت خانواده نقش مهمی در ارزش آفرینی های زندگی دارد.سعی کنید«رضایت خانواده» را با رسیدگی، توجه و پاسخگوئی به انتظارات و خواسته های اعضای خانواده بهبود بخشید و بکوشید هرروز و هرهفته ساعاتی را با خانواده ودر کنار آنها باشید .
o    «رضایت خاندان »یا فامیل و بستگان و دوستان نزدیک از دیگر عوامل رضایت فراگیر و جامع به شمار میرود که خود معرف صله رحم، مشکل شناسی ومشکل گشائی اعضای فامیل، کمک رسانی وتوجه به خواسته ها و انتظارات آنان در حد امکان .
o    «رضایت خلق» یا مردم آخرین رکن رضایت فراگیر یا جامع است که خود حاصل ارتباط با گروههای گوناگون و پاسخگوئی درست به نیازها و خواسته های آنان در چارچوب امکانات خود می باشد. دادوستدهای برنده –برنده ،ارتباط های مفید،موثر،سازنده و مطلوب، هم فهمی،همدلی و هم پذیری و درک پیشوند« هم» و تقویت آن از طریق همیاری، هم افزائی،همدمی،همراهی، هم افزائی و همبستگی نقش مهمی در رضایت خلق خدا یا مردم داری دارد.مردم داری،مروت،معرفت،مشتری مداری ومسئولیت پذیر بودن در برابر جامعه از نکاتی است که می توانند رضایت خلق خدا را بهبود بخشند.ارتباط درست با مردم، اعتماد سازی، احترام به مردم، افزایش آرامش و آسایش برای خود و دیگران نقش مهمی دررضایت دیگران و رضایت فراگیر دارد.


بطور خلاصه « رضایت فراگیر» را که امری نسبی و پویا است ،حاصل رعایت « حد، حق، حریم و حرمت » ها بدانید.
-    ظرفیت،قابلیت و اندازه پذیرش خود و دیگران را در امور گوناگون بشناسید وآنها را رعایت کنید تا با دیگران به هم فهمی و هم پذیری دست یابید.
-    حق و حقوق خود ودیگران را در انواع ارتباط ها،دادوستدها و رفتارها محترم بشمارید و اجازه ندهید نه حقتان پایمال شود و نه حقوق دیگران را پایمال کنید.
-    حریم خصوصی هرکس مهم و ارزشمند است، سعی کنید برای رضایت خود و دیگران به حریم خود و آنها احترام بگذارید.
-    حرمت یا احترام به خود و دیگران نقش مهمی در رضایت فراگیر دارد ،سعی کنید حرمتها را همیشه و در همه امور رعایت کنید.
و سرانجام اینکه:
اگر می خواهید عصاره عمرتان یا خلاصه و گزیده عمرتان یعنی « عزت، منزلت و رضایت» دلخواه و مطلوبی از نظر خودتان و دیگران داشته باشید به هفت کلید رستگاری در همه امور زندگی و کسب و کار توجه کنید و آنها را با دقت رعایت کنید.
هفت کلید رستگاری:
هفت کلید رستگاری تفسیری است که نگارنده از سوره حمد ارائه داده است که اگرچه توضیح در مورد جزئیات آن  در این نوشتار امکان پذیر نیست اما بطور خلاصه عبارتند از:
بخشش و بخشندگی
مهرورزی و مهربانی
شکرگذاری و سپاسگزاری
قضاوت و داوری درست
خودباوری و خودیاوری درست
انتخاب راه درست
رعایت بایدها و نبایدهای راه راست که درک ورعایت آنها نقش اصلی در تقویت عصاره عمر دارند. سعی کنید هر یک از هفت کلید رستگاری را به جا و به موقع مورد استفاده قرار دهید و به نکات زیر توجه ویژه داشته باشید تا عصاره عمرتان را همواره بهبود بخشید:
•    کلید اول: گذشت، عفو، بخشش،انفاق، ایثار،سخاوت،دست و دلبازی و سهیم کردن دیگران در آنچه شما دارید و دیگران به آنها نیاز دارند.
•    کلید دوم: مهرورزی ومهربانی با خود و دیگران، محبت خالصانه، صادقانه و صمیمانه ، مهربان بودن با افتادگان، نیازمندان،مهرجویان وتنهایان
•    کلید سوم: شکرگذاری از نعمت هایی که خداوند به شما هدیه داده و تشکر و قدردانی و سپاس از آنچه دیگران برای شما انجام داده اند و حتی تشکر از خوبی های خودتان
•    کلید چهارم: داوری و قضاوت عادلانه، منصفانه،درست و مبتنی بر حق و حقیقت در مورد عملکرد خودتان و دیگران
•    کلید پنجم: خود را باور کردن و عزت نفس و اعتماد به نفس بیشتر و از خود یاری خواستن که همه معرف مدیریت بر خویشتن هستند و تابع همت، تلاش،عزم و اراده خودتان برای خودی شدن با خود و خودسازی است.
•    کلید ششم: انتخاب راه راست و درست یعنی راهی که در مسیر رستگاری و درستی است. راه حق و حقیقت ، راهی که رضایت، حمایت، هدایت و نظارت خدا را باور دارد.
•    کلید هفتم: بایدها و نبایدهای راه راست یا شناخت آنچه رستگاران، الگوها وموفق ها دارند و دنبال می کنند و رعایت آنها و نیز آگاهی از راه شکست خوردگان ، گمراهان و مغضوبان و خودداری از آنها.
یادگیری و فراگیری خوبیها،راستی ها و درستی ها در زندگی و پیشگیری و جلوگیری از بدیها،ناراستی ها و نادرستی ها در زندگی.
امیدوارم با رعایت بعضی از نکاتی که در این نوشتار به آنها اشاره شد، بتوانم عصاره عمر خود را که « عزت، منزلت، رضایت» است بشناسیم و تقویت کنیم تا به آرامش،آسایش و ارزشهای بیشتری دست یابیم.



تاریخ : دوشنبه 3 آذر 1393 | 02:05 ب.ظ | نویسنده : امیر بدخشان | نظرات

به نام خدا

غفلت به معنای فراموش کردن، بی خبرگشتن،نادانستن و سستی کردن است و غافل کسی است که بی خبر، ناآگاه، بی خرد، تنبل و نادان است که فرصتها را از دست می دهد و عمر خود را بیهوده می گذراند.
شناخت آنچه باعث غفلت میشوند و پرهیز از آنها نقش مهمی در بیداری و آگاهی دارند. کسانی که زندگی و عمر خود را با غفلت و در غفلت به سر می برند، گرفتار ندامت و حسرت ،آه و افسوس در زندگی میشوند.
دام غفلت چیست؟
دام غفلت دامی است که وقتی انسان گرفتار آن میشود، به تدریج و در طی زمان حساسیت خود را نسبت به زندگی و تحولات گوناگون از دست می دهد و خود را در مسیر حوادث و اتفاقات قرار می دهد و اسیر نوعی فلج فکری و رفتاری میشود.
سرانجام گرفتار شدن در دام غفلت، فرصت سوزی، عقب راندگی،عقب ماندگی و محدود ماندن در زندگی است. کسی که در دام غفلت می افتد دچار نوعی مرض، پوچی،سردرگمی، بیعاری و سکون میشود و سرانجام زندگی او آه و افسوس و حسرت و ندامت خواهد شد.
دام غفلت دامی است با هفت  ویژگی که  عبارتند از:
•    جهل و نادانی
•    بی تفاوتی و بی خیالی
•    سستی و تنبلی
•    غرور و سرمستی

  • •    عدم اعتماد به نفس و ناتوانی

•    منفعت و لذتهای آنی
•    انتظار و طلبکاری
1-    جهل و نادانی
جهل،و نادانی ،بی خبری و ناآگاهی اولین ویژگیهای دام غفلت هستند. کسی که با تحولات روز بیگانه است دانش و معلومات محدودی دارد. بسیاری از فرصتها را نمی بیند و درک نمی کند و در نتیجه دامنه ی پیشرفت، رشد و توسعه او بسیار تنگ و کوچک میشود.
بهترین تمرین برای پرهیز از این دام، افزایش آگاهی و اطلاعات و دانش روز است و مناسبترین وسیله برای تقویت دانائی، مطالعه و پژوهش و استفاده از پرسشهای درست، کلیدی و تحریک کننده هستند.سعی کنید با سئوالاتی حساس مبتنی بر « چه، چرا،چگونه» در امور گوناگون، بسیاری از ناشناخته ها را بشناسید و نایافته ها را  بیابید و باافزایش معلومات  و دانش خود، اهداف تازه ای را برای خود و آینده معین کنید تا از دام غفلت رهائی پیدا کنید.
دنیای امروز دنیای یادگیری، آموزش دیدن و آموزش دادن است، هرجا و هرگاه دانائی طلوع  می کند، جهل و غفلت غروب می کند.
حساس شدن به نادانسته ها و ناآگاهی های خود و تلاش برای یادگیری و فراگیری تازه ها باعث میشود تا نوع و سطح انتظارات انسانها عوض شود و در نتیجه آمادگی برای بیداری و هوشیاری و تحول در زندگی افزایش یابد.
2-    بی تفاوتی و بی خیالی
سهل انگاری و بی تفاوتی یکی دیگر از ویژگیهای دام غفلت هستند. بی تفاوتی به معنای عدم حساسیت به عمر و فرصتهاست. کسی که گرفتار پدیده بی تفاوتی و بی خیالی میشود، برای « حرکت، تحول، رشد، توسعه و پیشرفت» تلاشی چشمگیر نخواهد داشت و گرفتار نوعی زندگی آب باریکه ای ، ابتدائی با حداقل انتظارات میشود.
اگر می خواهید با بی تفاوتی و سهل انگاری در دام غفلت گرفتار نشوید سعی کنید با انسانهای پویا و جویا که خواهان مطرح شدن، تحول و پیشرفت هستند و با الگوهای موفق معاشرت کنید و از کسانیکه شما را به محدود ماندن در زندگی ترغیب می کنند دوری گزینید.
بی تفاوتی را با حساس شدن به آنچه در گذشته حساس نبوده اید از خود دور کنید. با تقویت حس کنجکاوی ،نوجوئی،تازگی و تنوع می توانید بر بی تفاوتی ها و سهل انگاری ها غلبه کنید.
تصمیم بگیرید تابا تمرین، توجه و تمرکز روی بعضی از فعالیتهای اجتماعی، فرهنگی، خانوادگی، حرفه ای، اقتصادی، آموزشی، تفریحی وورزشی که شما را از یکنواختی و تکرار کسل کننده نجات می دهند، زمینه ساز تحولات بیشتر و رهائی از دام غفلت شوید.
با تغییر دادن و جابه جائی بعضی از فعالیتها، مکانها و حتی چیدمان اقلام گوناگون در محیط خانه یا محل کار و حتی ارتباط با بعضی از افراد جدید به گونه ای که باعث حس پویائی و تازگی در زندگی شوند می توان از دام غفلت ناشی از بی تفاوتی و سهل انگاری دور شوید.
3-    سستی و تنبلی
گاهی بی حالی، کاهلی،رخوت و سستی باعث میشود تا نسبت به خود، اطرافیان، تحولات زندگی و عمرمان غافل شویم و خواستن، برخاستن، یافتن و ساختن را که ارکان تحول، پویائی، سازندگی و بالندگی هستند نادیده بگیریم. گاهی آگاهی و دانائی مناسبی داریم و نسبت به زندگی بی تفاوت نیستیم اما دچار نوعی سستی و تنبلی می شویم که باعث بازدارندگی ما از پیشرفت می شوند.
علل و عوامل سستی و تنبلی های خود را بیابید و سعی کنید گام به گام و با برنامه ریزی و تمرین بر آنها غلبه کنید. هرکس در طول حیات خود گاهی گرفتار تنبلی و کاهلی میشود اما باید بکوشد تا بعنوان یک عادت درنیاید .
هدفی تازه برای خود در هر زمینه ای که مایل هستید تعیین کنید و بکوشید به خود و دیگران ثابت کنید که اگر بخواهید، بطور قطع می توانید با اراده و پشتکار به خواسته هایتان برسید. ریشه یابی تنبلی و سستی را در هر زمینه یک ضرورت برای رهائی از دام غفلت بدانید.
4-    غرور و سرمستی
گاهی موفقیت ، شهرت و پیشرفت های گذشته و بویژه ناگهانی انسانها را مغرور و سرمست می کند و در دام غفلت گرفتار می سازد.
تحقیقات و مطالعات گوناگون ثابت کرده اند که بسیاری از ورشکستگی ها و بحرانها حاصل غرور و سرمستی ناشی از موفقیت و شهرت زیاد بوده اند. توجه داشته باشید که خوشبختی مقصد نیست بلکه سفری است با ایستگاه های مختلف؛ در زندگی بدانید و بکوشید تا به جای تکیه کردن بر پیروزی ، شهرت  و شوکت گذشته، به فکر پیشرفت های آینده باشید. همواره به خاطر بسپارید که موفقیت گذشته تضمینی برای موفقیت آینده نیست و هرگونه غفلت ناشی از پیروزی های گذشته بزرگترین خطر برای دستیابی به اهداف آینده است.
کسانیکه ظرفیت موفقیت، ثروت و شهرت ندارند با دستیابی به آنها دچار سهل انگاری های گوناگون در زندگی میشوند و آنچه را که رشته اند، پاره می کنند.
5-    عدم اعتماد به نفس و ناتوانی
یکی از عوامل بی توجهی به پدیده های نوین در زندگی، عدم اعتماد به نفس و ناتوانی های شخصی و شخصیتی و بطور خلاصه عدم خودباوری است. کسانیکه خود را باور ندارند دچار نوعی بی اعتمادی به خود و قابلیت های خود میشوند و در نتیجه گوشه گیری ، افسردگی و دلزدگی در زندگی آنها شکل میگیرد.
برای غلبه بر این حالت سعی کنید بعضی از قابلیت ها و استعدادهای خود را که باعث موفقیت ، محبوبیت و پیشرفت هایتان در گذشته بوده اند، بیاد آورید و بپذیرید  که علاوه بر عوامل مثبت و سازنده ای که داشته اید هم اکنون  دانش و تجربه بیشتری کسب کرده اید  و می توانید به بسیاری از خواسته هایتان دست پیدا کنید.
ارتباط خود را با خودتان بهبود بخشید و با کسانیکه مثبت اندیش، واقع بین، آینده نگر و امیدوار و پویا هستند ، بیشتر معاشرت کنید.
از کسانیکه در زندگی در برخورد با پدیده های گوناگون میترسند و دیگران را می ترسانند ، دوری کنید . خود را بیش از گذشته دوست بدارید و بپذیرید از عوامل منفی و مخرب دوری کنید تا بتوانید با اعتماد به نفس و توانائی های جدید و کشف بعضی از استعدادهاو قابلیت هایتان و استفاده درست از آنها، از دام غفلت نجات پیدا کنید.
6-    منفعت و لذتهای آنی
گاهی تأکید بر منافع و لذتهای آنی و کوتاه مدت و عیش های زودگذر، بزرگترین دشمن و مانع پیشرفت و تحول هستند. غفلت ناشی از منفعت و لذتهای کوتاه مدت و آنی، فرصتهای ارزشمندی را از شما می گیرد.
گاهی خوشگذرانی های فعلی باعث میشوند تا کمتر به آینده  و ایام عمر توجه شود. کسانی که زندگی را فقط در « حال» می بینید و کمتر به گذشته و آینده توجه دارند معمولاً اسیر لذتهای موجود میشوند و آینده را از دست می دهند.
سعی کنید با درس گرفتن از گذشته، استفاده درست از حال و امید به آینده از دام غفلت ناشی از لذت و منفعت های آنی دوری کنید.
مدیریت عمر پیوند مناسبی از گذشته ، حال و آینده است که اگر به تناسب، توازن و تعادل در این پدیده سه زمانی توجه کنید، کمتر گرفتار دام غفلت میشوید.
بپذیرید که زندگی فقط « حال» نیست، آینده هم دارد. نه آنچنان اسیر لذتهای فعلی شوید که غافل از آینده شوید و نه آنگونه نگران آینده باشید که از حال غافل شوید.
غفلت می توانید مربوط به  گذشته، حال و آینده باشد. اگر مدیریت عمر را استفاده درست یا « به جا، به موقع و به اندازه» از هر چیز در هر دوره عمر بدانید، گرفتار غفلت ناشی از اتکاء به لذت و منفعت های آنی نخواهید شد.
7-    انتظار و طالبکاری
گاهی انتظار و طلبکاری از دیگران از جمله پدر، مادر، خانواده، دوستان، بستگان و دیگران چنان پررنگ میشود که خود را به خواب غفلت می زنیم و دیگران را پاسخگوی انتظارات خود می دانیم و نه خود را پاسخگوی دیگران . این روحیه باعث میشود تا در دام غفلت گرفتار شویم و همواره از همه گله و شکایت داشته باشیم.
سعی کنید به جای آنکه منتظر باشید، مقتدر و مبتکر باشید تا به بسیاری از خواسته ها و اهدافتان برسید. گاهی انتظار و طلبکاری از دیگران ناشی از نازپروری و پاسخگوئی اضافی به خواسته های افراد در گذشته بوده است. در هر حال سعی کنید عادتهای نادرست رااز خود دور کنید و با عزم و اراده و همت و تلاش خودتان، به اهداف و آمال و آرزوهایتان دست یابید تا احساس رضایت بیشتری داشته باشید.
بکوشید با نیروی غیرت، از دام غفلت رهائی پیدا کنید و با غلبه کردن بر روحیه انتظار از دیگران، از طریق اقتدار خودتان، زندگی تازه ای را تجربه کنید.
همیشه به خاطر داشته باشید که :
                       نابرده رنج گنج میسر نمیشود             مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد
سعی کنید با « کار، ابتکار، پیکار و پشتکار» که ارکان «کارآمدی و سرآمدی» در زندگی هستند، از خواب غفلت بیدار شوید تا  به عزت ، موفقیت و رضایت دلخواهتان برسید.
انواع غفلت:
غفلت می تواند در انواع موراد، موضوعات و زمینه های زندگی و مدیریت عمر  باشد که نتیجه آن عدم استفاده درست از هفت «ع» آمیزه عمر یعنی « عقل، عاطفه، عقیده،علم،عزم،عرضه و عمل»است.
غفلت عقل، به معنای تصمیم گیری ها و اقدامات عجولانه، سطحی، بی مطالعه و بیگانه با خرد و عقل است که نتیجه اش پشیمانی و پریشانی است تا چه اندازه این جمله ها در زندگی شما رایج هستند. « ایکاش بهتر  فکر می کردم»،«چرا عقلم را به کار نبستم» « چه میشد بی فکری نمی کردم»،« چرا همه چیز را نسنجیدم و بچه گانه تصمیم گرفتم» و سرانجام اینکه : چرا عاقل کند کاری   که بازآرد پشیمانی. هر کس در طول حیات خود گاهی از عقل ،هوش و خرد خود غافل میشود و با اشتباهات خود مشکلاتی را بوجود می آورد که بسیار نگران کننده است. نتیجه بداندیشی ،دیراندیشی، کج اندیشی و نیندیشیدن، انتخاب های غلط، تصمیمات نادرست، اقدامات نامناسب و نتایج منفی است.
فراموش نکنید که « غافل کسی است که عاقل نیست و عاقل کسی است که غافل نیست» وسعی کنید از عقل، خرد و هوش خود پیش از هرگونه تصمیم گیری،برنامه ریزی و امور زندگی بویژه امور مهم و اساسی، به درستی و خوبی استفاده کنید.
غفلت عاطفی، یا بی توجهی و نادیده گرفتن عواطف و احساسات انسانی، بزرگترین عامل افسوس ، حسرت و ندامت هاست. انسان موجودی عاطفی است که با ندانم کاری و سهل انگاری و نادیده گرفتن عواطف و احساسات خود و دیگران ، روابط  عاطفی ارزشمند را فدای لذتها و عیشهای آنی می کند .
غفلتهای عاطفی آغازش« لذت » و پایانش« حسرت» است.روابط عاطفی گذشته و حال خود را بیاد آورید تا متوجه شوید تا چه اندازه با غفلتهای عاطفی یعنی سردی،بی خیالی، کوتاهی و بی تفاوتی به بسیاری از نکات ساده، کوچک و ابتدائی در امور عاطفی و احساسی، باعث شده اید تا دل خستگی ها و دلشکستگی های پررنجش را جایگزین دلبستگی های پر ارزش کنید.
سلام سرد، نگاه تلخ، کلام تند، اخلاق بد و رفتار زشت، معرف غفلتهای عاطفی هستند که امواج و آثار مخرب و منفی زیادی دارند. اگر گرفتار تنشها، فشارها وبحرانهای عاطفی هستید با خود خلوت کنید و با ریشه یابی و علت یابی آنها که اغلب از غفلتهای عاطفی و احساسی سرچشمه می گیرند، خود را از این حالت و شرایط آسیب رسان وآزار دهنده برهانید. گاهی یک لحظه غفلت یک عمر ندامت با خود می آورد.
غفلتهای عقیدتی  ،سهل انگاریها و بی تفاوتی های عقیدتی و ارزشی سرآغاز خطاها و گناههائی است که آثار منفی و زیانباری از لحاظ فردی، خانوادگی و اجتماعی به بار می آورند و باعث بسیاری از ناراحتی ها و گرفتاریها میشوند. فراموش کردن  ارزشها و اصول عقیدتی،دینی و مذهبی به معنای پذیرش نوعی « برهنگی عقیدتی » وسست ایمانی در زندگی است. یکی از مهمترین آفتهای جامعه امروز، کمرنگ شدن اعتقادات و عادی شدن ضدارزشهاست.
نتیجه نادیده گرفتن اعتقادات،« پوچی،بیهودگی، هرزگی،سردرگمی، بندگی و افسردگیهای آشکار و پنهان» در زندگی است. دین، بایدها و نبایدهای ارزشمندی دارد که هدایت کننده اعمال و رفتار ما در زندگی است. لحظاتی را بیاد آورید که با توکل و نیروی ایمان،غیرممکن هایتان ممکن شدند و ایامی را به خاطر بیاورید که با اعتقاد و ایمان، توانستید شکست ها و نومیدی ها را به پیروزی و امیدواری تبدیل کنید؛ به روزها وشبهائی بیندیشید که چگونه با ایمان و اعتقادات خود توانستید انگیزه، امیدواری، شادابی و آرامش را تجربه کنید. هیچگاه خود را در دام غفلت های اعتقادی اسیر نکنید زیرا منبع ارزشمند انرژی و آرامش درونی خود را از دست خواهید داد.
غفلت علمی، نوعی بی خیالی و بی توجهی به علم و دانش و کاربرد آنها در امور گوناگون است. علمی که مورد استفاده قرار نگیرد، کم کم کهنه میشود و سرانجام نادانی بر دانائی غلبه می کند.
گاهی غفلت علمی حاصل خودشیفتگی علمی است، خود را عالم دانستن و نادیده گرفتن علم روز باعث« شکاف دانائی » میشود و شکاف دانائی فاصله بین علم نو و کهنه است. تشنگی برای یادگیری و فراگیری تازه ها و حس پویائی و جویندگی دانش نوین را در خود تقویت کنید تا نو بودن و نو ماندن را از دست ندهید.
غفلت در عُرضه ، سهل انگاری و بی تفاوتی نسبت به مهارتهای  تازه زندگی باعث عقب ماندگی حرفه ای وواماندگی در زندگی میشود. در دنیای پرتحول امروز همواره بکوشید با فنون، مهارتها و قابلیت های تازه خود را رقابتی تر از گذشته حفظ کنید.
غفلت در عهد، به معنای عدم تعهد و پای بندی به گفته ها، وعده ها و قولهاست که خود باعث بی اعتباری انسان میشود. کسانی که به عهد و پیمان های خود توجه ندارند وآنها را جدی نمی گیرند، کم کم منزلت و جایگاه خود را از دست می دهند و هیچکس آنها را جدی نمی گیرد. نتیجه بدقولی های کوچک و فرار از تعهدات بزرگترین دشمنان نیکنامی هستند.
غفلت در عمل ، به  معنای فراموشی، عدم حساسیت و بی تفاوتی نسبت به عمل و عملکرد خود در زندگی است. کسی که در زندگی برای رسیدن به اهداف خود هر اقدام و عملی را توجیه می کند و بسیاری از بایدها و نبایدها و خوب وبدها را نادیده میگیرد و دچار غفلت رفتاری میشود و مردم را از خود دور می کند.
بطور خلاصه غفلتهای هفتگانه آمیزه عمر یا غفلت« عقل و خرد و هوش، عواطف و علائق، عقیده و ارزش، علم و دانش، عرضه ومهارتها، عهد و پیمانها، عمل و عملکردها »باعث فرصت سوزی و از دست دادن عمر گرانبها و زندگی بی ثمر یا کم اثر میشود و نتیجه ای جز افسوس ،حسرت و ندامت نخواهد داشت.
سعی کنید هرگاه و هرجا با نشانه ای از غفلت های فوق برخورد کردید هر چه سریعتر به آنها حساس شوید و با رفع آنها خود را از دام غفلت برهانید.
نکته ها و هشدارها:
•    از غفلت بپرهیز،چون غفلت نشانه بی حسی است . ( امام علی «ع»)
•    منشاء بدبختی های بزرگ، غفلت های کوچک است. (کنفسیوس)
•    کسانی که عمر خود را با غفلت می گذرانند حق ندارند از روزگار و بخت و اقبال شکایت کنند.( لرو آیبوری)
•    کسی که با غفلت از واقعیت فرار می کند در دو جهان جز مذلت و ننگ بهره ای نخواهد داشت. ( امام علی (ع))
•    از مکافات عمل غافل مشو     گندم از گندم بروید،جو زجو
•    نتیجه غفلت امروز، حسرت و ندامت فرداست
•    عاقل فرصت ساز است و غافل فرصت سوز
•    هرزمان غیرت طلوع کند ، غفلت، غروب خواهد کرد.
•    « حیف،اگر و ایکاش» های همراه با « آه، افسوس و حسرت» نشانه ها و ناله های غفلت در زندگی هستند.
•    اگر می خواهید در دام غفلت گرفتار نشوید، به خودتان و عمرتان حساس تر شوید.
•    هرجا که پای غفلت به میان می آید، پای همت می لنگد.



تاریخ : دوشنبه 3 آذر 1393 | 02:04 ب.ظ | نویسنده : امیر بدخشان | نظرات

هنرفروش را از ژاپنی‌ها بیاموزیمبررسی روانشناختی این موضوع كه «چرا ما بعضی چیزها را می‌خریم» همیشه مجذوب‌كننده بوده است. بررسی اینكه «چرا برای برخی چیزها پول خرج می‌كنیم» بسیار جذاب‌تر است.
كارخانه خودروسازی كادیلاك، شروع به ساخت یك مدل جدید اسكالا با سرعت بالا كرد. آیا فكر می‌كنید دلال سهام شركت در آخر هفته با این اتومبیل قصد جابه‌جا كردن یك سری خرت‌و‌پرت داشت؟ البته كه نه. در حقیقت صاحبان این مدل كادیلاك‌ها به ندرت از این اتومبیل به قصد رانندگی با سرعت زیاد، استفاده می‌كنند. این اتومبیل بیشتر جنبه لوكس و نمایشی دارد. شما كمتر كسی از صاحبان این مدل خودرو را خواهید یافت كه از آن به همان منظوری كه ساخته شده است یعنی سرعت گرفتن استفاده كنند. هیچ كدامشان راضی نمی‌شوند حتی خراش كوچكی بر روی اتومبیلشان بیفتد.
نمونه مشابه آن را در مورد هتل بورلی ویل شایر در بورلی‌هیلز كالیفرنیا می‌توانید مشاهده كنید. این هتل برای اینكه اجازه بدهد یك شب بر روی یكی از تخت‌های آن بخوابید ۵۰۰دلار از شما خواهد گرفت. چرا برخی افراد حاضرند این مبلغ را هزینه كند و شبی در آن هتل باشند اما به هتل ارزان‌تری كه در پایین خیابان مذكور قرار دارد نمی‌روند؟ این هم نوعی طرز فكر و رفتار است.
نویسنده‌ای به نام مایكل مسترسون مشاهداتی از این نوع رفتار در كشور ژاپن داشته است. تجربه‌ای از فروش كالاهای معمولی به قیمت‌های گزاف. در زیر نمونه‌ای از تجربه وی و خانواده‌اش در یك فروشگاه مواد غذایی در ژاپن را می‌خوانید:
اولین چیزی كه نظرتان را به خود جلب می‌كند این است كه همه چیز بسیار عالی است: كف زمین فروشگاه صیقلی و براق است، قفسه‌هایی از جنس لعاب كروم، نقاشی‌هایی از هنر دستی ژاپنی، نورپردازی با فن‌آوری جدید و درجه یك است. این محیط و اتمسفر درون فروشگاه را فقط در بوتیك‌های گوچی (Gucci) هنگامی كه كفش ۶۰۰دلاری می‌خرید و یا در فروشگاه لوكس كارتیه هنگام خرید یك ساعت ۶۰۰۰دلاری می‌بینید.
فروشندگان لباس‌های تمیز و آراسته پوشیده‌اند و غذا ... غذا. به شما قول می‌دهم حتی به چشمهایتان هم نمی‌توانید اعتماد كنید.
روز گذشته دست فرزندانم را گرفتم و به یكی از این فروشگاه‌ها بردم – از چیزهایی كه برای اولین بار تجربه می‌كردم بسیار هیجان‌زده شده بودم. با هیجان و تحسین در مورد تازگی محصولات، برش‌های زیبای برخی میوه‌ها و ترتیب و چیدمان سبزی‌ها، تمیز و پاك بودن بسته‌بندی‌ها و شكل و مدل كیك‌ها و نان‌های شیرین صحبت می‌كردیم.
انواع محصولات، بسیار دیدنی و جالب بود. من ۳۲نوع دانه قهوه عالی را شمردم، همچنین ۹۸ نوع چای، ۲۲نوع گوشت گاو مخصوص شهركوب (در ژاپن)، ۲۴نوع پنیر، ۱۶نوع نان فرانسوی، صدها و صدها نوع دسر لذیذ و خوشمزه.
اما از همه اینها جالب‌تر، موضوع قیمت‌ها است. در تمام طول این فروشگاه بزرگ قیمت‌هایی را می‌بینید كه باور نمی‌كنید.
به طور مثال:‌
- گوشت گاو هر پوند (۴۵۴گرم) ۱۲۰دلار
- شیرینی فرانسوی هر دوازده عدد ۱۸۰دلار
- كیك اسفنجی آلمانی هر برش ۲۱دلار
- طالبی ۱۵۰دلار
این قیمت‌ها در ژاپن بسیار معمول است. قیمت‌های گزاف برای كیفیت‌های خوب.
بازاریاب‌های ژاپنی كاری را كرده‌اند كه برای غربی‌ها غیرممكن به نظر می‌رسد، فروش غذاهای معمولی به قیمت‌های بالا.
خریداران غربی عادت كرده‌اند كه قیمت ساعت مچی را از ۱۰دلار تا ۱۰۰هزار دلار ببینند، اما این موضوع را در مورد مثلا فلفل دلمه‌ای نمی‌توانند قبول كنند.
تصورش عجیب است، اما در ژاپن اتفاق می‌افتد. یك ژاپنی از قشر متوسط جامعه یا كمی بالاتر، به راحتی راضی می‌شود ۸۰۰دلار به یك كیف‌دستی مارك لویی ویتون یا ۱۵۰هزار دلار بابت یك اتومبیل بی‌ام‌و مدل ۷۶۰پول بدهد و یا كفش راحتی مارك گوچی را ۶۰۰دلار بخرد و از خرید یك تكه كیك پای سیب ۳۶دلاری خوشحال می‌شود.
همان‌طور كه در اول این مقاله اشاره شد، تصورش برای ما سخت است. ژاپنی‌ها این پول را به‌صورت نقدی پرداخت می‌كنند، اما در غرب از كارت اعتباری استفاده می‌شود. البته این مقوله‌ای دیگر است.
نظر من این است كه اگر شما هم روانشناسی بازاریابی را بدانید، هر كالایی را می‌توانید به قیمتی به مراتب بالاتر بفروشید. مشتری‌های ثروتمند دوست دارند پول بیشتری هزینه كنند و خدمات بهتری دریافت كنند. این هزینه‌ها به این معنی نیست كه آنها نیاز به كیفیتی عالی دارند. هیچ‌كس نیاز به اتومبیل رولزرویس ندارند كه از یك نقطه به نقطه‌ای دیگر برود. با یك اتومبیل تویوتا هم می‌توانید آسوده و راحت به مقصد برسید. اما انسان‌هایی هستند كه پول‌های گزاف خرج می‌كنند تا پرستیژ بالایی داشته باشند. می‌خواهند به دیگران نشان دهند كه صاحب یك اتومبیل لوكس رولزرویس هستند.
آیا این مطلب می‌تواند در سیاست قیمت‌گذاری كالاهایتان به شما ایده‌های جدید بدهد؟ حتما می‌تواند. شما هم می‌توانید به مشتری خود نشان دهید كه اجناستان تا چه اندازه ارزشمند است و خرید از فروشگاه شما به حفظ و بالا بردن پرستیژ اجتماعیشان كمك می‌كند. مترجم: مریم صدیق‌زنده
منبع : روزنامه دنیای اقتصاد





تاریخ : پنجشنبه 22 آبان 1393 | 11:34 ق.ظ | نویسنده : امیر بدخشان | نظرات
ظرایفی در بازاریابیبسیاری از مردم، اطلاعات ضروری و مورد نیازشان را در نقطه‌ای از خانه قرار می‌دهند كه در معرض دید باشد و همه اعضای خانواده هم بتوانند از آن استفاده كنند. در این میان، یخچال و یك آهن‌ربای نصب شده روی آن، وسایلی هستند كه بیش از بقیه طرفدار دارند. كارت‌های یك رستوران فست فود، پزشك خانواده یا سوپرماركت محله، می‌توانند این اطلاعات ضروری را به اعضای یك خانه یادآور شوند.
این در واقع یك ترفند بازاریابی است كه می‌تواند در قالب خودكار، جاقلمی و تقویم‌هایی كه نام شركت‌ها و شماره تلفن‌هایشان را روی خود دارند هم ظاهر گردد.
▪ نكته اول اینست كه نام و نشان و اطلاعات ضروری آن كسب و كار، در خانه‌ها و پیش چشمان مشتریان بالقوه و كنونی و در دسترس آنها قرار داشته باشد. به علاوه این ابزارها و وسایل- خودكار، تقویم، فنجان، سررسیدنامه و... باید به گونه‌ای باشند كه شخص زمانی كه به شما نیاز پیدا كرد، بتواند از آنها استفاده كند. به طور مثال اگر كسب و كارتان نان شیرینی عرضه می‌كند، یك فنجان قهوه كه نام شما رویش نوشته شده باشد، مفید و موثر بوده ارتباطی خوب و منطقی بین هدیه شما و كسب و كارتان برقرار خواهد نمود. این روش یكی از روش‌های خوب بازاریابی است.
▪ روش دوم استفاده از ایمیل است. بیل گیتس، فرمانروای مایكروسافت، شخصی است كه می‌تواند جریان‌ها و روندهای آینده بازار را پیش‌بینی كند. پیش‌بینی او درباره این كه روزی صاحبان مشاغل و كارشناسان امور گوناگون، كسب و كارشان را از طریق اینترنت راهبری خواهند نمود، به حقیقت پیوسته است. شما هم سعی كنید، ایمیل‌هایی برای تبلیغات و بازاریابی كسب و كارتان تدوین نموده، امكان ارائه مشاوره به مشتریان را فراهم كنید. زمانی كه از ایمیل‌ها بهره می‌گیرید، در مدت زمان لازم برای آشنایی با مشتریان صرفه‌جویی كرده‌اید. به علاوه می‌توانید در یك زمان با تعداد كثیری از مخاطبان كه نیازهای مشتركی دارند، تعامل كنید. ذكر ویژگی‌هایی كه تخصص شما را نشان داده به مخاطب اطمینان دهد كه با كارشناسی توانا روبه‌روست، پاسخگو خواهد بود. سعی كنید از طریق این پیام‌های الكترونیكی برای حل مشكلات خریداران و روشن ساختن ابهامات مشتریان بالقوه، مشاوره دهید.
▪ نكته سوم اینست كه مشتری به شركت خدماتی یا فروشنده‌ای اطمینان می‌كند كه دریابد او به كارش علاقه دارد و كارمندان این شركت با همه توانشان در جهت خدمت به مشتری و حل مشكلش، تلاش می‌نمایند. بله شما و كارمندانتان به كارها و مسئولیت‌هایتان متعهد هستید و می‌خواهید به مشتریان خدمت كنید ولی یك مشتری بالقوه كه نمی‌داند! همه مشخصات، خدمات و فعالیت‌های كسب و كارتان را مشتری محور بسازید. آنها باید این علاقه و توجه شما به كارتان و مشتریان را حس كنند. این واقعیت را به همه كارمندانتان هم گوشزد كنید تا در رفتارها و برخوردهایشان با مشتری، رعایت نمایند.
▪ مسئله چهارم در واقع یك هشدارست! بسیاری از كاسبانی كه در ابتدای راهند، می‌خواهند كسب و كارشان را در همه جا و از تمامی راههای ممكن به دیگران بشناسانند. تلویزیون، رادیو، روزنامه‌ها و مجلات و اینترنت، می‌توانند نام یك كسب و كار و خصوصیاتش را به گوش مردم برسانند ولی بهترین گزینه برای شما انتشار یك رشته طولانی مدت از آگهی‌های كوچك در روزنامه است. دلایل این پیشنهاد را می‌گویم: لازمست یك كسب و كارنوپا گزینه‌ای را برای بازاریابی برگزیند كه بتواند از عهده مخارجش برآید و سپس در طولانی مدت از آن استفاده كند و بارها و بارها آن را به خدمت گیرد. گاهی این مداومت و پشتكار به این معناست كه باید هفته‌ها یا ماه‌ها یك برنامه بازاریابی – مثلا چاپ طولانی مدت آگهی‌های معرفی كسب و كار - را مرتب پیش ببرید تا این كه بالاخره مردم بر اثر كثرت حضور و چاپ پشت سرهم و بدون وقفه آگهی‌ها، به كسب و كار شما توجه نشان دهند.
معمولا صاحبان كسب و كارهای نوپا می‌پرسند كه باید از چه ابزار و روش بازاریابی استفاده كنند. پاسخ اینست كه آن روشی را برگزینید كه بتوانید از طریق آن، پیام‌هایتان را به مشتریان رسانده خودتان را در كانون توجه‌شان قرار دهید و در ضمن از عهده پرداخت مخارج و هزینه‌هایش نیز برآیید. این مطلب اهمیت ویژه‌ای دارد چون از رموز پاسخگویی یك برنامه بازاریابی، استمرار، مداومت و حضور طولانی مدت آنست. اگر قرار باشد مشتریان بالقوه به كسب و كارتان توجه كرده به آن جذب شوند و مشتریان كنونی همچنان با شما بمانند، باید همواره نام و نشان شما را پیش رویشان مشاهده كرده همیشه بتوانند با این كسب و كار ارتباط برقرار كرده نیازشان را مرتفع نمایند. هدایای تبلیغاتی و مشاوره ایمیلی، روش‌هایی هستند كه در این موقعیت‌ها به كار می‌آیند و تمامی این‌ها پول لازم دارند! بازاریابی و كسب و كار یك فرد صبور و كوشا را می‌طلبد. پس ناامید نشوید و شكیبا باشید. در تنظیم بودجه‌تان هم دقت كنید. موضوع مهم و قابل توجه پنجمی، درباره نقطه هدف بازاریابی‌های یك كسب و كارست. مشتریان از شما خرید می‌كنند و به كالاها و خدماتتان هم علاقه دارند ولی این «كالاها» و «خدمات» عالی و با كیفیت شما نیستند كه خریداران را جذب نموده‌اند.آنها این كالاها را می‌خرند چون بعد از استفاده آنها، «احساس» خوب و دلپسندی پیدا می‌كنند. این احساس همان دایره‌ای است كه نوك پیكان مجموعه فعالیت‌های بازاریابی شما می‌بایست متوجه آن باشد. ممكن است درك و پرداختن به این مسئله در پروسه بازاریابی قدری مشكل باشد. برای همین خودتان را در جایگاه یك مشتری قرار دهید. فكر كنید و ببینید كه چه چیزی باعث شد فلان كالا را بخرید. شما با استفاده از آن احساس خوبی پیدا می‌كنید و به همین «احساس خوب» علاقه‌مندید. حالا دقت كنید و ببینید كه آگهی تبلیغ آن، چطور از این احساس خبر داد و چگونه به آن اشاره نمود؟
با استفاده از این آگهی‌ها می‌توانید به ایده‌هایی برای طراحی آگهی‌ها و گنجاندن این احساس خوب و خوشایند در آنها، دست یابید.
مشتریان راضی و خرسند، منابع ارزشمندی هستند كه بهترین راهكارهای افزایش فروش و درآمد را عرضه می‌كنند. همواره برگوش دادن به مشتریان ناراضی و پرهیز از خطای پیشین تاكید می‌شود. این تذكر كاملا منطقی و بجاست ولی مشتریان خوشحال، دلایل موفقیت فروش را بیان می‌كنند كه راههای تقویت قوای مثبت طرح بازاریابی و پروسه فروش را به شما نشان خواهند داد.
▪ آخرین نكته درباره رنگ‌هاست. اگر آگهی‌هایتان- چه در مطبوعات و چه در اینترنت - را با رنگ ثابتی همراه كنید، مخاطبان بسیار راحت‌تر آن را به خاطر خواهند سپرد. معمولا بهترین راه اینست كه نام و نشان تجاری شركت به رنگ خاصی باشد و این رنگ اصلا تغییر نكند. همراهی یك رنگ با یك نام و علامت، هویت یك كسب و كار را متمایز از دیگران می‌كند. منبع : روزنامه تفاهم






تاریخ : پنجشنبه 22 آبان 1393 | 11:32 ق.ظ | نویسنده : امیر بدخشان | نظرات
نکات هدفمند درباره بازاریابیطبق تعریف انجمن اروپایی تحقیقات بازاریابی (ESOMAR)، تحقیق بازاریابی عبارت است از: تعیین، جمع‌آوری، تحلیل و تخمین هدفمند و نظام‌مند اطلاعات برای بهبود تصمیم‌گیری‌های مرتبط با تشخیص و حل مسایل و فرصت‌های بازاریابی.
● چرا تحقیقات بازاریابی ضروری است؟
كار اصلی مدیران بازاریابی تعریف نیازهای مصرف‌كنندگان به منظور تدوین و اجرای استراتژی‌ها و برنامه‌های بازاریابی با هدف تامین نیازهای مشتریان است. در این خصوص دستیابی مدیران به اطلاعات مربوط به مشتریان، رقبا و دیگر نیروهای موجود در بازار امری ضروری است.تبلیغات هرگونه ارایه و پیشبرد غیرشخصی ایده، كالا یا خدمات توسط یك تبلیغ‌كننده است كه اهدافی همچون ایجاد آگاهی،‌ ترغیب، یادآوری و تقویت كردن را دنبال می‌كند و پیشبرد فروش مجموعه‌ای از ابزارهای محرك گوناگون است كه اهداف آن ارایه انگیزه خرید و در كوتاه‌مدت خرید سریع‌تر یا بیشتر كالا یا خدمات است.
بررسی تبلیغات در مواردی مانند كسب اطلاعات مربوط به مخاطبان رسانه‌ها، تعیین میزان موفقیت برنامه‌های تبلیغاتی، ارایه پیام‌های جذاب‌تر، برنامه‌ریزی تبلیغات به‌طور اثربخش و انتخاب رسانه‌ها و روش‌های موثرتر تبلیغات، مدیران را یاری می‌كند.
● گام‌های اجرایی تحقیق بازاریابی
▪ هر تحقیق بازاریابی شامل شش مرحله اصلی به ترتیب زیر است
۱) تحقیق مختصر و اولیه
۲) تهیه طرح تحقیق
۳) تنظیم برنامه‌ اجرایی
۴) جمع‌آوری داده‌ها
۵) آماده‌سازی و تحلیل داده‌ها
۶) تهیه گزارش تحقیق
مرحله ۱) تحقیق مختصر و اولیه (Research Brife):
این مرحله بسیار مهم است زیرا مساله اصلی بازاریابی در این مرحله شناسایی و به طور واضح تعریف می‌شود. در صورتی كه اگر مساله به طور دقیق روشن و تعریف نشود، ممكن است شركت متحمل هزینه‌های سنگینی بابت تحقیق غیرضروری شود. در اینجا از طریق مصاحبه با كارشناسان و جمع‌آوری و تحلیل اطلاعات در دسترسی داخلی و خارجی به كشف مساله می‌پردازیم.
مرحله ۲) تهیه طرح تحقیق (Research Proposal):
در این مرحله از تحقیق، موسسه پژوهشگر برنامه تحقیقاتی خود را به صورت طرح مكتوب ارایه می‌كند. طرح تحقیق برنامه‌ای است كه محقق را در درك رابطه علت بین متغیرهای تحت بررسی یاری می‌دهد. در این طرح باید مساله‌های موردنظر مدیریت،‌ هدف‌های تحقیق، اطلاعاتی كه باید گردآوری شود، منابع اطلاعات دست دوم یا روش جمع‌آوری اطلاعات دست اول و نیز هزینه تحقیق مشخص شود.
▪ در طرح پیشنهادی مطالب زیر ارایه می‌شود
۱) توصیف ماهیت مساله
۲) توصیف و تعریف عوامل اصلی تاثیرگذار بر رفتار و جست‌وجو و تحلیل روابط بین متغیرها
۳) توصیف جامعه آماری مورد بررسی و تخمین حجم نمونه
۴) تعیین روش انجام تحقیق
۵) وبرآورد زمان و هزینه
۶) تعیین قلمرو جغرافیایی تحقیق
۷) بیان صحت اطمینان یافته‌های تحقیق
مرحله ۳) تنظیم برنامه اجرایی (Practical Plan):
در این مرحله چارچوب اجرایی پروژه تحقیقات بازاریابی تعیین می‌شود و آن شامل تنظیم چارچوب تئوریكی و عملیاتی تحقیق، بررسی مدل‌های تحلیلی، تهیه سئوال‌ها و فرضیه‌های تحقیق است. فعالیت‌های مربوطه شامل موارد زیر است:
۱) تجزیه و تحلیل اطلاعات مربوط به گذشته
۲) بررسی كیفی
۳) تعریف نمونه آماری و تعیین روش نمونه‌گیری
۴) تعریف اطلاعات موردنیاز
۵) تعیین رویه‌های اندازه‌گیری و مقیاس‌بندی متغیرها
۶) تعیین روش‌های جمع‌آوری اطلاعات كمی
۷) طراحی پرسشنامه
۸) آزمون اولیه پرسشنامه جمع‌آوری اطلاعات (Pretest) و اصلاح آن
۹) شیوه‌های كنترل جمع‌آوری اطلاعات میدانی
۱۰) برنامه تجزیه و تحلیل اطلاعات
مرحله ۴) عملیاتی میدانی و جمع‌آوری داده‌ها (Data Collection):
این مرحله شامل مجموعه عملیات لازم برای جمع‌آوری داده‌های مورد نیاز است كه با جمع‌آوری و تحلیل دقیق داده‌های ثانویه (اطلاعات موجود در كتابخانه‌ها، نشریه‌ها و ...) شروع می‌شود. انجام این مرحله از دوباره‌كاری جلوگیری كرده و می‌تواند راهنمایی برای طرح‌های نمونه‌گیری باشد. داده‌های اولیه توسط پرسشگران با تجربه از طریق مصاحبه با افراد به صورت حضوری یا تلفنی جمع‌آوری می‌شود.
۱) جمع‌آوری داده‌های ثانویه از منابع مختلف
۲) انتخاب، آموزش، سرپرستی و ارزیابی افراد برای عملیات كسب اطلاعات
۳) جمع‌آوری داده‌های اولیه از طریق مصاحبه حضوری یا تلفنی
مرحله ۵) آماده‌سازی داده‌ها و تجزیه و تحلیل آنها
آماده‌سازی داده‌ها شامل اصلاح، كدگذاری، بازنویسی و تایید داده‌هاست. در این مرحله، اطلاعات پرسشنامه كدگذاری و ذخیره‌سازی می‌شوند. تجزیه و تحلیل داده‌ها برای بررسی ارتباط متغیرها با ‌معنی و مفهوم بخشیدن به داده‌های جمع‌آوری شده است.
▪ اقدامات مربوطه عبارتند از
۱) بازبینی پرسشنامه‌ها و خروج پرسشنامه‌های ناقص از فرآیند كار
۲) كدگذاری داده‌های جمع‌آوری شده
۳) ورود داده‌ها به نرم‌افزار SPSS
۴) تجزیه و تحلیل داده‌ها و تبدیل آنها به اطلاعات آماری قابل استفاده
۵) تهیه جداول و نمونه‌ها
مرحله ۶) آماده كردن و ارایه گزارش تحقیق (Preparation of Research Report)
كل پروژه و اطلاعاتی كه به دست می‌آید. به صورت گزارش مستند تهیه می‌شود. به طوری كه در برگیرنده پرسش‌های تحقیق، رویكردها و روش‌های دسترسی به اطلاعات، روش تحقیق، جمع‌آوری داده‌ها و رویه‌های تحلیل داده‌ها و نتایج حاصل از تحقیق باشد.سعی می‌شود، یافته‌ها به صورتی تنظیم شود كه به آسانی در فرآیند تصمیم‌گیری مدیران مورد استفاده قرار گیرد.
▪ در گام نهایی، به ترتیب زیر اقدام می‌كنیم
۱) توصیف اطلاعات به دست آمده
۲) توضیح جداول و نمودارها
۳) تهیه گزارش نهایی جهت ارایه به شركت مشتری
▪ ابعاد مختلف پژوهش‌های بازاریابی
۱) شرایط محیطی (Climate):
الف) تغییرات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی
ب) روند گذشته و آینده بازار
ج) فرصت‌ها و تهدیدها
۲) رقبا (Competitor):
الف) تعداد رقبا
ب) موضع و جایگاه
ج) آمیخته بازاریابی
د) مزیت‌های رقابتی
ر) استراتژی‌ها و اهداف
۳) مصرف‌كننده (Customer):
الف) خصوصیات و ترجیحات مصرف‌كنندگان
ب) دلایل،‌ مقدار، زمان و مكان خرید
ج) اندازه و رشد بازار
د) میزان وفاداری و رضایت
۴) شركت (Company):
۴ـ۱) محصول (Product):
الف) ویژگی‌های محصول
ب) فرصت بهبود و نوآوری در محصول
ج) بسته‌بندی فعلی و مطلوب
د) كیفیت و كاركرد محصول
۴ـ۲) ترفیع (Promotion):
الف) اثربخشی برنامه‌های ترفیع گذشته
ب) هزینه و اثربخشی رسانه‌ها
ج) مناسب‌ترین روش ترفیع
د) توسعه «آمیخته ارتباطات»
۴ـ۳) توزیع (Place):
الف) روش‌های مناسب توزیع
ب) موقعیت مناسب كارخانه، انبارها و...
ج) دسترسی به محصول
د) تجزیه و تحلیل فروش
۴ـ۴) قیمت (Price):
الف) اثربخشی قیمت‌گذاری
ب) وضعیت رقابت قیمت
ج) قیمت محصول جدید
د) میزان تاثیرگذاری قیمت بر تصمیم خرید

منبع : نشر میراث خبر




تاریخ : پنجشنبه 22 آبان 1393 | 11:23 ق.ظ | نویسنده : امیر بدخشان | نظرات
تعاریف متداول بازاریابی سرنخ های مفیدی را برای تحلیل ارائه می نماید . این تعاریف با تأکید بر روابط متقابل تولید کننده (کارپرداز) و مصرف کننده و نیز طبیعت ( ماهیت ) پویایی محیط ، دیدگــــاه هایی را پیشنهاد می کند . اما نکته حائز اهمیت این است که در این دیدگاه ها بیشتر روی بازاریاب تأکید شده است . به همین دلیل ضروری است که چهار عامل برجسته دیگر را که در تعریف پون ( 1993 ) از گردشگری نوین ( بازاریابی بی ثبت ، گسیخته و در عین حال پیشرفته ) در مقابل گردشگری کهن ( به عبارتی همان گردشگری سنتی مردم ) در دهه های پیشین مطرح شده ، در نظر گرفت .

8P در گردشگری

به گفته کاتلر1 (1998) مدیریت ترکیبی بازاریابی عبارت است از ، « مجموعه ای از ابزارهای بازاریابی که یک شرکت برای رسیدن به اهداف بازاریابی خود در بازارهای هدف ازآنها استفاده می کند » . در حقیقت بازاریابی ترکیبی ، ساز و کاری (مکانیزمی) برای اجرای برنامه های راهبردی می باشد .

ضمن اینکه ، برای جلب نظر و تأمین نیازهای بازدیدکنندگان بایستی توجه داشت که تجربه مطلوب گردشگری یا گذران اوقات فراغت ناشی از پنج مرحله است که شامل ، پیش بینی و برنامه ریزی سفر ، مسافرت به مکان دیدنی ، تجربه کسب شده در محل ، بازگشت از سفر ، و یادآوری خاطرات سفر می باشد.

کلیه این تجربه ها می تواند از طریق تأمین مجموعه برنامه های سفر که شامل نقشه ها ، جاذبه های مرتبط با اماکن دیدنی ، اطلاعات در مورد اقامت ، غذا و یادبودهای خریداری شده و لحظات کیفی ایجاد شده تأمین گردد .

برای این منظور نیاز است که ابتدا ترکیب عوامل بازاریابی را که در خدمات گردشگری با آن مواجه هستیم مورد شناسایی قرار دهیم . این عوامل عبارتند از ، کالاها / خدمات ، قیمت / هزینه ، مکان / محل ، ترویج / پیشبرد ، ارتباط و مشارکت ، مجموعه مسافرتی (پکیج) ، برنامه ریزی و فرآیند ، کارکنان و مصرف کنندگان / بازدید کنندگان ، که برخی از آنان مرتبط با بازار رقابتی و تقاضای مصرف کننده ، و برخی دیگر مبتنی بر ایجاد محیطی مطلوب برای مسافران و کارکنان خدمات گردشگری می باشند .

بدیهی است که منظور از مدیریت ترکیبی ، مجموعه ای از استراتژی ها است که جهت اجرای بازاریابی در بازار بخصوصی با یکدیگر تلفیق می شوند و تشکیل یک برنامه اجرایی را می دهند . هر کدام از عوامل فوق نیازمند تصمیم گیری در فرآیند برنامه ریزی بازاریابی می باشد . طبیعی است که بازارهای هدف مختلف ، نیازمند ترکیب بازاریابی متفاوتی در زمان های مختلف و چرخه زندگی گردشگری خود می باشند



تاریخ : پنجشنبه 22 آبان 1393 | 11:17 ق.ظ | نویسنده : امیر بدخشان | نظرات

رفتار خرید مصرف‌كننده همواره به‌عنوان یك موضوع مهم بازاریابی مطرح بوده است. اساس رفتار مصرف‌كننده بر طبق 5 مرحله زیر است:

1. شناسایی مشكل

2. جستجوی اطلاعات

3. ارزیابی گزینه‌ها

4. تصمیم خرید

5. رفتار پس از خرید (كونستانتینیدیس، 2004، ص111)

شكل 1 مدل رفتار خرید مصرف‌كننده و متغیرهای تأثیرگذار بر آن را به خوبی نشان می‌دهد. این مدل مورد پذیرش متخصصان بازاریابی قرار گرفته است و پایه و اساس رفتار خرید مصرف‌كننده بر مبنای این مدل است. (اسمیكین، 2000، ص154)

همان‌گونه كه در این مدل مشاهده می‌شود، محركهای فردی (اجتماعی، روانی و فردی) و محركهای بیرونی (محیطی، سازمانی و بین فردی) در مراحل مختلف رفتار خرید مصرف‌كننده تأثیر می‌گذارند.


گرایش خریدار

به‌طور كلی خریدار در خرید كالاها و خدمات از طرفی اطلاعات كاملی از عوامل آمیخته بازاریابی ندارد و از طرف دیگر به‌دنبال به‌دست آوردن مزایایی از محصولات ارائه شده است. گرایش خریدار به فرآیندی اشاره دارد كه در آن مشتری بالقوه با تفكر، ارزیابی، مشورت و درنهایت تصمیم درمورد منبع مناسب عرضه، برای خرید محصول اقدام می‌كند. فرآیند منبع‌یابی مشتری را «گرایش خریدار» می‌نامند. گرایش خریدار به‌طور كلی 5 بعد دارد كه شامل ارزش، كارایی، مقدار، تنوع و مزایا است. در بخش زیر هر یك از این ابعاد به تفصیل مورد بررسی قرارگرفته است (بنت، 1997، ص152).


ارزش

جدا از ویژگی‌های آشكار ارزش مانند كیفیت، مناسب بودن برای هدف، اطمینان و غیره، قیمت، عملكرد و شهرت عرضه‌كننده نیز برای خریدار مهم است. به‌علاوه خریداران به‌دنبال ظرفیت فنی و ویژگیهای سمبولیك مانند منحصربه‌فرد بودن، غیر قابل جانشین بودن و جایگاه مارك هستند. اما ملاحظات دیگری نیز در این بین وجود دارد. ارزش صرفاً به پول بستگی ندارد و مسائل دیگری نیز برای خریدار مهم هستند. مانند تلاش فیزیكی، مسافت و زمان لازم برای یافتن یك منبع مناسب عرضه محصول. همچنین مشكلاتی مانند چند واسطه‌ای بودن محصول و انحصاری بودن منبع عرضه نیز در این امر مؤثر هستند.


كارایی

منبع مشروع و كارآمد عرضه محصول، می‌تواند به نزدیكی شخص به منبع بستگی داشته باشد. بنابراین مسافت برای خریدار مهم است. مسافت نه تنها به دسترسی، انتخاب، آزادی برای انتخاب و استطاعت خریدار بستگی دارد، بلكه به زمان كه غالباً مهم‌ترین عامل است نیز بستگی دارد.

قدرت و شهرت براند، قابلیت تكرار خرید، نتایج خرید و شكل قفسه‌ها نیز در كارایی مؤثر هستند. كارایی در مجموع زمانی حادث می‌شود كه خریدار قابلیت دسترسی كلی به عرضه‌كننده را مطابق با انتظارات خود داشته باشد.


مقدار

یكی از مشكلات مرتبط با مدل هدف‌گذاری كه در بازاریابی مشاهده می شود، ماهیت محدود بعضی از محصولات (كالاها و خدمات) برای تحویل به خریدار است. برای مثال مكانیكی كه به یك قطعه نیاز دارد و مجبور است یك سری كامل از این قطعات را خریداری كند و یا فردی كه قصد رفتن به مهمانی و اجاره یك لباس برای یك شب مهمانی را دارد. اما مجبور است لباسی را كه حداقل مدت اجاره آن سه روز است را تحویل بگیرد. اینها نمونه‌هایی از صرفه‌جویی به مقیاس در فروشگاه‌ها است و به نظر می‌رسد نمی‌تواند نظر مساعد خریدار را جلب كند. در واقع این صرفه‌جویی به مقیاس از لحاظ هزینه‌ای به زیان خریدار است. مقدار به عواملی نظیر كمیت، تعداد، قابلیت تقسیم، ثبات، قطعات یدكی، اندازه بسته و ... گفته می شود.



مشتریان نیاز به آزادی انتخاب دارند. توانایی انتخاب غالباً به وسیله تولیدكنندگان كالاها و خدمات و نیز بازاریابان نادیده گرفته می‌شود. انتخاب، حق مسلم مشتری و عامل ضروری در بازاریابی اثربخش است. بسیاری از اشخاص در انتخاب‌هایشان دارای محدودیت هستند. درك عمیق‌تر بعد تنوع می‌تواند باعث ایجاد دیدگاه وسیع‌تر از مصرف‌كنندگان شود. اما انتخاب را نه تنها با ارائه تنوع محصولی، بلكه با تنوع قیمت، تنوع شیوه‌های پرداخت و تحویل، تنوع خدمات پس از فروش، بیمه، گارانتی و ... نیز می‌توان تضمین كرد.

صرفه‌جوییهای مقیاس عرضه‌كننده باعث عدم تنوع محصولی می شود كه این امر نكات منفی را برای عرضه‌كننده به همراه دارد. مثلاً در لباس فروشی، باعث محدودیت خریدار در انتخاب اندازه دلخواه، ایجاد ناكامی بالقوه در خریدار و در مواقع بحرانی باعث تغییر مارك و یا حتی تعویض عرضه‌كننده می‌شود.


مزایا

مشتریان مزایای محصول را مشاهده می‌كنند و در صورتی كه آن را مطابق با انتظارات خود دریابند، روابطشان را با ارائه‌كننده ادامه می‌دهند. ماهیت اصلی و منسجم فرآیند منبع‌یابی به این بستگی دارد كه مشتری تشخیص دهد منبع مورد نظر او بهترین مزایا را ارائه كرده است.جدول شماره 2 پنج معیارگرایش خریدار را نشان می دهد (بنت، 1997، ص153).


گرایش خریدار و بازاریاب

با توجه به گرایش خریداران در به‌دست آوردن 5 معیار مورد نظر، بازاریابان نیز باید در طراحی آمیخته بازاریابی، مشتریان هدف را در نظر بگیرند.شكل شماره 2 تعامل بین خریدار و بازاریاب را به نمایش می‌گذارد. قسمت چپ این شكل در مورد فعالیتهای بازاریابی و قسمت راست شكل در ارتباط با گرایش خریدار است. قسمت میانی شكل هم معیارهای هدف را نشان می‌دهد كه تعادل بین اهداف خریدار و بازاریاب را نشان می‌دهد.

هدف مشتری از انجام فعالیتهای خرید، یافتن بهترین عرضه‌كننده و مصرف است. در حالی كه بازاریاب به دنبال هدف‌گذاری است.

نویسنده: جمشید - سالار



تاریخ : پنجشنبه 22 آبان 1393 | 11:15 ق.ظ | نویسنده : امیر بدخشان | نظرات

بسیاری از صاحبان تجارت و کسب و کار گمان می‌کنند که تنها با آگهی در یک روزنامهء محلی یا رادیو و تلویزیون، مصرف‌کنندگان به طور خودکار تشویق به خریداری محصول یا خدمتشان می‌شوند; این تا حدودی درست است. احتمال دارد بعضی افراد تنها از روی کنجکاوی محصول جدید شما را شناسایی و امتحان کنند، اما صدها، بلکه هزاران نفر از مشتریان بالقوه ممکن است هرگز محصول یا کسب و کار شما را شناسایی نکنند. در چنین مواقعی، بهره‌مندی از یک برنامهء بازاریابی موثر خواهد بود; آنچه که شما باید به عنوان مالک یک کسب و کار تجاری انجام دهید، داشتن یک درک و بینش جامع از برنامهء بازاریابی و استفاده از آن به منظور کسب فرصت‌های بازار است.
● مرور استراتژی‌ها و تکنیک‌ها
این کار را تا زمانی که متوجه شوید چگونه باید استراتژی‌ها و روش‌ها را به منظور کسب نتایج دلخواهتان به کار گیرید، ادامه دهید. به خاطر داشته باشید، هدف شما فقط جلب و حفظ یک گروه ثابت از مشتریان وفادار نیست بلکه هدف گسترش جمعیت مشتریانتان از طریق شناسایی و جلب مشتریان جدید و کاهش ریسک به وسیلهء پیش‌بینی تغییرات بازار نیز هست که می‌تواند روی فعالیت شما تاثیر بگذارد. برای این‌که شما به این هدف نایل آیید، طرح بازاریابی شما باید دربرگیرندهء استراتژی‌هایی باشد که در هر طرح بازاریابی دیگر مورد استفاده قرار می‌گیرد (محصول / قیمت / مکان / ترفیع فروش: P۴ .) طرح خود را مرور کنید و اطمینان حاصل کنید که شامل این استراتژی‌هاست و سپس تعیین کنید که چگونه این استراتژی‌ها مورد استفاده واقع شده‌اند و برای هر استراتژی شرح مختصری بدهید.
● هدف‌گذاری
مشتریان (بازار هدف) ‌را بر اساس سن، جنسیت، سطوح درآمد و تحصیلات، شغل و محل اقامتشان توصیف کنید. هیچ‌کس بهتر از شما مشتریانتان را نمی‌شناسد، همچنین علایق آن‌ها، انتظاراتشان و چیزهایی که مورد علاقه‌شان نیست را نمی‌داند. به دلیل این‌که منابع شما محدود هستند، تنها مشتریانی را مورد هدف قرار دهید که احتمال بیش‌تری وجود دارد محصولتان را خریداری کنند.
● تدوین سیاست‌های قیمت‌گذاری
در ارتباط با قیمت‌گذاری در برنامهء بازاریابی باید نکاتی از این قبیل را مدنظر قرار داد:
▪‌ تکنیک‌های قیمت‌گذاری و شرح مختصری از این قیمت‌ها
▪ هزینه‌های اداری و فعالیت‌های ترفیع فروش
▪ موقعیت رقابتی
▪ قیمت زیر قیمت رقبا
▪ قیمت بالاتر از قیمت رقابتی
▪ قیمت‌گذاری چندگانه
▪ هزینه‌های مواد، نیروی کار و سربار
همچنین استراتژی‌ قیمت‌گذاری شما ممکن است بر مبنای استراتژی ‌مورد استفادهء دیگران باشد. در این صورت شما باید طرح و استراتژی‌‌های مورد استفادهء رقبا را مطالعه کنید. به این طریق شما کاملا متوجه می‌شوید که چگونه محصول خود را قیمت‌گذاری کنید و می‌توانید تعیین کنید که آیا قیمت‌های شما مثل رقباست یا خیر؟ آیا قیمت‌های آن‌ها برابر میانگین صنعت است و این‌که شما چه تعدیل‌هایی می‌توانید برای انطباق با آن‌ها انجام دهید. کلید موفقیت، داشتن یک استراتژی‌درست طراحی شده برای تعیین سیاست‌ها و نظارت دایم بر قیمت‌ها و هزینه‌های عملیاتی است به منظور کسب اطمینان از به دست آوردن سود.
● ایجاد یک استراتژی ترفیع اثربخش
در این قسمت توجه به مواردی از این قبیل اجتناب‌ناپذیر است:
▪ رسانهء تبلیغاتی
▪ رسانه‌های چاپی (روزنامه، مجله، اعلامیه‌های کوچک، بروشوروها و…)
▪ راهنماهای تجاری (Yellow Pages)
▪ صدا و سیما
▪ هدایای تبلیغاتی
▪ و…
آن استراتژی‌ترفیعی را توسعه دهید که از رسانه‌های مخلتفی برای ارتقای کسب و کار شما استفاده می‌کند. رسانه‌های گوناگون را بررسی کرده و آن‌هایی را که در ارتقای کسب و کار شما اثربخش‌تر هستند شناسایی کنید. روی جنبه‌هایی از این رسانه‌ها تمرکز کنید که مکان و قیمت شما را به خوبی نشان می‌دهند.
● شناسایی رقبا
برخی نکات که در شناسایی رقبا و بررسی بازار باید به آن‌ها توجه کرد شامل عناوین زیر است:
▪ تقاضا برای کالا یا خدمات
▪ نزدیک‌ترین رقبای مستقیم و غیرمستقیم
▪ نقاط قوت و ضعف رقبا
▪ ارزیابی این‌که کسب و کار رقبا چگونه است
▪ توصیف ویژگی‌های منحصر به فرد محصولتان
▪ شباهت‌ها و تفاوت‌های بین محصول شما و محصول رقبا
▪ استراتژی‌های قیمت‌گذاری برای شما در مقایسه با رقبا
سپس پنج مورد از نزدیک‌ترین رقبای مستقیم و غیرمستقیم خود را شناسایی کنید یک پروندهء شناسایی نقاط ضعف و قوت آن‌ها تشکیل دهید. تبلیغات و ترفیعات آن‌ها و همچنین استراتژی‌های قیمت‌گذاری آن‌ها را در پرونده جمع کنید. این پرونده‌ها را به منظور تعیین این‌که آن‌ها کی و چطور تبلیغ می‌کنند یا چه زمانی برای ترفیعات حامی مالی می‌شوند و پیشنهاد فروش می‌دهند،‌به طور دوره‌ای مرور کنید.
● توصیف محصول
سعی کنید فواید محصولتان را از دید مشتریان توصیف کنید و روی خصوصیات ویژهء آن تاکید کنید. صاحبان موفق کسب و کار می‌دانند و یا حداقل دارای ایده‌ای هستند از آنچه مشتریان از آن‌ها می‌خواهند یا انتظار دارند. این نوع پیش‌بینی می‌تواند در ایجاد رضایت و وفاداری مشتریان مفید باشد.
● تدوین بودجه بازاریابی
در پیش‌بینی بودجهء بازاریابی باید مواردی از این قبیل مدنظر قرار گیرد:
▪ طرح بازاریابی و سیاست‌های ترفیع
▪ هزینه‌های تخصیص داده شده برای تبلیغات و ترفیع
▪ امکانات مورد نیاز برای تبلیغات و ترفیع
▪ فهرست رسانه‌های تبلیغاتی مورد استفاده
اجرای یک طرح بازاریابی اثربخش مستلزم صرف پول است. بنابراین شما باید بخشی از بودجهء عملیاتی خود را برای پوشش هزینه‌های تبلیغاتی و ترفیع فروش و سایر هزینه‌ها تخصیص دهید که در ارتباط با بازاریابی‌اند.
بودجهء بازاریابی را بر اساس هزینه‌هایی که برای رسانه مورد استفاده و هزینه‌هایی که صرف جمع‌آوری داده‌ها و کنترل نظارت بر تغییرات در بازار می‌شود، تدوین کنید.
● توصیف مکان
سعی کنید مکان کسب و کار تجاری خود را از دید مشتریانتان توصیف کنید.
آیا وسیلهء نقلیهء مناسب در دسترس است؟ آیا جنبه‌های امنیتی، دکور و جای پارک مناسب است؟ همچنین میزان احساس امنیت و آرامش خاطری را که به مشتریانتان تقدیم می‌کند، بررسی کنید.

نویسنده : Alireza Ahmad



تاریخ : پنجشنبه 22 آبان 1393 | 11:13 ق.ظ | نویسنده : امیر بدخشان | نظرات
عوامل متعددی برای موفقیت در بازاریابی كالا و خدمات وجود دارد. در این مقاله كوتاه، قصد دارم برخی از مهمترین نكات و عوامل را برای آن دسته از دوستانی كه اخیراً این سوال را از من پرسیده اند بیان كنم.


بازاریابی یعنی چه؟ هیچ شده است كه پیش خودتان، از خودتان بپرسید كه بازاریابی اصلاً و اصولاً چیست؟ در ده دوازده سال اخیر، از افراد بسیاری كه سالها در كار فروش كالا یا خدمات بودند این سوال را پرسیده ام. موفق ترین آنها هم گاهی در بیان یك تعریف كوتاه و مختصر از بازاریابی دچار مشكل می شد. هر كسی تعریفی را ارایه می داد و از دید خودش فكر می كرد كه دارد جامع ترین و كامل ترین پاسخ را می‌دهد. اما متاسفانه كمتر اتفاق می افتاد كه فردی بیاید و یك تعریف درست و حسابی از بازاریابی به ما بدهد. بازاریابی یك هدف ناب و مشخص دارد: «كمك» به «پاسخگویی به نیاز یا نیازهای مشترك» «گروهی از مردم» - كار بازاریاب (چه روی اینترنت یا در فضای واقعی) در اصل این است كه آن گروه از مردم را كه نیاز یا نیازهای مشتركی دارند و البته «قدرت خرید» نیز دارند بیابد و به آنها «كمك» كنند تا با شناخت، خرید (یا مصرف) كالا و خدمات ما، آن «نیاز» را برطرف سازند و به آن در حقیقت پاسخگویند. ببینید بازاریابی درست مثل شكار یا ماهیگیری است. برای شكار و ماهیگیری شما نیاز به یك سری ابزار دارید : اولین گام برای بازاریابی «جمع آوری» اطلاعات است: من برای شكار كجا باید بروم؟ چه فروشگاهی را می شناسید كه لوازم شكار یا ماهیگیری بفروشد؟ آیا مجله ای در این زمینه چاپ می شود؟ شكارچیان یا ماهیگران معروف و مشهور كجا جمع می شوند و چطور می توانیم آنها را پیدا كنیم؟ با پرسش هایی از این دست، علاقمندان، شروع به جمع آوری اطلاعات می كنند. ماهیگیران باید كه انواع ماهی را نیز بشناسند و بدانند كه نیاز ماهیها (از لحاظ نور و غدا و دما و درجه حرارت و ...) چیست؟ به همین ترتیب است كه بازاریاب باید بداند مخاطبین هدفش كجا قرار دارند و نیازهای آنان چیست؟ «قدرت خرید» مخاطبین هدف بسیار مهم است و بازاریاب های موفق وقت و سرمایه خود را در جایی صرف می كنند كه برایشان بازده دارد.

بازاریاب های موفق، از كوچك شروع می كنند. هدف خودشان را می دانند و البته و مهمتر از آن «كالا» و یا «خدماتی» را كه عرضه می كنند بخوبی می شناسند. كار بازاریاب در واقع این است كه «استفاده از آن كالا یا خدماتی كه عرضه می كند را به مردمی كه برای پاسخگویی به نیازهایشان به آن محصول یا خدمات احتیاج دارند توصیه می كند.» ببینید این قضیه خیلی مهم است: بازاریاب توصیه می كند ... نمی فروشد! فروش با بخش و یا واحد فروش است. شما وقتی كالا یا خدماتی را به یكی از دوستانتان توصیه می كنید، مثلاً وقتی كه می گویید كه برو فلان فیلم را ببین یا فلان كاست موسیقی را بخر، در واقع دارید خرید بلیط فیلم یا آن كاست را توصیه می كنید. شما دارید برای آن فیلم یا كاست موسیقی بازاریابی می كنید - گاه بدون آنكه خودتان خبر داشته باشید. افرادی كه چیزی را توصیه می كنند حتماً خودشان آن را مصرف كرده اند و از آن رضایت داشته اند پس بازاریاب های موفق كسانی هستند كه خودشان مصرف كننده كالا و خدماتشان هستند و از آن واقعاً رضایت دارند. كالا و خدماتی را بازاریابی كنید كه واقعاً آن را خودتان نیز استفاده می كنید و از اینكه آن را بكار می برید رضایت دارید.

شركت ها و موسسات، چه بزرگ و چه كوچك، به نظر من باید تحقیق وشناسایی بازار هدف را سر لوحه اقداماتشان قرار دهند. نیازهای واقعی (كوتاه یا بلند مدت) بازارشان را پیدا كنند و خدمات یا محصولاتی را عرضه كنند كه بتواند نیاز مردم را جواب بدهد. متقاعد كردن شركت ها و موسسات در بكار گیری یا روی آوردن به بازاریابی حرفه ای كار ساده ای است شاید خیلی از آنها فكر می كنند تبلیغ یعنی بازاریابی، اما تبلیغ تنها یكی از ابزارهای بازاریابی است. بازاریابی حرفه ای استراتژی های متعددی دارد، تكنیك ها و تاكتیك های متعددی دارد كه بازاریابان حرفه ای باید كه آن شیوه ها و روش ها را بیاموزند و بلافاصله به همكاران خود آموزش دهند. حیات سیستم های كوچك و بزرگ در گرداب گسترده گیتی به میزان آموزشی كه می بینند و یا ارایه می دهند بستگی دارد. به آنهایی كه در برابر ایجاد تیم ها و یا واحدهای بازاریابی در یك شركت یا موسسه كوچك مقاومت می كنند باید این را گفت كه جلب اعتماد مخاطبین شما كار ساده ای نیست، كسی از كالا یا خدماتی كه ارایه می دهید مطلع نیست، مزایای استفاده از كالا و خدمات شما را نمی دانند، پس چه باید كرد: گروه هایی را باید تعلیم داد تا به درستی كالا و خدمات شما را به دست مصرف كننده واقعی برسانند.

در زمینه بازاریابی كتابهای متعدد و مقالات و تحقیقات متعددی وجود دارد به فارسی و انگلیسی: كافی است در گوگل یا سایت آمازون به دنبال واژه های مرتبط جستجو كنید و آنوقت خواهید دید كه تا دلتان بخواهد كتاب و مقاله در این زمینه وجود دارد. Marketing توصیه است و اگر من در این مقاله سایتی یا كتابی را توصیه كنم در واقع دارم برای آن سایت یا كتاب بازاریابی می كنم. پس اجازه دهید كه شركت در سمینارها و دروه های بازاریابی خودم بگویم، چون خودم از آنها بسیار استفاده بردم و دیدم كه افراد بسیاری روش ها و تكنیك ها و استراتژیهای موفقی را كه آموزش داده ام را بكار برده اند و موفق شده اند (: - توفیق و موفقیت همه شما را از ته دلم آرزومندم.
تابان خواجه نصیری



تاریخ : پنجشنبه 22 آبان 1393 | 10:18 ق.ظ | نویسنده : امیر بدخشان | نظرات

بعضی وقت ها ما داریم با جان و دل به حرف های طرفمان گوش می دهیم اما کار خاصی انجام نمی دهیم که این گوش دادن را به طرف مقابل نشان دهیم؛ سرمان را پایین انداخته ایم و گوش هایمان را تیز کرده ایم و گوش می دهیم و درک می کنیم. در این نوع از گوش دادن با اینکه شما اخلاقا دارید گوش می دهید اما به طرف مقابل تان حس خوبی را منتقل نمی کنید. شما او را در یک موقعیت مبهم قرار داده اید که نه می تواند متهمتان کند که به حرف هایش گوش نمی دهید و نه نشانه هایی از گوش دادن می بیند.

در این حالت به جای اینکه ذهن طرفتان درگیر حرف های خودش و ادامه دادن آنها شود، درگیر این ابهام لعنتی می شود و معمولا ترجیح می دهد که حرف هایش را زودتر تمام کند یا اینکه احتمالا از شما بپرسد که آیا به حرف هایش گوش می دهید یا نه. این حرف شما که «گوشم پیش شماست» هم معمولا دردی را دوا نمی کند و بیشتر اعصاب طرف را به هم می ریزد. روان شناسان به این نوع گوش دادن تقریبا بی فایده می گویند «گوش دادن منفعل».

در مقابل در گوش دادن فعال، علاوه بر اینکه ما دل و جانمان را به خدمت گوش دادن گرفته ایم، طوری رفتار می کنیم که این گوش دادن به طرفمان منتقل شود. از سر تکان دادن های معروف خبرنگاران گرفته تا برگرداندن خلاصه ای از حرف های طرف به خودش، می تواند نشانه گوش دادن ما باشد.

فقط یادتان باشد که نه خودتان را گول بزنید و نه طرفتان را. اینکه شما بدون گوش دادن به حرف های طرف، فقط سرتان را تکان دهید یا لبخند بزنید، بالاخره شما را لو می دهد. طرف خنگ که نیست، بالاخره یک جایی متوجه می شود که حرف های دردناکش با لبخند شما نمی خواند یا اینکه تکان دادن سرتان وقتی که حرف های طرف تمام شده، بی معنی است.



تاریخ : پنجشنبه 22 آبان 1393 | 10:12 ق.ظ | نویسنده : امیر بدخشان | نظرات

خب، به درد زندگی کردن. شما در هر جایی از زندگی تان که بخواهید با یک نفر رابطه داشته باشید، باید بتوانید حرف هایش را به خوبی گوش دهید. گوش دادن عمیق و همراه با همدلی به حرف های دوست صمیمی یا همسر، گوش دادن دقیق به حرف های استاد یا معلم، گوش دادن همراه با ارزیابی به حرف های کارکنان یک سازمان در صورتی که مدیر جایی باشید، نمونه هایی از کنش های ارتباطی هستند.

اما اگر بخواهیم خیلی کلی تر و بدون توجه به موقعیت های خاص بگوییم گوش دادن چه فایده ای دارد، گفتن یک جمله کافی است؛ گوش دادن خوب به معنی توجه به دیگران است. تصور کنید رابطه ای که در آن طرف مقابل احساس کند که شما به او توجه داشته اید، چقدر می تواند لذت بخش باشد. وقتی شما با خوب گوش دادن به حرف های طرف مقابلتان توجه می کنید، قبل از هر چیز به خودتان کمک می کنید تا برداشت کاملی از حرف های او داشته باشید. در مقابل، طرفتان متوجه می شود که شما به حرف هایش علاقه دارید و نگران او هستید. این قضیه به نوبه خودش باعث می شود که طرف مقابلتان تشویق شود در مورد خودش با صراحت و آزادی بیشتری حرف بزند. هرچه که یک نفر راز هایش را راحت تر بیان کند، رابطه هم صمیمانه تر می شود؛ پس در نهایت، گوش دادن خوب موجب صمیمیت بیشتر می شود و این دور مثبت همچنان ادامه پیدا می کند.

حالا قضیه را بر عکس کنیم؛ تصور کنید که رئیس شما، استاد شما، همسر شما یا حتی زیردست شما متوجه شده باشد که شما قسمتی از حرف هایش را گوش نداده اید؛ شما موقعیت های شغلی فراوانی را از دست می دهید، همسرتان از دست شما عصبانی می شود، جر و بحث های بی دلیلی به خاطر دفاع شما از خودتان راه می افتد و خلاصه اینکه مشکلات خفنی به خاطر نداشتن مهارت گوش دادن برایتان پیش می آید.

احتمالا در ذهن شما هم خاطراتی از این گوش ندادن ها و لو رفتن ها زنده شده است. در واقع همان طور که در شماره های قبل هم توضیح دادیم، ما می توانیم فرایندهای ذهنی مثل گوش دادن را مدیریت کنیم؛ یعنی خود ما هم می دانیم که چه موقع داریم به حرف یک نفر، درست و حسابی گوش می دهیم و کی حواسمان در هپروت است؛ دقیقا مثل موقعی که یک کتاب دستمان گرفته ایم و می خواهیم بخوانیم اش اما گاهی فقط کلمات را می بینیم؛ منتها فرق گوش دادن و خواندن این است که کتاب بی زبان وقتی می فهمد ما درست نمی خوانیم اش کاری از دستش بر نمی آید ولی در گوش دادن، ما معمولا با یک آدم سر و کار داریم و یک رابطه زنده و معلوم است که به طرف مقابلمان برمی خورد اگر بفهمد به او گوش نمی دهیم.

گوش دادن همزمان به 2 منبع صوتی، حتما شما هم مجری های مسابقات زنده تلفنی تلویزیون را دیده اید که وقتی دارند به پیام های اتاق فرمان گوش می دهند، به طرز تابلویی حرف های کسی که پشت تلفن است را متوجه نمی شوند. دل مشغولی ها و درگیری های ذهنی هم می تواند جلوی خوب گوش کردن را بگیرد. وقتی ذهن ما خیلی مشغول است، در واقع بیشتر داریم به صدای ذهن خودمان گوش می دهیم تا صدای طرف مقابل.



تاریخ : پنجشنبه 22 آبان 1393 | 10:11 ق.ظ | نویسنده : امیر بدخشان | نظرات

بهترین جواب، شاید یک عبارت مشهور است که بارها در ادبیات کلاسیک خودمان تکرار شده است؛ «گوش جان». وقتی کسی با «گوش جان» به حرف های شما توجه می کند، دقیقا دارد ایده آل متخصصان علوم ارتباطات را اجرا می کند؛ یعنی فعالانه دارد به اطلاعات کلامی شما گوش می دهد. اما اگر بخواهیم تریپ علما را بگیریم و فرق های گوش دادن و شنیدن را بگوییم کار کمی مشکل می شود. در ساده ترین حالت می شود گفت شنیدن یک فرایند جسمی و مکانیکی و گوش دادن یک فرایند ذهنی است.

به بیان پیچیده تر (!)، شما می توانید از انتشار امواج صوتی توسط دستگاه کلامی گوینده تا درک آن کلام توسط شنونده، مراحلی را در نظر بگیرید. در شنیدن، این مرحله تا برخورد امواج صوتی به گوش گیرنده پیش می رود و متوقف می شود؛ مثلا شما در پیاده روی شلوغی راه می روید و همهمه آدم های دور و بر را می شنوید؛ اما فقط می شنوید و نمی فهمید که چه چیزی می گویند.

وقتی که شما حرف کسی را گوش می دهید، مراحلی که گفتیم تا آخر اجرا می شوند؛ یعنی امواج صوتی احساس شده به وسیله گوش، توسط مغز پردازش می شوند و می توانید معنای حرف های طرف را بفهمید، آنها را تفسیر کنید، ارزش گفته هایش را زیر و بالا کنید، آنها را یک جای مغزتان save کنید و در نهایت پاسخی به حرف هایش بدهید.



تاریخ : پنجشنبه 22 آبان 1393 | 10:10 ق.ظ | نویسنده : امیر بدخشان | نظرات

تعداد کل صفحات : 8 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...